به گزارش همشهری آنلاین، جنگ ایران و عراق صرفاً یک درگیری دوجانبه نبود، بلکه بهتدریج به عرصهای برای مداخله و تأثیرگذاری قدرتهای بزرگ تبدیل شد. در این میان، آمریکا نقشی تعیینکننده در تقویت رژیم صدام حسین ایفا کرد. اگرچه آمریکا در ظاهر خود را بیطرف نشان میداد، اما در عمل با مجموعهای از اقدامات سیاسی، نظامی و اطلاعاتی، بهطور مؤثر از عراق در جنگ علیه ایران حمایت کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و قطع روابط تهران – واشنگتن، آمریکا عراق را بهعنوان ابزاری برای مهار ایران در منطقه تلقی کرد. در همین چارچوب، آمریکا در مجامع بینالمللی، بهویژه شورای امنیت سازمان ملل، بارها از محکومیت صریح عراق بهعنوان آغازگر جنگ یا استفادهکننده از سلاحهای شیمیایی جلوگیری کرد.
علاوه بر این، آمریکا در سال ۱۹۸۴ روابط دیپلماتیک خود با عراق را از سر گرفت و عملاً به بازسازی جایگاه بینالمللی رژیم صدام کمک کرد. این حمایت سیاسی باعث شد عراق با اطمینان بیشتری جنگ را ادامه دهد، بدون آنکه نگران فشار جدی بینالمللی باشد.
یکی از مهمترین ابعاد نقش آمریکا، ارائه اطلاعات نظامی و اطلاعات ماهوارهای به عراق بود. در سالهای پایانی جنگ، بهویژه پس از برتری نسبی ایران در برخی جبههها، آمریکا اطلاعات دقیق از موقعیت نیروهای ایرانی، آرایش نظامی و اهداف عملیاتی را در اختیار ارتش عراق قرار داد. این اطلاعات نقش مهمی در برنامهریزی حملات عراق، از جمله حملات گسترده و مرگبار، ایفا کرد.
هرچند آمریکا مستقیماً تسلیحات گسترده به عراق نفروخت، اما از طریق متحدان خود و چراغ سبز سیاسی به کشورهای دیگر، زمینه دسترسی عراق به انواع سلاحها و تجهیزات نظامی را فراهم کرد. همچنین صادرات اقلام دوکاربردی و فناوریهایی که کاربرد نظامی داشتند، بخشی از این حمایت غیرمستقیم بود.
یکی از جنجالیترین و بحثبرانگیزترین جنبههای نقش آمریکا، آگاهی از استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی و در عین حال ادامه حمایت از آن بود. اسناد و شواهد منتشرشده در سالهای بعد نشان میدهد که مقامات آمریکایی از بهکارگیری گازهای شیمیایی علیه نیروهای ایرانی مطلع بودند، اما این موضوع مانع از ادامه همکاری اطلاعاتی و سیاسی با بغداد نشد. این سکوت و مماشات، عملاً به رژیم صدام این پیام را منتقل کرد که استفاده از سلاحهای ممنوعه بینالمللی، هزینه جدی سیاسی برای او نخواهد داشت؛ مسئلهای که به تشدید و تداوم این جنایات جنگی انجامید.
در نهایت میتوان گفت که نقش ایالات متحده آمریکا در جنگ عراق علیه ایران را نمیتوان صرفاً به «بیطرفی» یا «مدیریت بحران» تقلیل داد. حمایتهای سیاسی، اطلاعاتی و غیرمستقیم نظامی آمریکا از عراق، در کنار نادیدهگرفتن استفاده از سلاحهای شیمیایی، نشاندهنده اولویت منافع ژئوپلیتیک بر اصول حقوق بینالملل و حقوق بشر بود. این سیاستها نهتنها به طولانیتر شدن جنگ و افزایش تلفات انسانی انجامید، بلکه یکی از نمونههای بارز استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی آمریکا را در تاریخ معاصر رقم زد.
نظر شما