جمعه ۱۶ تیر ۱۳۸۵ - ۱۵:۰۶

مانی راد: بیش از هشت ساعت در منطقه پرسه زدن و از طرح های مختلف بازدید کردن، بسیاری از مسئولان را صمیمی تر کرده بود. یکی از مسئولان دفتر شهردار، در آخرین لحظات از اجرای این طرح و تاثیر آن بر مناطق مختلف سخن گفت.

اگرچه قرار بود که در پایان بازدید، خبرنگاران با شهردار، جلسه ای خبری داشته باشند، اما کنجکاوی ما نگذاشت بسیاری از مسئولان سکوت سر به مهر را نگشایند. برخی از معاونان شهردار از تاثیر خوب و اقدام مناسب برای ساماندهی بسیاری از مشکلات در قالب این طرح سخن می گفتند.

وقتی که شهر در سکوت شکننده یک صبح تابستانی به آرامی خوابیده بود، هنگامی که آفتاب از پس یک شب پر ستاره، خودش را در آسمان پایتخت بالا می کشید تا به آرامی گرمای تند و سوزاننده اش را بر پیکره شهر بگستراند، از میان خیابان های خانی آباد می توانستی به رد قدم های کسانی پی ببری که مردم از مدت ها پیش منتظر آمدنشان بودند.

در تمام کوچه پس کوچه های منتهی به شهرداری منطقه ، 19 پلاکاردها و پارچه نوشته های متعدد برافراشته شده بود و نوشته ای روی آن خودنمایی می کرد: «اجرای طرح جهادی 137 ».

در همان نگاه اول می توانستی تصور کنی که دلیل اجرای این طرح چیست؟ اما هیچ گاه نمی‌توانستی برای لحظه ای حتی فکر کنی که قرار است در یک روز تعطیل، تمام مدیران ارشد شهرداری را در کنار مردم ببینی در حالی که به مشکلاتشان گوش می دهند و در حل بسیاری از آنان بدون کمترین بوروکراسی اداری اقدام می کنند.

شهرداری منطقه 19 شاید تا به حال روز تعطیل به این شلوغی به خود ندیده بود. ازدحام مردم در پارک جلوی آن و حضور نیروی انتظامی در اطراف آن خبر از اتفاقی داشت. انواع پارچه نوشته ها پیام هایی مبنی بر خوش آمدگویی به مسئولان شهر را در خود جای می دادند. قرار بود که شهردار رأس ساعت 8 صبح بیابد. عقربه ها چرخیدند و در ساعت هشت و پنج دقیقه خودروی حامل شهردار به مقصد رسید.

ازدحام جمعیت بلافاصله اتومبیل را دربرگرفت و دکتر قالیباف با لبخندی بر لب اولین روز از «طرح جهادی 137 » را در حوالی خیابان خانی آباد آغاز کرد. حتی نزدیک ترین افراد به شهردار، در آن لحظه نمی توانست تصور کند که امروز چه روز سختی خواهد بود و چه اتفاقاتی را رقم خواهد زد. یک روز تعطیل شهردار برای رفع نیازهای شهروندان در منطقه 19 پرسه زد و هر کس که خودروی حامل او را می دید، دستی تکان می داد و با لبخند، امید روزهای بهتری را برای منطقه و شهر خودش در دل می پروراند.

طرح های گوناگون و ازدحام جمعیت

بر اساس برنامه ای که از سوی شهرداری منطقه ارائه شده بود، شهردار تهران می بایست برای افتتاح و بازدید از 14طرح ضربتی که در طول یک هفته ساماندهی و آماده شده در منطقه حضور می یافت. اولین طرح که در همان لحظه ورود مورد بازدید و بهره برداری قرار گرفت، «تعاونی اعتباری شهر» بود. تعاونی هایی که در هر منطقه از شهرداری به وجود آمده تا با اعطای وام ازدواج به جوانان شهر بتواند برای زوج های جوان، کمکی باشد و از سویی هم در راستای برنامه های شهرداری فعالیت کند.

 

حضور چند دختربچه کوچک با گل و شیرینی و قرآن در ورودی این مرکز و روبانی صورتی رنگ می توانست خبر از افتتاح این طرح باشد. شهردار تهران پس از افتتاح این طرح و باز کردن حساب در این صندوق به عنوان اولین دارنده حساب در تعاونی اعتباری شهر، به سمت پارک روبه روی شهرداری منطقه رفت تا دومین پروژه را افتتاح کند؛ «تلویزیون شهری». در اینجا بود که ازدحام جمعیت راه بر دکتر قالیباف بست. این تازه آغاز ماجرا بود.

با گذشت زمان و بالا آمدن آفتاب و چرخیدن عقربه های ساعت، یک به یک طرح های مختلف مورد بهره برداری یا بازدید قرار می گرفت: «طرح ساماندهی بوستان خیابان مینا»، «طرح ساماندهی بوستان محله بستان»، «افتتاح مرکز کارآفرینی بانوان»، «افتتاح مرکز بازپروری ره یافتگان»، «افتتاح پایانه مسافری دولتخواه»، «ساماندهی بوستان محله ای دولتخواه»، «افتتاح زمین ورزشی چمن مصنوعی پارک نرگس»، «زمین ورزشی محله ای شهرک بخارایی»، «فضای سبز بزرگراه شهید احمد کاظمی»، «زمین چمن مصنوعی مجموعه ورزشی بهار»، «نماد شهری میدان مطهری» و «زمین ورزشی چمن مصنوعی شهید باقرزاده».

تمام منطقه پر بود از ازدحام جمعیت و استقبال مردم. اگرچه در زیر آفتاب گرم و سوزان مناطق جنوبی شهر که شدت بیشتری یافته، می توان اندکی تحمل کرد و به حرف مردم گوش سپرد، اما ساعت ها پا به پای کسانی که «طرح جهادی» را مبنای خدمات رسانی اضطراری می دانستند، رفتن کاری سخت و بسیاری دشوار بود. این تازه آغاز ماجرا بود.

همه مسئولان آمده بودند

اگر فارغ از تمام شلوغی ها در گوشه ای به آرامی سکوت می کردی و تنها با چشمانی کنجکاو به حوادث این جمعه پر از اتفاق می نگریستی، می توانستی چیزهای زیادی را پیدا کنی. کسانی را که اگرچه پشت میزهای بزرگشان از طرح های عمرانی و پروژه ها و بودجه های کلان سخن می گفتند را می توانستی در میان مردم پیدا کنی، در حالی که هر کدام به درد دلی گوش می دهد. صحبت کردن با آنان هم بسیار راحت بود. نه کسی نگرانی  از به وجود آمدن حاشیه های خبری داشت و نه کسی در پی یافتن نقطه ضعفی از مدیری. همه در کنار هم با شادابی سرگرم کار بودند.

در گوشه ای می توانستی «سردار آجرلو» را در حال ورانداز کردن تجهیزات ورزشی پارک ببینی و گفت‌وگو با مسئولان پارک و پیگیری برای تهیه امکانات بهتر و در گوشه ای دیگر مهندس کرباسیان را در حالی که با لبخندی بر لب بی هیچ تکلفی خنده را برایت به ارمغان می آورد. حتی حضور مهندس پورزرندی در میان مردم هم دیدنی بود. یا مهندس دنیامالی که مد ت ها در پی اش بودی تا گفت وگویی با او داشته باشی و از تونل رسالت بپرسی. همه بودند. همه آنها که در طول ماه ها و هفته های گذشته دست نیافتنی بودند، اما حالا با اجرای طرح جهادی 137 در کنار مردم و برای انجام کارهایشان جمع شده بودند.

بیش از هشت ساعت در منطقه پرسه زدن و از طرح های مختلف بازدید کردن، بسیاری از مسئولان را صمیمی تر کرده بود. یکی از مسئولان دفتر شهردار، در آخرین لحظات از اجرای این طرح و تاثیر آن بر مناطق مختلف سخن گفت. اگرچه قرار بود که در پایان بازدید، خبرنگاران با شهردار، جلسه ای خبری داشته باشند، اما کنجکاوی ما نگذاشت بسیاری از مسئولان سکوت سر به مهر را نگشایند.

برخی از معاونان شهردار از تاثیر خوب و اقدام مناسب برای ساماندهی بسیاری از مشکلات در قالب این طرح سخن می گفتند. همه آنها به اتفاق بسیاری از مشکلات را قابل حل می دانستند، اما انگار تا به امروز چنین اراده ای برای انجام کارها وجود نداشت. این طرح به تعبیر بسیاری از مسئولان از جمله خود شهردار، در ابتدای راه بود. طرح جهادی 137 در هر هفته و به منظور تامین خواسته های مردم برای اجرای طرح های کوتاه مدت به صورت ضربتی در مناطق مختلف به اجرا درمی آید و می توان انتظار داشت که پس از اجرای هر طرح در یک منطقه در طول یک هفته بتوان سیمایی تازه تر از مناطق مختلف را دید؛ چهره ای که تا به امروز به دلایل مختلف در زیر انبوه مشکلات پوشیده مانده بود.

چند کلمه حرف حساب

چه پیرزنی که با تخم مرغی در دست به سراغ دکتر قالیباف آمد تا او را از هر چشم زخمی مصون دارد، چه آن پیرمردی که نان تازه را پیشکش شهردار کرد، حتی عده ای از جوانان محله دولتخواه که شهردار را دربرگرفته بودند و با او به گرمی صحبت می کردند، همه از اتفاقی که موجب تازه تر شدن چهره منطقه شان شده بود، خوشحال بودند.

قالیباف در حضور عده ای از مردم شهرک صنیع خانی (صالح آباد) در حالی که همه در مسجد صاحب الزمان محل جمع شده بودند، گفت: «من تا به حال چهار بار به منطقه شما آمده ام. همان طور که به مناطق دیگر رفتم، اما برای اولین بار است که از نزدیک با شما صحبت می کنم. چهره منطقه از روزی که برای اولین بار به اینجا آمدم، کاملاً تغییر کرده است».

او به مشکلات مردم اشاره کرد و ادامه داد: «وقتی بودجه یا امکاناتی به وجود می آید، امکان ندارد که من برای تخصیص این امکانات از جنوب شهر آغاز نکنم».شاید حق با یکی از اهالی منطقه بود که می گفت: «اگر این روند ادامه داشته باشد،  خیلی زود محرومیت از منطقه 19 رخت بر می بندد و بسیاری از مردم این منطقه به راحتی زندگی خواهند کرد».

هنوز آفتاب گرمایش را از دست نداده بود و سایه ها کش نیامده بود که جلسه گفت وگوی خبری با شهردار به پایان رسید؛ در حالی که هرکدام از ما کوله باری از خستگی و خاطرات شیرین زیادی را به دوش می کشیدیم. امروز، زیبا بود. به خاطر تمام خنده های بر لب آمده، به خاطر تمام گریه های از سر شوق، به خاطر تمام حرف های از ته دل برآمده، امروز زیبا بود. چه قدر جالب بود که می شد هر هفته در روز جمعه، به همراه مسئولان ارشد شهری در شهر پرسه زد و نشانی از مردمی گرفت که به تعبیر شهردار، بسیار خوب، خونگرم و مهربان بودند. اما مشکلات، سخت نگرانشان کرده بود.

راستش آن روز وقتی که ما از منطقه 19 خداحافظی کردیم، این نوید را به خود دادیم که دوباره 22 هفته دیگر به همراه همین مسئولان در این منطقه بگردیم و دوباره پای حرف های دردمندان بنشینیم. راستی آقای شهردار، آن پیرزنی را که با دیدن شما گریه کرد، آیا می شناسید؟ او با دیدن شما و گفتن درد دل هایش آرام گرفت. چه قدر خوب است که باز هم به سراغش بروید.

کد خبر 1015

برچسب‌ها