سیدحسین قوامی - مریم جمشیدی : دکتر علی شکوری راد روحانی زاده ای است که فاصله بین روپوش سفید، اشعه ایکس و بخش رادیولوژی بیمارستان سینا را با سیاست ورزی، تحزب و عضویت شورای مرکزی حزب مشارکت به سرعت پر کرده است تا نشان دهد نسخه پیچیدن تخصص اوست. چه در عرصه سلامت و چه در عرصه سیاست.

البته به گفته او، نسخه انتخابات نهم ریاست جمهوری با وجود تمام انتقاداتی که به نحوه برگزاری آن مطرح است، چنگی به دل نزد و «در فرهنگ سیاسی، شکست اصلاح طلبان تلقی شد ، ولی در عین حال می تواند نقطه آغازی هم باشد. چرا که ما در این انتخابات یک پیروزی به دست آوردیم و آن غلبه گفتمان شرکت در انتخابات بر گفتمان تحریم بود.

فکر می کنم خط اصلی اصلاحات با غلبه گفتمان سیاست ورزی پیروز شده است و مبتنی بر این پیروزی در عرصه گفتمانی، می توانیم در آینده به پیروزی در انتخابات نیز امیدوار باشیم» .

احتمالاً برای شکوری راد «بهمن» بهترین ماه سال است، چون در یازدهم اش متولد شده و در بیست و دوم اش ازدواج کرده است، اما بهمن سال گذشته و چهل و چهارمین سالگرد تولدش، روزهای پرمشغله ای برای او و دیگر اعضای حزب مشارکت بود.

وی در ساعات پایانی گفت وگو، وقتی واکمن خاموش شده بود و عزم رفتن داشتیم، با مروری بر خاطرات آن روزها گفت: «هیچ گاه تصور نمی کردیم نتیجه انتخابات چنین شود. تحلیلمان این بود در شرایطی که انتخابات به دور دوم کشیده شود، قطعاً یک پای آن آقای هاشمی است.

تصور می کردیم اگر آقای هاشمی با یک اصلاح طلب به دور دوم راه یابند، شانس پیروزی با اصلاح طلب است و اگر آقای هاشمی با یک اصولگرا به مرحله دوم رفتند قطعاً آقای هاشمی پیروز خواهند شد».اما نتیجه انتخاتاب به گونه ای دیگر رقم خورد و اکنون مشارکت و شورای راهبردی انتخابات آن با کسب تجربه از انتخابات ریاست جمهوری به انتخابات خبرگان و شوراها می اندیشند.سؤال های خود را از آقای شکوری راد با برنامه های حزب مشارکت برای آینده شروع کردیم.

 حزب مشارکت برای آینده چه برنامه هایی دارد؟

 مهمترین برنامه حزب، برگزاری کنگره است که در اواسط تیر ماه برگزار می شود و مهمترین دستور جلسه آن انتخابات اعضای شورای مرکزی و دبیرکل است. با توجه به اصرار آقای خاتمی در مورد این که می خواهند در آینده دبیر کل نباشند، بخشی از توجه ها معطوف به این موضوع شده است و طبیعتاً انتخاب دبیرکل امر مهمی برای ماست.

آقای خاتمی به دلیل ویژگی های بارزی که دارند، محل اجماع اعضای حزب هستند و اعضای حزب اصرار دارند که ایشان حتماً در سمت دبیر کل بماند. به همین دلیل حرکت هایی را برای متقاعد کردن ایشان شروع کرده اند. ایشان هشت سال است که دبیر کل حزب مشارکت هستند و استدلال می کنند که می خواهند فرصت به دیگران داده شود و خودشان هم فرصتی برای کمی کنار بودن و تفکر و تامل و استراحت به دست بیاورند.

 احتمال دارد که آقای خاتمی برای دوره آینده نیز متقاعد شده و دبیرکل حزب مشارکت بماند؟

 عده زیادی بر این موضوع اصرار دارند و کسانی نیز که اصرار نمی کنند به خاطر این نیست که به بودن ایشان رغبت ندارند، بلکه استدلال های ایشان را مورد توجه قرار می دهند.

 استدلال های ایشان تنها معطوف به کنار بودن از فضای سیاسی و استراحت کردن است؟

- بله، هیچ انگیزه سیاسی یا فکری و یا تشکیلاتی برای آنکه ایشان نباشد وجود ندارد و در شرایطی این مسئله را مطرح می کنند که هم ایشان از مجموعه حزب رضایت دارند و هم مجموعه حزب از ایشان رضایت دارد. البته ایشان قصد کناره گیری از سیاست و یا فعالیت های حزبی ندارند، موضوع صرفاً مسئولیت دبیرکلی حزب است که می خواهند از آن کناره گیری کنند.

رفتن آقای خاتمی چه تاثیری بر روند حرکتی حزب دارد؟

 نبودن ایشان برای حزب خسارت سنگینی است، اما طبیعی است که یک حزب نباید خودش را در یک فرد خلاصه کند و یا اینکه سرمایه وجودی یک فرد را تا انتها مصرف کند. یک حزب باید بتواند محل رشد و شناسایی نیروهای جدید و محل توزیع مسئولیت باشد، بنابراین هم از زاویه دید ایشان این یک حرکت آگاهانه است و هم از نظر حزب می تواند یک حرکت آگاهانه باشد و بتواند عدم حضور ایشان را بپذیرد و خود را با شرایط جدید تطبیق بدهد.

 برای جانشینی آقای خاتمی چه گزینه هایی مطرح است؟

 به دلیل اینکه هنوز موضوع عدم حضور ایشان قطعی نشده و مورد پذیرش عمومی قرار نگرفته است و هنوز تلاش های زیادی برای متقاعد کردن ایشان وجود دارد، بحث بر سر جانشینی هم مطرح نشده است و اصولاً بحث در این مورد باید در کنگره صورت بگیرد و طبیعی است اگر عدم حضور ایشان جدی شود، افرادی هم به صورت جدی مطرح خواهند شد. در درون حزب افراد مستعد و گرایش هایی وجود دارد که ممکن است به دنبال افراد متناسب با گرایش خود باشند، اما مطمئنم با روند دموکراتیکی که در درون حزب در طی سال های گذشته وجود داشته است _ اگر آقای خاتمی نخواهد دبیر کل حزب باشد- حزب به راحتی خواهد توانست دبیرکل جدید خود را بشناسد و معرفی کند.

 پرکارترین روزهای فعالیت سیاسی هر حزبی ایام انتخابات است. حزب مشارکت برای دو انتخابات پیش رو چه برنامه هایی دارید؟

 آقای دکتر سید صفدر حسینی وزیر اقتصاد پیشین رئیس دفتر دائمی انتخابات جبهه مشارکت هستند. انتخاب ایشان به عنوان رئیس دفتر انتخابات از اول این پیام را داشت که موضوع انتخابات برای ما جدی است. علاوه بر آنکه ایشان این مسئولیت را پذیرفتند ،یک شورای راهبردی انتخابات نیز تشکیل شد که در آن عناصر برجسته حزب مانند آقایان خاتمی، میردامادی، بی طرف، حسینی و برخی دیگر از دوستان در آنجا حاضر هستند و نشان از آن دارد که حزب خیلی جدی به مسئله انتخابات نگاه می کند. منتهی در دو انتخاباتی که پیش رو داریم وجهه همت ما معطوف به انتخابات شوراهاست.

علتش هم آن است که ما در انتخابات خبرگان قدرت مانور کمتری داریم. هر چند که نسبت به انتخابات خبرگان نیز خیلی حساس هستیم، اما آن را میدان عمل تشکل های روحانی مثل مجمع روحانیون مبارز و مجمع محققان و مدرسان حوزه علمیه قم می دانیم و فکر می کنیم می توانیم آنها را متولی این امر قلمداد کنیم و از آنها حمایت کنیم.

 نظر شما در مورد اینکه در شرایط فعلی فقط روحانیون می توانند عضو مجلس خبرگان باشند چیست؟

 ما فکر می کنیم خبره به معنی روحانی یا مجتهد بودن نیست و رهبر فقط مرجع تقلید یا رهبر دینی نیست. رهبر (به خصوص براساس بازنگری در قانون اساسی که بحث مرجعیت از شرایط رهبری حذف شد) باید مجموعه ای از شرایط را داشته باشد.

 مثلاً از نظر سیاسی آگاهی های کاملی داشته باشد، بنابراین خبرگان سیاست خارجی و داخلی باید در انتخاب رهبر نقش داشته باشند. رهبر باید مدیر باشد، بنابراین مدیران کشور باید بتوانند در انتخاب رهبر آینده نقش داشته باشند. رهبر باید به مسئله امور نظامی اشراف داشته باشد حتماً باید در خبرگان افراد نظامی هم حضور داشته باشند که مسائل مربوط به فرماندهی کل قوا را تشخیص دهند. البته رهبر، شأن دینی هم دارد که طبیعتاً باید روحانیون هم در مجموعه خبرگان حضور داشته باشند.

 بنابراین شما با توجه به شرایط موجود، توجهتان را بیشتر معطوف به انتخابات شوراها کردید؟

 بله، اگرچه به لحاظ سیاسی نتیجه شوراها اثرگذاری ظاهری انتخاباتی چون مجلس و ریاست جمهوری را ندارد، ولی به دلیل گستردگی افراد انتخاب شونده بسیار اهمیت دارد. در انتخابات شوراها چیزی در حدود 180 هزار نفر در کل کشور انتخاب می شوند. اینکه این تعداد انتخاب می شوند به معنای آن است که حتی اعمال نظر جناح مقابل برای محدود کردن امکان انتخاب مردم کمتر از انتخابات رئیس جمهوری و یا مجلس خواهد بود.

 بنابراین مجموعه ای از نیروها در جامعه عرضه و انتخاب خواهند شد که می توانند علاوه بر آنکه در امور مربوط به شوراها نقش آفرینی کنند، در موضوع اداره کشور نیز می توانند به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقش آفرین باشند به همین دلیل فکر می کنیم انتخابات شوراها در شرایط سیاسی اهمیت بسیاری دارد.

 اکنون که انتخابات شوراها از نظر شما در درجه بالایی از اهمیت قرار دارد، برای این انتخابات چه برنامه هایی دارید؟

ما برنامه هایمان را از شش ماه قبل شروع کرده و سازماندهی کرده ایم. بحثی که یکی دو ماه پیش جهت تجمیع انتخابات خبرگان و شوراها مطرح بود، مقداری در برنامه ریزی هایمان خلل وارد کرد، اما برخی کارهایمان را تسریع کردیم.

اکنون با سر موعد برگزار شدن انتخابات شوراها فرصت جدیدی را به دست آوردیم و شرایط برای ما بهتر شده است. ضمن آنکه معتقد بودیم همزمان برگزار شدن دو انتخابات می تواند اثرات منفی به دنبال داشته باشد که به هر دلیلی این موضوع منتفی شد و ما از اینکه انتخابات شوراها به صورت مستقل برگزار می شود، خوشحالیم.

از نظر شما همزمان برگزار شدن دو انتخابات چه اثرات منفی ای در پی داشت؟

 یک مورد برنامه ریزی مشارکت برای انتخابات بود که همان طور که گفتم برنامه ریزی ما به هم می ریخت و دیگری مرجع نظارتی خبرگان و شوراها یکی نبود که تداخل اینها با توجه به آنکه انتخابات خبرگان تحت نظارت شورای نگهبان است ، می تواند بار منفی نظارتی شورای نگهبان بر انتخابات شوراها نیز اضافه شود.

 البته بحث تغییر ناظر هنوز رفع نشده است.

رفع نشده، ولی به نظر من رفع خواهد شد. در ابتدا چنین دیدگاهی به وجود آمد که شورای نگهبان برای پذیرش نظارت بر انتخابات شوراها تمایل دارد و از نظر سیاسی در حال سبک- سنگین کردن است اما اکنون معتقدم شورای نگهبان اساساً تمایلی برای نظارت بر انتخابات شوراها ندارد.

 خیلی با اطمینان می گویید که شورای نگهبان تمایل ندارد.

 به خاطر این که روش شورای نگهبان ردصلاحیت است و رد صلاحیت در انتخابات شوراها، رد صلاحیت دو یا سه هزار نفر نیست و در مقیاس چند صد هزار نفر قرار می گیرد. شورای نگهبان نمی تواند چند صد هزار نفر را ردصلاحیت کند و از طرفی هم به لحاظ روحی- روانی پتانسیل تأیید صلاحیت حدود 250 هزار نفر را ندارد.

 اخیراً لایحه ای از جانب دولت به مجلس ارائه شده است که کمیته ای را مسئول بررسی صلاحیت ها قرار داده است، ارزیابی شما از این لایحه چیست؟ 

این حرکت به نوعی گم کردن صورت مسئله است. در حقیقت مجلس می خواهد ناظر همان شورای نگهبان باشد ولی به اسم شورای نگهبان تمام نشود. اما فکر می کنم شورای نگهبان این را هم به خاطر همان دو جنبه ای که گفتم نخواهد پذیرفت.

ادامه دارد

کد خبر 708

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار