پیشکسوت ورزشی
-
گردهمایی پیشکسوتان ورزش کشور
مراسم تقدیر از پیشکسوتان ورزش، روز سه شنبه ۵ آبان برگزار شد. این رویداد با هدف گرامیداشت سالها فعالیت و خدمت چهرههای نامدار ورزشی کشور ترتیب یافت.
-
مرشد پیشکسوت زورخانه: طیب از ما رخصت میگرفت
استاد عباس شیرخدا میگوید: پدر من که یک ورزشکار باستانی بود، در محلههای قدیمی با زورخانه بزرگ شد.
-
ویژگی میلبازها و چرخزنها در ورزش باستانی
استاد عباس شیرخدا میگوید: من با کمک دوست ورزشکارم، برای حفظ مهارتهای خوانندگی خودم تلاش میکنم.
-
صدای مرشد باید حماسی باشد
مرشدان زورخانه با خواندن روضه امام حسین، زحمات ۵۰ ساله خود را نشان دادند.
-
وقتی جاهلها به مردم چربی آب شده میفروختند
استاد عباس شیرخدا، مرشد پیشکسوت ورزش باستانی در بخشی از گفتگویش با تلویزیون همشهری می گوید: جاهلهای محل چربیهای گوسفندی را میبردند آب میکردند و به نام صابون میفروختند.
-
خاطره جذاب شیرخدا از حضور در رادیو
استاد عباس شیرخدا، مرشد پیشکسوت ورزش باستانی میگوید: من با وجود برف بسیار زیاد و محدودیت زمانی، توانستم ۵۰ شعر را برای مردم اجرا کنم.
-
مرشد پیشکسوت زورخانه: طیب ورزشکار و دستگیر مردم بود
ورزش باستانی ایران تنها در کشور ما است و ورزشکاران آن بسیار آزاده هستند.
-
شیرخدا: از طریق آقای والیزاده وارد رادیو شدم
مرشد پیشکسوت ورزش باستانی در گفتگو با تلویزیون همشهری می گوید: من با شروع از مدرسه و فعالیت در رادیو، افتتاح شبکه سه را نیز انجام دادم.
-
حرف در گوشی آقا تختی با شیرخدا
استاد عباس شیرخدا میگوی: من در زمان مسابقات المپیک برای پهلوان تختی آواز خواندم و از نجابت او لذت بردم.
-
مرشد پیشکسوت زورخانه: بیشتر از ۷۰ سال در رادیو و تلویزیون هستم
استاد عباس شیرخدا، مرشد پیشکسوت ورزش باستانی و صدای آشنای شاهنامهخوان میگوید: من با صدای پرطنین خود صبحها برای مردم شهرک اکباتان آواز میخوانم و برایشان اجرا میکنم.
-
رسم گلریزان در زورخانه برای گرهگشایی
استاد عباس شیرخدا در گفتگو با تلویزیون همشهری می گوید: آقای محمد محمودی با انجام رسم گلریزون در زورخانه باعث آزادی زندانیان شد.
-
فرار شیرخدا از طرفداران استقلال و پرسپولیس
مرشد پیشکسوت ورزش باستانی میگوید: من از نصب تندیسم در ورزشگاه و یادآوری افتخارات ورزشکاران بسیار خوشحال هستم.
-
خدا مرا برای خواندن آفریده است
استاد عباس شیرخدا میگوید: از دوران مدرسه با خواندن شاهنامه و اجرای برنامهها در جشنها آشنا شدم.
-
از این بازیکنها نمیتوان توقعی داشت؛ دو تا تیمملی پشت تیمملی نسل ما بود
محمود فکری به ادعای برخی بازیکنان تیم ملی درباره «نسل طلایی فوتبال ایران» پاسخ داد
-
از اولین شوت تا آخرین سوت | خودمانی با وحید قلیچ، دروازهبان پیشکسوت سرخپوشان پایتخت
تهران را شاید بتوان از روی نقشه شناخت، اما از روی نقشه نمیشود فهمید چرا کوچهای را «کوچه دردار» میگفتند. وحید قلیچ، دروازهبان پیشکسوت پرسپولیس و رکورددار بازیهای دربی، پاسخ این پرسشها را نه از روی کتاب، بلکه از دل همان کوچهها بیرون میکشد ودر فصل دوم برنامه تلویزیونی دروازه تهران روایت میکند.
-
تلاش پسر برای گل نخوردن پدر؛ خداوند با این پسر به من خیلی محبت کرد
پسر و دخترم نعمتی هستند که خداوند به من هدیه داده است. حمایت بیدریغ فرزندانم امیرمسعود و دخترم باعث شده تا با آرامش فعالیت کنم.
-
انتخابهای جنجالی در خط حمله؛ تیم رویایی وحید قلیچ معرفی شد
من ترکیبی از اسطورههای استقلال و پرسپولیس را برای تشکیل یک تیم رویایی انتخاب میکنم.
-
گله پیشکسوت فوتبال از بعضی مدیران؛ توقع قلیچ از مسئولان چیست؟
ما پیشکسوتان پرسپولیس توقع زندگی لوکس نداریم، حداقلش این است که سالی سهچهار تا بلیت به ما بدهند.
-
از قاب دروازه تا مربیگری؛ کریخوانی وحید قلیچ با سند و مدرک
من به عنوان دروازهبانی که ۱۲ سال در پرسپولیس ایستادم، افتخار میکنم که در تمام این سالها دروازهام باز نشد.
-
زندگی خصوصی وحید قلیچ؛ هنوز با سنتهای قدیمی نفس میکشم
ما با حفظ سنتهای اصیل خانوادگی و احترام به جایگاه خواهرمان که برای ما مادری کرده است، پیوندهای عاطفی عمیقی میان نسلها برقرار کردهایم.
-
بیمعنی بودن ممنوعهها برای قلیچ؛ کتانیهایم را هنوز آویزان نکردهام
با وجود سن بالا و درد مفاصل، هنوز در دروازه ایستادهام و کفشها را آویزان نکردهام.
-
ماجرای یک موتور و سه برد؛ قلیچ و رفقایش چطور به هدف رسیدند؟
پس از قهرمانی در جام وحدت، به ما حواله موتور داده شد، اما برای گرفتن آن نیاز به ۵ هزار تومان داشتیم که با برگزاری چند بازی در شمال (قائمشهر و آمل) توانستیم این مبلغ را جمعآوری کرده و موتورها را تهیه کنیم.
-
اگر دروازهبان نمیشدم، لیبرو میشدم! | راز لقب عجیب وحید قلیچ
من در ابتدا والیبالیست خوبی بودم و در پرشها و جمع کردن توپها مهارت داشتم، به طوری که به من لقب “توسن” داده بودند، اما با وجود قد کوتاهترم نسبت به سایر دروازهبانان، با تمرینات زیاد و تقلید از حرکات غیاثی، توانستم مهارتهای خود را در دروازهبانی تقویت کنم.
-
پسربچهای از جنوبِ شمیران | گفتوگوی صمیمی با حسن روشن، اسطوره بیتکرار فوتبال ایران
خیلیها با شنیدن نام «شمیران» برجهای بلند، خیابانهای عریض و خانههای لوکس امروزی در ذهنشان تداعی میشود؛ اما برای نسلِ حسن روشن، «شمرون» هنوز همان روستای باصفایِ ۷۰ سال پیش است با دیوارهای کاهگلی، تفریحات جذاب سرپل تجریش و رودخانههای خروشانی که محلهها را به هم وصل میکرد.
-
شروع دوران حرفهای جواد اللهوردی؛ افتخار میکنم بچه ناف تهرون هستم!
اللهوردی گفت: من به ریشههای خود در محله ناصرخسرو، که ناف تهران است، افتخار میکنم و مسیر رسیدن به تفکر حرفهای در فوتبال را از تیمهای محلی آغاز کردهام.
-
روایتی از زمینهای بازی تهران قدیم؛ برای فوتبال بازی کردن به نیروهوایی و جلالیه میرفتم
کمبود زمین فوتبال مناسب در محله ناصرخسرو و محدودیتهای فضایی در مناطق اطراف، باعث شده بود برای ورزش و بازی، مسیرهای طولانی را تا مناطق دورتری مثل بلوار الیزابت یا جلالیه طی کنم تا بتوانم فعالیت ورزشی خود را انجام دهم.
-
دلم با گذشته خوش است؛ پدرم، ۱۲ سر عائله را نان میداد!
خانههای بزرگ ناصرخسرو با حیاطهای پر از حوض، اتاقهای متعدد و همسایههایی از شهرهای مختلف، خاطرهای سرشار از شور و زندگی بودند؛ خانهای که با وجود اجارهای اندک، دنیایی از بازی در حوض و جمع شدن در حیاطهای بزرگ بود.
-
خاطره جواد اللهوردی از قیچی زدن روی سر همایون بهزادی!
با وجود نداشتن کفش فوتبال و بازی با کتونی چینی، با زدن دو گل از وسط زمین مورد توجه تیم برق قرار گرفتم و پس از دریافت تضمین فیکس بودن، در تیمهای بزرگتر به میدان رفتم.
-
خاطره جواد اللهوردی از بازی با هلند؛ به نصرالله عبداللهی گفتم از رنگشان معلوم است از ما ترسیدهاند!
جواد اللهوردی گفت: من رزرو بودم و وقتی رفتم پشت رختکن هلندیها، دیدم ۱۰ نفر دارند با دقت بازیکنها را برای گرم کردن آماده میکنند، اما ما کسی را نداشتیم.
-
توقع و درخواست اللهوردی از فوتبال و فوتبالیهای امروز؛ همدیگر را خراب نکنیم!
اللهوردی گفت: من از باشعورها و باسوادها توقع دارم که به جای تمرکز بر عقبماندگیهای زیرساختی و فکریِ فوتبال، از همدیگر حمایت کنیم و به جای تخریب، مسیر پیشرفت را هموار کنیم.