دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۷

آنچه در ادامه می‌خوانید بخشی از سفرنامه ناصرخسرو است درباره جایی که بندری تاریخی در حوزه خلیج‌فارس محسوب می‌شود.

در حال حاضر کارشناسان میراث‌فرهنگی و به ویژه پژوهشگران و کاوشگران آن در قالب فعالیت پایگاه خلیج فارس درحال تدارک برنامه‌هایی برای شناسایی راز و رمزهای باقیمانده از این بندر هستند. بندر قدیمی مهروبان در 24 کیلومتری شمال بندر دیلم کنونی در استان بوشهر واقع است. آثار و خرابه های این بندر هم اکنون در محلی به نام «تل امامزاده» مشهود است.

«و از آن‌جا به شهر مهروبان رسیدیم. شهری بزرگ است بر لب دریا نهاده، بر جانب شرقی، و بازارهای بزرگ دارد و جامعی نیکو. اما آب ایشان از باران بود و غیراز آب باران چاه و کاریز نبود که آب شیرین دهد. ایشان را حوض‌ها و آبگیرها باشد، که هرگز تنگی آب 1 نبود. و رد آن‌جا سه کاروانسرای بزرگ ساخته‌اند، هر یک از آن، چون حصاری است محکم و عالی. و در مسجد آدینه آن‌جا، ‌برمنبر، نام یعقوب‌لیث دیدم نوشته.

پرسیدم از یکی که حال چگونه بوده است؟ گفت که یعقوب‌لیث تا این شهر گرفته بود و لیکن دیگر هیچ امیر خراسان را آن قوت نبوده‌است.

و در این تاریخ که من آن‌جا رسیدم، این شهر به دست پسران باکالیجار بود که ملک پارس بود. و خواربار یعنی ماکول این شهر از شهرها و ولایت‌ها برند که آن‌جا بجز ماهی چیزی نباشد. و این شهر باجگاهی است و کشتی‌‌بندان2. و چون از آن جا به جانب جنوب بر کنار دریا بروند، ناحیت توه 3 و کازرون باشد. و من در این شهر مهروبان بماندم، به سبب آنکه گفتند راه‌ها ناایمن است، ‌از آن‌که پسران باکالیجار را با هم جنگ و خصومت بود. و هر یک سری می‌کشیدند 4. و ملک مشوش گشته بود.

گفتند به ارجان مردی بزرگ است و فاضل و او را شیخ سدید محمد بن عبدالملک گویند. چون این سخن از بس که از مقام در آن شهر ملول شده‌بودم، رقعه‌ای نوشتم بدو و احوال خود اعلام نمودم و التماس کردم که مرا از این شهر به موضعی رساند که ایمن باشد. چون رقعه بفرستادم، ‌روز سیوم، سی مرد پیاده دیدم همه با سلاح به نزدیک من آمدند و گفتند: شیخ ما را فرستاده است تا در خدمت تو به ارجان رویم. و ما را به دلداری به ارجان بردند.»
 
پی‌نوشت:
1 - کم آبی
2 - بندر یا مینا، یعنی جایی که کشتی‌های زیاد آن‌جا ببندند
3 - ظاهرا همان توز است
4 - سر کشی و طغیان می‌‌کردند

کد خبر 50196

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار