سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ - ۱۶:۴۶

دیوید میلیبند*: چنین به‌نظر می‌رسد که از زمان فروپاشی اتحاد شوروی قوانین جدیدی برای روابط بین‌الملل در اروپای مرکزی و شرقی و همچنین آسیای میانه ایجاد شده‌است.

عبارات کلیدی تعریف شده در این چارچوب در عین اینکه از هم مستقل هستند، به یکدیگر پیوستگی هم دارند. این عبارت‌ها، عباراتی هستند چون استقلال و مسئولیت مشترک، همکاری و منافع مشترک. اینها کلمات زیبایی هستند که باید پاسداری شوند.

اما بحران گرجستان نوعی زنگ خطر جدی در این مورد بود. تصویر تانک‌های روسی در کشور همسایه، آن هم در چهلمین سالگرد حمله شوروی به چکسلواکی نشان داد که وسوسه سیاست ورزی مبتنی بر قدرت همچنان باقی است. اختلافات و رویکردهای گذشته دوباره زنده شد.

دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهوری روسیه می‌گوید که نگران جنگ سرد جدید نیست. ما همچنین چیزی نمی‌خواهیم و همگی برای جلوگیری از وقوع آن مسئولیت داریم.  روسیه نباید از بحران گرجستان درس غلط بگیرد .

مسکو نشان داده که می‌تواند ارتش گرجستان را شکست دهد. اما امروز روسیه به نسبت گذشته منزوی‌تر و غیرقابل اعتمادتر به‌نظر می‌رسد. روسیه دستاوردهای کوتاه‌مدت نظامی به دست آورده اما خسارات سیاسی و اقتصادی این اقدام را بعدها متوجه می‌شود.

ولادیمیر پوتین، نخست‌وزیر روسیه، فروپاشی اتحاد شوروی را بزرگ‌ترین فاجعه ژئوپلیتیک قرن 20توصیف کرده‌است. اما اکثر مردمان بلوک شوروی سابق این‌طور به این ماجرا نگاه نمی‌کنند.

اگر روسیه 20سال آینده را با همین باور سپری کند بازنده خواهد بود. از سال 1991، غرب به روسیه پیشنهاد همکاری گسترده با اتحادیه اروپا و ناتو و همچنین عضویت در شورای اروپا و گروه8 را داد.

در نشست سران، راهکارهای همکاری و نشست‌هایی برنامه‌ریزی شد تا روسیه تهدید و تحقیر نشود بلکه به مشارکت طلبیده شود.

اتحادیه اروپا و آمریکا از اقتصاد روسیه حمایت کردند و شرکت‌های غربی سرمایه‌گذاری قابل توجهی در این اقتصاد انجام دادند. روسیه هم از وارد شدن در اقتصاد جهانی بهره زیادی برد؛ اما پاسخ روسیه مناسب نبود.

روسیه در کشورهای همسایه‌اش منافعی دارد و باید داشته‌باشد. اما فروپاشی اتحاد شوروی واقعیت جدیدی را در این منطقه ایجاد کرد و آن استقلال و حاکمیت مستقل کشورها با حقوق و منافع انحصاری خود بود.

روسیه باید رویکرد خود را درباره استفاده از زور برای حل اختلافات روشن کند. بعضی می‌گویند که روسیه همان کاری را کرده که ناتو در سال 1999 در کوزوو انجام داد؛ اما این تشبیه دقیق نیست.

اقدام ناتو در کوزوو در پی نقض مکرر و دردناک حقوق بشر و پاکسازی قومی در بخش بزرگی از اروپا انجام شد. ناتو بعد از مذاکرات مداوم در شورای امنیت و پیگیری روند صلح دست به این اقدام زد؛  اما در گرجستان چنین نشد.

اکنون روسیه باید میان پیروزی‌های کوتاه مدت نظامی و دستاوردهای بلندمدت اقتصادی یکی را انتخاب کند؛ اما جامعه بین‌الملل هم در این زمینه می‌تواند واکنش نشان دهد. اروپایی‌ها به گاز روسیه نیاز دارند اما گازپروم هم به بازارهای اروپا و سرمایه آن نیاز دارد.

اروپا باید روابط خود با روسیه را در زمینه انرژی تغییر دهد و به‌دنبال منابع متنوع‌تر باشد. در همه نهادهای بین‌المللی باید روابط با روسیه مورد بازبینی قرار گیرد.

البته من هنوز از رد پیشنهادهایی برای اخراج روسیه از گروه8 یا قطع روابط روسیه و اتحادیه اروپا و ناتو پشیمان نیستم. اما باید ماهیت و عمق روابط با روسیه را مورد تجدید نظر قرار دهیم.  هیچ کس به‌دنبال جنگ سرد نیست اما باید درباره بنیادهای یک صلح بادوام جدی باشیم.

* وزیر خارجه انگلیس

دیلی استار - 2 سپتامبر
ترجمه: نیلوفر قدیری

کد خبر 62356

برچسب‌ها