دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۵ - ۰۴:۴۶

گروه ادب و هنر: «کنسرت» یعنی یک «اتفاق»؛ هنگامی که عوامل و اهرم‌های مختلف و متنوع برگزاری یک کنسرت را کنار هم بگذاریم و به نحوه تعامل و نسبت‌های آنها با یکدیگر بیندیشیم آنگاه این«اتفاق» بس مهم‌تر و بزرگتر جلوه می نماید.

 شاید با توجه به عوامل متعدد تاثیرگذار در برگزاری کنسرت در ایران، این اتفاق فی نفسه اتفاق بزرگی قلمداد شود اما هرگز نمی‌توان وجه دیگر این اتفاق منکر شد که هرگاه از سوی گروه یا هنرمندی بزرگ و شاخص، کنسرتی برگزار شود، اتفاقی روی داده است و دیگر نمی‌توان از کنار آن به‌سادگی گذشت.

اما درباره این گروه خاص (گروه کامکارها) باید گفت که آنها به خودی خود یک اتفاق به شمار می‌آیند؛ چه از نظر خلقت و جورشدن ابر و باد و مه و .... که هشت خواهر و برادر، در سایه هنری‌مرد بزرگی چون حسن کامکار و فداکاری مادری خوش‌قریحه و شعرشناس پرورش می‌یابند و به مدد «مهر گیاهی» خانوادگی منسجم می‌شوند و چه از نظر خلق آثار موسیقایی و اجرا- که این وجه خود داستان مفصلی و مطول دیگری دارد.


 کامکارها در هفته گذشته با دعوت از چند نوازنده میهمان و یک خواننده کرد عراقی در بزرگترین تالار کشور کنسرتی را با حمایت و راهبری خانه موسیقی در سه شب برگزار کردند. حضور و نقش خانه موسیقی و آثار و آمال این خانه در برگزاری چنین برنامه‌هایی خود می‌تواند دستمایه یادداشت و گزارش دیگری باشد که فعلا مدنظر ما نیست، اما اینکه این اتفاق چگونه می‌تواند بزرگ ارزیابی شده و چه درس‌ها و نکات راهبردی را در حوزه فرهنگی کشور گوشزد نماید قابل تامل است.


بعد از کنسرت محمدرضا شجریان که کمتر از یکسال پیش در همین تالار برگزار شد و بعد از آن کنسرت شهریورماه شهرام ناظری در ورزشگاه  انقلاب، این سومین کنسرت در یکسال گذشته است که توانسته  است نزدیک به ده‌هزار نفر را در سه شب گرد هم آورد و آنها را در فضایی فرهنگی، هم افق و همنوا گرداند؛ از منظری دیگر در جامعه‌ای که فردگرایی و خویشتن‌اندیشی به شدت فراگیر شده است گردهمایی مشتاقانه این جمعیت، اتفاق کمی نیست. دست کم صدها نفر در فاصله کمتر از یک سال در سه کنسرتی که به آنها اشاره شد یکدیگر را ملاقات کردند و...

ویژگی کنسرت

کنسرت گروه کامکارها همانگونه که هوشنگ کامکار «مدیر هنری گروه» در مصاحبه مطبوعاتی‌اش قبل از برگزاری گفته بود، با کارهای قبلی این گروه و حتی با کنسرت‌های دیگران نیز تفاوت‌هایی داشت.

 آخرین کنسرت این گروه به سه سال پیش در فضای باز نیاوران باز می‌گردد که آن برنامه هم شامل دو بخش فارسی و کردی بود. اما کنسرت شور امسال هرچند که با زحمات فراوان و با دانش بالای موسیقایی گروه فراهم آمده و از چند نوازنده توانا و با قابلیت ( میهمان ) هم استفاده شده بود، اما در کل این گروه نتوانست چون گذشته و آنگونه که باید و انتظار می‌رفت کنسرتی بدون نقص و دست‌کم قوی‌تر از کنسرت‌های قبلی‌اش برگزار کند.

شاید بیشترین انتقادهای مطرح شده به تدوین و دقت در ویرایش کار بازگردد و اتفاقا همین موضوع خود تایید دوباره‌ای است بر ارزش کار گروهی و وجود فکر، هدف و توانایی اجرایی در کار کامکارها.مهمترین نکات و موارد سؤال برانگیز را می‌توان به طور خلاصه اینگونه دسته‌بندی کرد که:


- با توجه به اینکه چند نوازنده ویرتئوز و برجسته‌ای چون اردوان، اردشیر و حتی سیفی‌زاده(نوازنده میهمان) در گروه مشارکت داشتند چرا از تکنوازی هیچیک از آنها استفاده نشد؟

ـ به نظر می‌رسید که همخوانان برنامه(گروه کر) بدون هدایت و کنترل، هر یک با اتکا بر درک و دریافت خود از نحوه اجرای قطعات و به طور مستقل و بدون توجه به کلیت کار به اجرای آواز می‌پرداختند به طوری که در برخی مواقع اجرای آنها صورتی احساسی به خود گرفت و ...
 هرچند که صلابت و اجرای قوی گروه کامکارها در چند دهه گذشته تا حدودی خلاء یک خواننده مسلط را پر کرده است، اما این کنسرت برخلاف برنامه‌های قبلی گروه کامکارها غیبت یک خواننده تمام عیار را گوشزد می‌کرد.

- علی‌رغم زیبایی ملودیک و تنظیم بسیار خوب و حرفه‌ای برخی قطعات از جمله «ساقی»، «خانه‌ام ابری است» و همچنین قطعه افشاری «سرود زمین»، طولانی بودن آنها و بعضاً تلفیق مشکل‌دار اشعار مانع از استغنای شنونده در پایان قطعات می‌شد.

- نواخت پرقدرت نوازندگان (به لحاظ نوانس) توأم با اجرای بالای خوانندگان که از جمله ویژگی‌ها و شاخصه‌های گروه کامکارها به‌شمار می‌رود به‌علاوه نوع ساخت و تنظیم قطعات که بدون سکوت و فاصله اجرا می‌شد هیچ‌گونه استراحت و فرصت هضم و انبساطی را به شنونده نمی‌داد؛ این نکته تا حدی موجبات خستگی مخاطبان را پدید می‌آورد.

شاید نامفهوم بودن صدای خوانندگان و شلوغی کار که بعضاً به نوع تنظیم،‌ هارمونیزاسیون، کنترپوان و.. قطعات باز می‌گشت، کلیت کار را تحت تاثیر خود قرار داده بود.بخش کردی کنسرت کامکارها نیز که همواره به عنوان مهر و شاخص اصلی گروه و بخشی تعیین‌کننده بوده و همواره از نقاط قوت و اوج کاری این گروه به شمار می رفته است، اما در کنسرت شور 1385 اینگونه نبود. شاید برای نخستین بار بتوان چنین ادعا کرد که بخش فارسی گروه کامکارها از نظر حسی، تنظیم و اثرگذاری بر بخش کردی آن چربش و برتری داشت.

مهمترین عامل و یا به عبارتی دیگر یکی از عوامل مهم در کمرنگی بخش کردی کنسرت اخیر را شاید بتوان به حضور خواننده میهمان، عدنان کریم ربط داد. با وجودی که او در اجرا  و ادای تحریرها و دقیق خواند  فاصله‌ها مسلط می نمود اما او از صدای گرم و پرطراوت- لااقل در این برنامه- برخوردار نبود.

 شاید بافت متفاوت فرهنگی و شرایط اقلیمی و موارد دیگری در این سردی نقش و تأثیری داشته باشد اما به هر حال آنگونه که باید و شاید این خواننده نتوانست  با مخاطبان خود ارتباطی عاطفی، هنری و فرهنگی ایجاد کند. عامل دیگر، ریتم یکنواخت(غالبا 6 و 10تایی)، کند و تکراری قطعات در این بخش بود. با مقایسه  قطعه بوتورای (چرا قهر کردی؟) که در انتهای برنامه (به صورت فوق‌العاده) و بدون خواندن عدنان کریم اجرا شد به خوبی می‌توانستیم به افت و کیفی بخش کردی کامکار پی ببریم.

نقش رسانه ملی در این اتفاق

همانگونه که اشاره شد کنسرت کامکارها را با همه این موارد (که در مقابل زحمات و ارزش تک‌تک کامکارها  و جایگاه گروهی آنان ناچیز و قابل اغماض است) نمی‌توان نادیده و ناشنیده انگاشت. کنسرتی که در صورت تمدید می‌توانست نزدیک به 20هزار نفر را، حتی با تحمیل هزینه‌های نسبتاً بالا و زحمات و... به تالار کشور بکشاند.

 در شب سوم کنسرت یکی از معاونان وزیر سابق ارشاد که در آخرین دقایق و ساعت مقرر به تالار رسیده بود با ابراز تعجب می‌گفت که من نمی‌دانستم برای موسیقی این همه آدم یک جا جمع می‌شوند! هر چند که این گفته آن هم از زبان یک فردی که سابقاً مسئولیتی فرهنگی داشته بعید می‌نماید اما ازدحام جمعیت و لمس و مشاهده آن فضا شاید هر فردی را به تعجب وا دارد که چگونه در این شرایط دشوار همت و تلاشی در جمعیتی قابل ملاحظه وجود دارد تا «موسیقی زنده» را زنده نگاه دارد ولی تعجب‌آورتر این است که  صدا و سیما از کنار این واقعه  بدون مخابره کمترین و کوتاه‌ترین خبر گذشت؟!


دقیقاً همین جا باید گفت که اگر این رسانه ملی چنین وقایع مرتبط با فعالیت‌های موسیقایی را درست و دقیق بازتاب می‌داد شاید نه  تنها برای آن معاون فرهنگی این استقبال عجیب و غریب نمی‌آمد بلکه مردم کوچه و بازار هم ضرورت رسیدگی و ساماندهی به  امور هنری مردم و از جهت ایجاد تسهیلات برای برگزاری کنسرت‌ها را امری عادی و در عین حال ضرورتی غیرقابل انکار می‌دانستند. در هر حال این غمض‌عین رسانه ملی از یک چنین کنسرت خود می‌تواند به عنوان یک اتفاق بزرگ دیگر محسوب شود.


در پایان باید حضور خانه موسیقی را در برپایی چنین مراسمی به فال نیک بگیریم و اذعان کنیم که کنسرت شور کامکارها با همه ویژگی‌هایش شوری در دل مردم مشتاق درافکند و تاثیرات مثبتی نیز برجای گذاشت. حضور این گروه فعال و پرجاذبه را باید قدر نهاده و حقی را که آنها برگردن موسیقی کشور دارند پاس بداریم.

کد خبر 8176

برچسب‌ها