زینب زینال‌زاده ـ خبرنگار: دیروز مادران، لباس‌های سبز بر تن فرزندان خردسالشان کردند و سربند یا «علی اصغر»(ع) به سرشان بستند و به همایش شیرخوارگان رفتند.

نذری که جهانی شد

مادران کودکان را روی دستانشان گرفتند و به یاد رباب و طفل شش ماهه امام حسین(ع) لالایی غمبار خواندند و به سوگ نشستند. این همایش همزمان در سراسر جهان اسلام برگزار شد و کودکان سبزپوش با جثه‌های کوچکشان حماسه بزرگی خلق کردند و با لباس‌های متحدالشکل و یکپارچه، وحدت را در برابر همگان به تصویر کشیدند. لباس‌های سبزی که زنان خیّر و داوطلب ایران‌زمین به عشق شهید شش ماهه دشت نینوا دوختند و در ۴۱کشور توزیع کردند. «زهره محمدی‌اعظم» مدیر کارگاه دوخت لباس شیرخوارگان ایران و جهان اسلام با حمایت همسرش «داود منافی‌پور»  بانوان خیرخواه، این کار را در کارگاه کوچکی در محله بهارستان انجام می‌دهد. گفت‌وگوی همشهری محله را با این بانو بخوانید.

کار دوخت لباس شیرخوارگان را از چه سالی آغاز کردید؟
سال ۱۳۸۲ بود که همراه با همسرم تصمیم گرفتیم برای متحدالشکل بودن لباس شیرخوارگان، در کارگاه خیاطی‌مان این کار را آغاز کنیم.
یک نذر، پایه و اساس این کار بوده است. دراین‌باره توضیح می‌دهید؟
بله درست است. اما با خود عهد کردم هرگز درباره این نذر با کسی سخن نگویم. اگر اشکال ندارد درباره نذری که داشتم و برآورده شده، صحبت نکنم. تنها در این حد می‌توانم بگویم که همسرم همیشه آرزو داشت قیام عاشورا و مظلومیت حضرت علی اصغر(ع) جهانی شود که به لطف خدا با کار دوخت لباس شیرخوارگان توانستیم قدم کوچکی در تحقق این آرزو برداریم.
از سال ۱۳۸۲ و رویدادی که شما را به سمت و سوی دوخت لباس شیرخوارگان سوق داد برایمان بگویید؟
همه چیز مربوط به این سال نیست. هر سال در منزل‌مان جشن ولایت برگزار می‌شد و در گذر زمان به تعداد شرکت‌کنندگان در این مراسم اضافه و دامنه مراسم بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد. تا اینکه سال ۱۳۸۲ برنامه شیرخوارگان حسینی را از تلویزیون تماشا می‌کردیم و همسرم به ناگاه طرح دوخت لباس‌های یک شکل و واحد برای عزاداران و سوگواران کوچک‌سالار شهیدان را مطرح کرد. از همان سال تصمیم گرفتیم و برنامه‌ریزی کردیم و کار آغاز شد و به لطف خدا و همراهی سایر خیّران توانستیم با این کار ساده حماسه‌ای بزرگ نه تنها در ایران بلکه در جهان خلق کنیم.
منظورتان از حماسه بزرگ چیست؟
در ابتدا لباس‌ها را برای شیرخوارگان شهر تهران دوختیم اما سال‌های بعد کار را توسعه دادیم و برای شهرستان‌ها ارسال کردیم. وقتی همایش جهانی شد ما هم کارمان را بسط دادیم و از خیّران بیشتری کمک گرفتیم و اکنون لباس‌هایی که در این کارگاه دوخته می‌شود به ۴۱ کشورجهان ارسال و شیرخوارگان در بیش از ۵۰ هزار نقطه از دنیا این لباس‌ها را می‌پوشند و در همایش شیرخوارگان حسینی شرکت می‌کنند. این یعنی حماسه.  
 با این لباس‌های متحدالشکل می‌خواهید چه پیامی را انتقال دهید؟
متحدالشکل بودن لباس شیرخوارگان یعنی وحدت و یکدلی. قصد داریم بگوییم مسلمانان در هر سنی و هر جای دنیا که باشند با هم متحد و یکدل هستند و همین وحدت است که موجب تقویت و پایداری دین اسلام و باور مسلمان می‌شود.
کار را با چند دستگاه چرخ خیاطی آغاز کردید؟

کارگاه‌مان در محله بهارستان قرار دارد و ابتدا کار را با ۳ چرخ خیاطی شروع کردیم و ۸۰۰ دست لباس دوختیم اما اکنون تعداد چرخ‌ها به ۱۷ دستگاه رسیده و میلیون‌ها دست لباس سبز برای شیرخوارگان ایران و جهان می‌دوزیم.
کار دوخت لباس‌ها را از چه زمانی آغاز می‌کنید؟
نخستین جمعه ماه محرم اختصاص به همایش شیرخوارگان دارد. بنابراین هر سال کار دوخت لباس شیرخوارگان را از نهم ماه شعبان یعنی روز میلاد حضرت علی اصغر(ع) آغاز می‌کنیم و خدا را شکر پیش از شروع همایش شیرخوارگان حسینی هم به پایان می‌رسد. نکته مهم این است که اولویت نخست انجام سفارش کشورهای دیگر است چون بسته‌بندی و ارسال زمان می‌برد. سپس لباس شیرخوارگان کشور را می‌دوزیم.
حس و حالتان از این کار را توصیف کنید.
برخی از احساس‌ها قابل توصیف نیستند و برای درک و لمسشان باید آن را تجربه کنید. این شاید تنهاکاری است که عبارت «تجربه کردن را تجربه کردن خطاست» درباره آن صدق نمی‌کند و به عاشقان توصیه می‌کنم برای به دست آوردن حال خوب این کار را تجربه کنند.

  • گره‌هایی که باز می‌شود

بیش از ۷ است که در این کارگاه مشغول دوخت و دوز لباس برای شیرخوارگان است. نامش «اعظم امینی» است و می‌گوید: «هر کس با نیت وارد این کارگاه می‌شود حتی اگرکاری انجام ندهد، دست خالی بیرون نمی‌رود. اینجا گره‌های بزرگ به دست سرباز کوچک نینوا باز می‌شود.» اشک مجال صحبت نمی‌دهد و با بغض می‌گوید: «اینجا خیمه شش ماهه امام حسین(ع) است. آمدن و ماندن لیاقت می‌خواهد و خدا را شاکرم که افتخار خدمت کردن در این کارگاه نصیبم شده است.»

بانوی میانسال مشغول بسته‌بندی لباس‌ها است و دوست ندارد نامش را بگوید. حس و حالش را می‌پرسیم و سرش را پایین می‌اندازد و چشمانش را می‌بندد تا کسی اشک‌هایش را نبیند. با صدای بغض‌آلود می‌گوید: «به زیارت حرم امام‌حسین(ع) رفته‌ام و هر سال که به این کارگاه وارد می‌شوم، کنار پارچه‌های سبز بوی کربلا به مشامم می‌رسد. همه روزهایی که در کارگاه مشغول دوخت لباس شیرخوارگان هستیم، حالمان خوب است و گویا حال و هوای اینجا خاص است. لحظات عاشقی چنان به سرعت می‌گذرد که خداحافظی کردن با ثانیه‌های تکرار نشدنی سخت است و دشوار.»

  • عشق است و بس

«مرضیه حسینی» هم از دوزنده‌های باسابقه کارگاه است. با چشمانی اشکبار می‌گوید: «دوخت لباس به نیت شهید شش ماهه کربلا و تماشای آنها در تن شیرخوارگان که به یاد علی‌اصغر(ع) روی دستان مادرانشان قرار می‌گیرند، چیزی جز عشق نیست. برای حضور در این کارگاه و مشارکت در دوخت این لباس‌ها باید عاشق بود و عشق ورزید. کار دوخت لباس‌ها از ابتدا تا انتها با وضو انجام می‌شود و امیدوارم تا زمانی که نفس می‌کشم، سعادت حضور در این کارگاه را داشته باشم.»

کد خبر 453940

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =