همشهری دو - مرجان فاطمی: ما نبودیم، ندیدیم، با پوست و گوشت و رگ و پی‌مان درک نکردیم.

نقاشی

سهم ما دهه‌شصتي‌ها از اين نقطه مهم از تاريخ، فقط خاطره بود. ياد گرفتيم شنونده‌هاي خوبي باشيم. ياد گرفتيم بشنويم و در خيال‌هايمان جزئي از آن جمعيت ميليوني باشيم. ياد گرفتيم دهه‌ فجر هر سال، جلوي تلويزيون‌هاي 14اينچ قديمي بنشينيم و با همان مختصات كوچك به عظمت اين واقعه تاريخي چشم بيندازيم و توي ذهن‌هاي كوچكمان تجسم‌اش كنيم. ياد گرفتيم توي صف‌هاي بلند حياط مدرسه، سرود «به لاله در خون خفته...» را بخوانيم و سعي كنيم زير و بم صدايمان، نت‌هاي اين سرود انقلابي را خراب نكند. سهم ما از اين واقعيت بزرگ، كاغذهاي رنگي و نوارهاي زرق‌وبرق دار و بادكنك‌هاي رنگ به رنگ بود. پرچم‌هاي كوچك مينياتوري‌مان را فقط به‌صورت نمادين بالا برديم و با مدادهاي رنگي، وسط دفترهاي نقاشي‌مان طرح‌هايي كشيديم كه هيچ وقت نديده بوديم. ما نبوديم، ما نديديم، ما حس نكرديم... فقط خاطره‌ها را شنيديم و تصاوير و فيلم‌ها را توي حافظه كامپيوترهايمان جاسازي كرديم تا شايد روزي خاطره‌گوي خوبي براي متولدان دهه‌هاي بعد باشيم؛ كاش حداقل خاطره خاطره‌سازها را خراب نكنيم.

کد خبر 360914

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار