ساختار فرهنگی حاکم بر تمدن غرب، اعم از کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا، بر بنیانهای نظری لیبرالیسم و اومانیسم استوار است؛ منظومهای فکری که در آن «اراده انسان» جایگزین «حقیقت متعالی» میشود. اپستین تنها یک نمونه از خروجیهای این منظومه فکری است.
برخی مدعیان روشفکری، لیبرالیسم، دموکراسی (مردم سالاری) و حقوق بشر، در فرآیند ابتذال و انحطاط به جایی رسیدند که در فواصل زمانی مختلف، سه خائن به وطن را الگوی توسعه و پیشرفت و کیاست وانمود کردند.
محمدجواد لاریجانی گفت: معنای فتوای حرمت سلاح هستهای توسط رهبر انقلاب آن است که ما مبتنی بر حدود خود قائل به جنگ هستیم و مانند غربیها وحشیانه نمیجنگیم.
این تظاهرات میلیونی، یک لیست از مطالبات مشخص نیست، بلکه مجموعهای از انتقادات ساختاری است که بهصورت موجی از خشم نهفته و آشکار عمومی بهسوی نهادهای قدرت روانه شده است. در ادامه به تبیین این ۱۰پیام میپردازیم:
«الکساندر دوگین» فیلسوف روسی درباره اهدافی که روس ها در جنگ با اوکراین دنبال می کنند معتقد است، نسل کشی غزه، پروژه صهیونیست ها برای ایجاد اسرائیل بزرگ است.
فرانسیس فوکویاما، جامعهشناس و از طرفداران جدی نظریه لیبرالیسم میگوید:به نظر من جامعه آمریکا با بحرانهای جدی روبه روست که آینده آن را تهدید میکند، مشکل ناشی از فروپاشی انسجام اخلاقی است. جزیره پدوفیلهای جفری اپستین نمونه بارز تعین و تجسم این انحطاط اخلاقی است.