تصور نمی کرد که به بیماری کرونا مبتلا شود چون به قول خودش به رعایت اصول بهداشتی در خانه، بیرون از منزل و محل کارش توجه داشت. بیماری کرونا گریبانش را گرفت و خودش را روی تخت بیمارستان دید، بدون اینکه بداند چگونه و چرا.

منطقه ۱۶

همشهری آنلاین / رضا نیکنام: مدت زمان کوتاهی است که «محرم عزی» شهروند ساکن محله جوادیه از بیماری کرونا رها و از بیمارستان مرخص شده، اما با تاکید پزشکان باید مراحل بعدی درمان را در منزل سپری کند. در فرصتی که پیش آمد با او گفت وگو کردیم که در ادامه می خوانید.

بیماری شما از کجا و با چه علائمی شروع شد؟
به خاطر سردرد و گلودرد به کلینیک درمانی رفتم و پزشکان گفتند که سرماخوردگی خفیفی دارم و با استراحت رفع می شود. خودم هم چنین فکری می کردم، اما متاسفانه حالم بهتر نشد و دوباره به کلینیک مراجعه کردم. پزشکان پیشنهاد دادند برای مداوا به یکی از بیمارستان های منطقه بروم و باز هم گفتند بیماری من فقط سرماخوردگی است و جای نگرانی نیست.

به کدام بیمارستان منطقه مراجعه کردید؟
فوری به بیمارستان امیرالمومنین(ع) در محله نازی آباد رفتم. یادم هست تب بالای۳۷ درجه داشتم و کادر درمانی بعد از معاینه اعلام کردند که ریه ام مشکل دارد و اجازه خواستند تا سی تی اسکن ریه انجام شود. دلیل اصرار آنها را نمی فهمیدم چون فکر می کردم سرما خورده ام و ریه ام مشکلی ندارد تا اینکه گفتند که مشکوک به بیماری کرونا هستم و موظفند مرا بستری کنند تا آزمایش های لازم انجام و اقدامات درمانی آغاز شود.

همان روز بستری شدید؟
بله. پزشکان و پرستاران با صبر و حوصله مرا آرام کردند و گفتند تا زمانی که جواب آزمایش و نتیجه قطعی مشخص شود، همان جا بمانم و استراحت کنم. بنابراین در طبقه چهارم بیمارستان امیرالمومنین(ع) که مخصوص بیماران این نوع ویروس بود، بستری شدم. بعد هم عکس ریه ام را نشان دادند و گفتند لکه ای در آن دیده می شود که نشانه بیماری کووید۱۹ است. بلافاصله هم اقدام هایی انجام دادند که در کنترل و مهار این بیماری خیلی موثر و تاثیرگذار بود.

از زمان بستری شدن در بیمارستان و حال و هوای آن صحبت کنید.
من از رزمنده های دوران دفاع مقدس هستم. از قرار گرفتن در شرایط سخت و فراز و نشیب های زندگی تجربه های زیادی داشتم و درگیر شدن با بیماری کرونا باعث شد تا دوران دفاع مقدس جلوی چشمم زنده شود. در زمان جنگ «ایثار» و «شهادت» را می توانستید در بین رزمنده ها ببینید و در بیمارستان هم همین روحیه در بین پزشکان و پرستاران موج می زد. برای من بستری شدن در بیمارستان زمان مناسبی بود تا بار دیگر اینگونه ارزش ها را به چشم ببینم و با مرور این لحظه ها، درس های تازه ای بگیرم.

می توانید درباره این حس و حال توضیح بیشتری بدهید؟
حس عجیب و غریبی بود که اگرکسی در این شرایط قرار نگیرد، درک آن ممکن نیست. درست مثل جبهه و دوران دفاع مقدس که انسان بیشتر به مرگ فکر می کند، به یاد کارها و اعمالمان می افتادیم و کلی با خدا راز و نیاز می کردیم. وقتی که دربستر بیماری بودم خدا را بیشتر در کنارم احساس می کردم و صبر و حوصله ام بیشتر شده بود.

شما در این برهه بیشتر به چه چیزی فکر می کردید؟
به این فکر می کردم که نمی توانم برای خانواده و نزدیکانم کاری انجام دهم. کسی برای تشییع جنازه ام نمی آید و در سکوت دفنم می کنند. فکر می کردم پس از مرگم چه اتفاقی برای خانواده ام می افتد و... اما فقط دعا و راز و نیاز با خدا به من آرامش می داد.

چند روز در بخش بیماران کرونایی بستری بودید؟
۱۴روز

در این مدت از امکانات بیمارستان و نحوه رسیدگی به بیماران راضی بودید؟
بدون اغراق کادر درمانی به ویژه پزشکان و پرستاران بیمارستان امیرالمومنین(ع) برای خدمات رسانی به بیماران سنگ تمام گذاشته اند. ضدعفونی بخش های مختلف بیمارستان و مراقبت و رسیدگی به بیماران، به صورت مرتب انجام می شد و هیچ کمبودی احساس نکردم. بیماران کرونایی در بیمارستان ها هیچ همراهی ندارند، بنابراین پرستاران علاوه بر انجام وظایف محوله، کارهایی مثل غذا دادن و... به بیماران را انجام می دهند و واقعا از جان و دل برای بیماران مایه می گذاشتند و به آنها دلگرمی می دادند.

آیا دربخش بیماران کرونایی با موضوعی مواجه شدید که از ذهنتان پاک نمی شود؟
گاهی اتفاق می افتاد که بیماران صبر و تحمل شان را از دست می دادند و با عصبانیت با پرستاران برخورد می کردند که البته دست خودشان نبود. با این وجود پزشکان و پرستاران با صبر و حوصله به بیماران خدمت می کردند و با در نظر گرفتن شرایط نامساعد روحی و روانی آنها، مهر و محبت می ورزیدند و با خوشرویی و لبخند جلوه هایی زیبا پدید می آوردند. انگار ما عضوی از خانواده آنها بودیم.

وقتی به شما اعلام کردند که بهبود پیدا کرده اید چه حسی داشتید؟
خیلی خوشحال شدم که خداوند فرصت دیگری برای ادامه زندگی به من داده است. ۱۴روز مثل یک عمر گذشت. این بیماری، تلنگری بود تا به نعمت های خدادادی مثل سلامتی بیشتر فکر کنم و قدر لحظه های زندگی را بیشتر بدانم. همسرم در بهبودی من و شکست بیماری کرونا نقش و تاثیر زیادی داشت و حالا در قرنطینه خانگی همه زحمت ها و مشکلات را تحمل می کند و در سخت ترین شرایط همراه و رفیق من است.

اگر بخواهید تجربه تان را دراختیار شهروندان بگذارید چه می گویید؟
به توصیه های مسئولان گوش کنند و برای قطع زنجیره بیماری کرونا در خانه بمانند. فاصله اجتماعی را رعایت و از خود درمانی دوری کنند. در صورت مشاهده علائم بیماری با پزشک متخصص مشورت کنند و بهتر است سئوالات خود را از کارشناسان سامانه۴۰۳۰ بپرسند. فراموش نمی کنم که دقت و سرعت کادر درمانی بیمارستان امیرالمومنین(ع) در تشخیص بیماری کرونا باعث شد تا برای درمان من زودتر اقدام و از پیشرفت این بیماری جلوگیری کنند.

حرفی باقی مانده است؟
در محله جوادیه کوچه و خیابان های کم عرض زیادی وجود دارد که از بعضی از آنها، بیشتر از ۲نفر رد نمی شود. همان کوچه های به اصطلاح آشتی کنان که اهالی هنوز هم در آنها کنار هم جمع می شوند. به نظر من این کوچه ها می تواند در شیوع و انتقال بیماری کرونا تاثیرگزار باشند. ساکنان و رهگذران این معابر باید خیلی مراقب خود و دیگران باشند و از تردد و تجمع در این نقاط خودداری کنند.

کد خبر 497402

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • داوود لقایی AE ۱۳:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۸
    0 0
    درود برکادر پزشکی خصوصا پرستاران خداوند یارو یاورشان باشه ونگهدار خانواده کادر پزشکی بخصوص پرسنل بیمارستان امیرالمومنین (ع)6
  • لقایی AE ۱۳:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۸
    0 0
    درود بر کادر پزشکی خصوصا پرسنل زحمتکش بیمارستان امیرالمومنین (ع)