پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۰۹:۵۷

بنفشه محمودی: برداشت‌های متفاوت از دین وقتی در حوزه عملی به دینداری ختم می‌شود، می‌تواند آوردگاه نظرات مختلف در حوزه دینداری و حتی دین مداری شود.

این آوردگاه خو د میدان چالش هایی اساسی در تناقضات آشکار میان دین ورزی و قرائت‌های مختلف از دین در سطح یک جامعه است.

در تاریخ دینداری ایرانیان این تناقضات محصول زمان حال نیستند و ردپای آنها را باید در طول تاریخ ایران پس از اسلام جست و جو کرد؛تاریخی که با فراز و نشیب بسیار  همراه بوده است.هفتمین نشست از سلسله نشست های بررسی تمایلات دینی نوجوانان و جوانان که با همکاری پژوهشکده باقرالعلوم و مرکز تحقیقات اجتماعی «کند و کاو»، شنبه، دهم آذر ماه در محل دانشکده علوم ارتباطات پژوهشکده باقرالعلوم برگزار شد، «آسیب شناسی تاریخی دینداری در ایران» را مد نظر قرار داده بود که با سخنرانی دکتر «حجت‌الله ایزدی» پژوهشگردر تاریخ اسلام و استادیار دانشگاه امام حسین(ع) برگزار شد.گزارشی از این سخنرانی را می‌خوانید.

دکتر ایزدی در ابتدا با پیش فرض قرار دادن این نکته که در این سخنرانی تنها به تاریخ دینداری در ایران اسلامی می پردازد، گفت: «زمانی که بحث آسیب‌شناسی دینداری مطرح می شود، این آسیب شناسی مسلما فرع بر خود دینداری است، زیرا دینداری جامعه ما یک فرض مسلم است.»

ایزدی با ذکر این نکته که هیچ پدیده‌ای را در هیچ یک از ساحت‌های اجتماعی نمی توان بدون پیشینه تاریخی به درستی آسیب شناسی کرد، گفت: «اگر پدیده ای را بدون توجه به پیشینه تاریخی آن بررسی کنیم، نمی توانیم آن پدیده را به درستی بشناسیم؛ زیرا ما مجموعه ای از نیک و بد گذشته هستیم و لازمه کار این است که خودمان را آن طور که هستیم بشناسیم.»

وی افزود: «در این آسیب شناسی، دینداری خیلی به فرهنگ نزدیک است یعنی کدهای مورد نظر ما برای ارائه این آسیب شناسی در آن واحد، هم فرهنگی است و هم می‌تواند توجیه دینی داشته باشد. در طول تاریخ پس از اسلام آسیب‌های چشمگیری در حوزه دینداری قابل شناسایی است که بزرگان ما از گذشته دور و نزدیک به آن اشاراتی واضح داشته‌اند. کسانی نظیر فردوسی، عوفی، قائم مقام فراهانی و... به این کدهای فرهنگی که در عین حال به بحث های مرتبط با آسیب شناسی دینداری هم قابل تعمیم است، اشاره کرده‌اند.

ضمن اینکه اشاراتی به این تناقضات و آسیب‌ها در شیوه کار برخی مدیحه سرایان دوره قاجار و آثار مستشرقان نیز دیده می شود.»مفهوم آسیب شناسی چه در مقام یک روش و چه در مقام نقد از جمله رویکرد‌هایی است که می‌تواند پژوهشگرا ن حوزه‌های مختلف علوم را یاری رسان باشد. دکتر ایزدی در پیگیری بحث هایش پیرامون آسیب شناسی نیز افزود: «آسیب شناسی مفهومی است که از پزشکی به علوم اجتماعی وارد شده و هدف از آن کار  روی یک ارگانیسم زنده و پویاست که مشکلاتی پیدا کرده و باید در یک آسیب شناسی، نارسایی های آن را بررسی کرد.

آسیب شناسی فرع بر یک حیات است؛ یعنی وقتی یک ارگانیسم را زنده و پویا می بینیم، باید مواظب آسیب‌ها هم باشیم. این فرض مسلم است که ما با «دین» کاملی مواجه هستیم که خداوند وعده جهانی شدن آن را داده است،  اما در عین حال برخی ایرادات از بیرون بر تاریخ «دینداری» جامعه ما وارد است. جوهر دین اسلام بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد، اما بعد دچار برخی تحریفات ‌و اسیر سوء برداشت‌ها شده و با همین تحریفات به ایران وارد شد. بنابراین همه آسیب‌ها به نحوه آشنایی ما با دین و تعریفی که از آن داشتیم برمی‌گردد و اگر قرار باشد دینداری را از مشکلات نجات دهیم، باید تعاریف را درست کنیم.»

ایزدی در بخش دیگری از سخنان خود درست نشناختن مفاهیم قرآنی را یکی از مواردی دانست که گاه به شناخت ایرانیان از دین لطمه زده است. وی گفت: « ما آن طور که باید فرهنگ قرآن را نشناختیم و در برخی موارد تعاریف کلیشه ای از برخی مفاهیم قرآنی داشته ایم که یا تنها به یک معنی از مفاهیم مختلف لغات قرآنی توجه کرده است یا در ترجمه به فرهنگ ایرانی، با مفاهیم دینی پیش از اسلام مخلوط شده  و مفهومی ارائه داده است که بیش از آن که با فرهنگ اسلام منطبق باشد، با فرهنگ ایران انطباق دارد.»

وی ضمن بررسی آسیب های دینداری- که پس از وفات پیامبر آغاز شد و در اواخر دوره امیرالمومنین علی(ع) به اوج خود رسید و همین مسئله باعث شد امام علی در ابتدا خلافت را نپذیرد- گفت: «دین اسلام با شعارهای مترقی عدالت خواهی، مساوات، برابری، برادری، ترجیح و برتری تقوی و نفی همه تبعیض‌ها و تفاخرها، در زمان پیامبر اسلام به سرعت رشد کرد، اما از ابتدای گسترش دین اسلام بعد از رحلت پیامبر(ص) دچار آسیب هایی شد. بحث خوارج در جهان اسلام با واکنش‌های جدی مواجه شد. خوارج معتقد بودند که انسان در حالت ایمان گناه نمی کند؛ اول کافر می شود و بعد گناه می کند.

اگر توبه کرد که خدا می پذیرد، اگرنه مهدور الدم است. پس از بیان عقاید خوارج، فرهنگی به نام «فرهنگ مرجئه» به وجود آمد که بر این اصل پایبند بود ؛ ایمان فقط به اقرار است و نتیجه این شد که امر به معروف و نهی از منکر از جامعه دینی رخت بربست و جامعه دینی رو به زوال رفت. مسلم است که بهترین مشتری این عقاید، حاکمان جور بودند و سلطه امویان با همین سوء‌استفاده از دین تثبیت شد.

طبق این عقاید، همه گناهان با توبه بخشیده می شود و در این راه اولین کسی که استحقاق بخشیده شدن را دارد، خلیفه است که نماینده خدا محسوب می شود! بنی امیه با همین فرهنگ مرجئه، جنایات خود را توجیه می‌کردند و همین فضای مرجئه گری بیشترین آسیب‌ها را بر اسلام ایرانی زد.»

این استاد دانشگاه امام حسین گفت: «اگر نقدی جدی بر خودمان نداشته باشیم، نمی‌توانیم راه درست را پیدا کنیم چون با تسامح و تعارف نمی شود راه حلی یافت. امروز جامعه دینی ما به خدا، پیامبر، ائمه، امام زاده‌ها و حتی سادات اعتقاد دارد اما متأسفانه این اعتقاد گاه از نوع اعتقاد مرجئه‌گری است .»

دینداری صفوی
دکتر ایزدی ضمن نقب زدن به تاریخ ایستادگی شیعه در برابر این نوع قرائت از دینداری گفت: «متأسفانه از زمانی که شیعه با قرائت ترکان صفوی به‌عنوان مذهب رسمی ایرانیان تثبیت شد، مشکلاتی ایجاد شد که هنوز هم گریبانگیر جامعه ماست. دراین دوران نگاه افراطی پیرامون خانقاه «شیخ صفی الدین اردبیلی» شکل می گیرد و به این خاطر که محل دنیاگریزی یعنی خانقاه، با روحیه ترکان شمشیر به دست سازگار نیست، قطب خانقاه آرام آرام فرمانده لشکر می شود و در کنار آن، خانقاهیان شیعه می شوند و نسب خود را به امام موسی کاظم(ع) و امیرالمومنین(ع) می رسانند و کسانی نظیر شیخ جنید و شیخ حیدر و شاه اسماعیل به تجلی امیرالمومنین تبدیل می‌شوند!

 در این حال، شاهی با این مقام، به فردی انتقادناپذیر تبدیل می شود و حتی زمانی هم که شاه سلطان حسین پس از جنایت های بسیار سقوط می کند گاه نگاهی مقدس مآبانه به او را شاهد هستیم.»

وی افزود: «در زمانی که جهان غرب به سرعت به سوی تمدن جدید پیش
می رفت، ایران شاه گم کرده ‌بود و چون مقام انسان کامل را برای شاهان صفوی متصور بودند، به‌دنبال کسی از نوادگان شاهان صفوی می گشتند. به همین خاطر است که نادرشاه، نادرقلی است و در واقع حکم خود را از یکی از نوادگان دختری شاه طهماسب
 می گیرد. در سال های بعد هم کریم خان زند هیچ گاه جرات نمی کند خود را شاه بنامد و به‌عنوان«وکیل الرعایا»یی اکتفا می‌کند، چون از نژاد انسان های کامل نیست! آغا محمد خان هم تنها زمانی به‌عنوان شاهی دست می یابد که همه ایران را فتح می کند.»

ایزدی گفت: «در طول تاریخ ایران پس از اسلام با اینکه بسیاری از فلاسفه شیعه بوده‌اند و پشتوانه ای عقلی، منطقی و کلامی داشته‌اند اما همین رویکرد در دوره صفوی به یک رویکرد صرفا عاطفی تبدیل می‌شود و در برخی اوقات اوج شیعه‌گری در تاسوعا و عاشورا دیده می شود؛ یعنی دسته های عزاداری به اصل دینداری تبدیل می شود و آنچه که به‌عنوان فلسفه دین و حضور اجتماعی قوی در شیعه مطرح می شده، فراموش می شود.

در این حالت مفاهیم معنوی مثل عدالت، ولایت، غیبت و... معانی اصلی خود را از دست می دهند، امر به معروف و نهی از منکر معنا ندارد و شفاعت، مفهومی بسیار منفی پیدا می کند. بزرگترین آسیب دینی در اینجا، نبود امر به معروف و نهی از منکر است که از جامعه دینی رخت بربست و با تحول جامعه دینی به سوی زوال رفت.»

وی در انتها افزود: « انقلاب شکوهمند اسلامی، در قرائت غالب از اسلام تحول ایجاد کرد، چرا که اصل دینداری و آنچه در اسلام به‌عنوان حضور اجتماعی مطرح بود، فراموش شده و معنای ولایت، امامت و عدالت تغییر کرده بود. با این حال امروز به رغم اینکه اسلام ناب و مترقی به صحنه آمده،  اما متأسفانه هنوز جامعه ما در دینداری با دوگانگی مواجه است و هنوز تفسیری مبتنی بر اسلام ناب از دینداری وجود ندارد و نیاز به بازخوانی و بازتفسیر در این مفاهیم شدیدا احساس می شود.»

کد خبر 38381

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار