به گزارش همشهریآنلاین، فوتبال ایران مدتهاست که در محاصره هیاهو برای هیچ قرار دارد. ویترینی پر زرقوبرق که وقتی در آن را باز میکنی، چیزی جز فرار از واقعیت و فرافکنی نمیبینی. در این آشفتهبازار که مربیان شکست را به گردن وزش باد و ناداوری میاندازند و پیشکسوتان برای خوشایند هواداران، منطق را ذبح میکنند، یک نفر ایستاده که بلد است سکوت کند، بپذیرد و از همه مهمتر، برود. محرم نویدکیا، تجسم گمشدهای است که فوتبال ما برای زنده ماندن به آن نیاز مبرم دارد؛ اصالت.
صحبتهای اخیر محرم در برنامه فوتبال برتر، فراتر از یک تحلیل فنی بود؛ آن یک بیانیه اخلاقی بود. در فوتبالی که مربیان با قراردادهای چندده میلیاردی، حتی پس از فجایع فنی به صندلی خود میچسبند، محرم بهخودش اولتیماتوم میدهد. او نمیگوید «اجازه بدهید ۵سال برنامهریزی کنم»، او میگوید «من ۲سال فرصت داشتم و امسال سال سوم است. اگر قهرمان نشوم یعنی مسیر را اشتباه رفتهام و باید جا را برای نفر بعدی باز کنم.» این یعنی محرم نویدکیا، برخلاف بسیاری، فوتبال را برای خودش نمیخواهد؛ او خود را برای فوتبال و برای سپاهان میخواهد. او به جای آنکه پشت عشق هواداران سنگر بگیرد، از اعتبار خودش هزینه میکند تا استاندارد مسئولیتپذیری را بالا ببرد.
نگاهی به اطراف بیندازید. مربیانی را میبینیم که در کنفرانسهای خبری، بیشتر از تاکتیک، درباره حقخوری حرف میزنند. کسانی که میخواهند با ایجاد سروصدا و تهییج کاذب سکوها، ضعفهای فنی خود را بپوشانند. حتی چهرههای آرامی مثل خسرو حیدری هم گاهی در تله عوامگرایی میافتند و برای آنکه از قافله عقب نمانند، تصویری از خود ارائه میدهند که فرسنگها با شخصیت واقعیشان فاصله دارد. در سوی دیگر، وحید هاشمیان را میبینیم که هنوز درگیر دفاع از عملکردی است که گذشته و تمامشده است. در روزگاری که وحید هاشمیان نمیخواهد شکستش را قبول کند، محرم در لحظه پیروزی هم منتقد اول خودش است. او بهدنبال عذرخواهی نیست، او بهدنبال اصلاح است. محرم ثابت کرد که برای محبوب بودن، نیازی به تخریب رقیب یا داور نیست؛ کافی است با خودت صادق باشی.
ما در فوتبالمان به محرم نیاز داریم چون او به ما یادآوری میکند که فوتبال هنوز میتواند شریف باشد. او یادآوری میکند که میتوان اسطوره بود اما ادای قدیسها را درنیاورد. فوتبال ایران از فقدان واقعبینی رنج میبرد. همه میخواهند قهرمان شوند، اما هیچکس نمیخواهد بپذیرد که برای قهرمانی ابزار، دانش و آرامش لازم است.
نویدکیا با آن چهره متین و لحن استواری که لرزه بر تن ساختارهای غلط میاندازد، نشان داد که قدرت واقعی در فریادزدن نیست، بلکه در پذیرفتن حقیقت است. او حتی زمانی که تیمش در اوج بحران بود، به جای پیدا کردن دشمن فرضی، به درون خودش نگریست و بهخودش اولتیماتوم داد. این همان کیمیای نایابی است که فوتبال ما را از یک ورزش صرف، به یک مکتب اخلاقی تبدیل میکند.
سپاهان با محرم قهرمان بشود یا نشود، او همین حالا جام اصلی را برده است. او جام احترام و اعتبار را از آن خود کرده است. او به ما یاد داد که میتوان در میانه میدان جنگ، صلحطلب بود و در اوج فشار، منطقی ماند. فوتبال ایران به امثال محرم نیاز دارد تا یادمان نرود که ورزش، پیش از هر جامی، قرار بود به ما آدم بودن را بیاموزد. محرم نویدکیا، مربی نیست؛ او آینهای است که زشتیهای رفتاری فوتبال ما را به رخمان میکشد و با سکوتش، بلندتر از هر فریادی، راه درست را نشان میدهد. اگر امروز از او حمایت نکنیم، فردا باید در فوتبالی زندگی کنیم که در آن، تنها کسانی برنده میشوند که بلندتر فریاد میکشند، نه کسانی که بهتر فکر میکنند.
تا اینجا فقط از شخصیت محرم گفتیم اما نباید اجازه داد چهره کاریزماتیک و متین او، تواناییهای نبوغآمیز فنی این مربی را زیر سایه قرار دهد. او از معدود مربیان نسل جدید است که به فوتبال مالکانه نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهعنوان یک هویت نگاه میکند. در لیگی که اکثر مربیان با استراتژی اول گلنخوردن به میدان میروند، تیمهای نویدکیا با جسارتی ستودنی، بازیسازی را از خط دفاعی آغاز و با اصرار بر پاسهای کوتاه و پرشمار، حریف را در زمین خود حبس میکنند.
محرم ثابت کرده که میتوان بدون جنجال و با تکیه بر آنالیز دقیق و توسعه شعور تاکتیکی بازیکنان، تیمی ساخت که حتی در روزهای شکست هم تحسین منتقدان فنی را برانگیزد. او فوتبال را فدای نتیجه نمیکند، بلکه معتقد است از مسیر درست بازی کردن است که میتوان به نتایج پایدار رسید؛ نگاهی که او را به یکی از پیشروترین مربیان تاکتیکی فوتبال ایران تبدیل کرده است.

نظر شما