بررسی‌های آماری حاکی از افزایش تعداد سالمندان در یکی، دو دهه آینده است. همین موضوع مسئله نگهداری از سالمندان را با چالش‌هایی مواجه می‌کند.

سالمند

اگر چه هنوز در كشور ما سالمندان زيادي توسط فرزندانشان نگهداري مي‌شوند اما وجود 10هزار سالمند مجهول الهويه كه در نهادهاي حمايتي نگهداري مي‌شوند زنگ خطر را درخصوص مسئله سالمندي در كشورمان به صدا درآورده است. معضل رهاسازي سالمندان در جامعه يكي از مصيبت‌هايي است كه جامعه امروز كم‌كم به آن دچار شده است.

سال گذشته بود كه علي ربيعي، وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي رها كردن سالمندان در خيابان و سر راه گذاشتن آنها را از اتفاقات نوظهور شهرهاي بزرگ عنوان كرد؛ موضوعي كه اگر چه هنوز بحراني نشده اما بايد به نحو صحيح مديريت شود.
آنطور كه حسين نحوي‌نژاد، معاون توانبخشي سازمان بهزيستي كشور مي‌گويد:‌ مرز سالمندي در كشور ما 60سالگي و در ميانگين جهاني 65سالگي است اما مي‌توان با داشتن سبك زندگي سالم اين امر را به تأخير انداخت. به گفته وي اكنون8.5 درصد افراد در كشورمان سالمند هستند و اينكه گفته مي‌شود بايد به اين ارقام توجه شود به اين دليل است كه تا سال 2050اين رقم به 25درصد مي‌رسد.

  • سالمندي جمعيت ايران در آينده نزديك

مطالعات جمعيت‌شناسان نشان مي‌دهد كه ايران در آستانه ورود به جمعيت سالمندي است و تا سال 1405جمعيت سالمند كشور بيش از 96درصد رشد خواهد داشت و تعداد سالمندان از حدود 5به حدود 10ميليون نفر افزايش خواهد يافت. برآوردها نشان مي‌دهد از سال 1400به بعد ايران وارد مرحله اول سالخوردگي خواهد شد. هم‌اكنون بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا در مرحله سوم سالمندي قرار دارند و ژاپن با دارا بودن بيشترين نرخ سالخوردگي داراي 24درصد جمعيت سالمندي است.

فريد براتي‌سده، رئيس دبيرخانه شوراي ملي سالمندان نيز از زندگي 21هزار سالمند در مراكز نگهداري سازمان بهزيستي مي‌گويد. به گفته وي همه اين افراد جزو سالمندان رها شده نيستند و خانواده‌ها به ملاقات آنها مي‌آيند.رئيس دبيرخانه شوراي ملي سالمندان بهزيستي مي‌گويد: تعداد سالمندان مجهول الهويه در مراكز سالمندان بسيار كم است اما به‌علت آنكه ميزان واگذاري سالمندان در سال‌هاي اخير به مراكز نگهداري همواره رو به افزايش بوده است، اين نگراني را داريم كه در آينده تعداد سالمندان رها شده در كشور افزايش يابد.

فريد براتي‌سده درخصوص سالمندان «رها شده» اظهار كرد: در تعريف رهاشدگي سالمندان مي‌توان بخشي را به سالمندان حاضر در مراكز و سراهاي سالمندي اختصاص داد و بخش ديگر را نيز به‌معناي رهاشدگي سالمند در سطح شهر و خيابان‌ها دانست كه تعداد اين گروه در كشور بسيار كم است.

وي تصريح مي‌كند:‌ در سال 1365تنها 0.12درصد سالمندان در سراهاي سالمندي حضور داشتند درحالي‌كه اين رقم در سال 75به 0.16درصد و در سال 85 و 90به 0.21درصد رسيده‌ كه اين ارقام خود گوياي روند صعودي واگذاري سالمندان به مراكز سالمندي در سال‌هاي اخير است.

به گفته براتي‌سده، زماني كه هزينه‌هاي زندگي اجتماعي بالا مي‌رود و وضعيت معيشتي افراد مساعد نيست و از طرف ديگر سالمندي در خانواده حضور دارد، هزينه‌هاي زندگي به شكل چشمگيري افزايش پيدا مي‌كند. در تمام دنيا تجربه نشان داده در چنين شرايطي افراد، سالمند خود را رها مي‌كنند و اين خطري است كه هم‌اكنون به‌دليل وضعيت نامساعد معيشتي خانواده‌ها احساس مي‌شود. در آينده تعداد سالمندان رها شده در جامعه افزايش خواهد يافت.

رئيس دبيرخانه شوراي ملي سالمندان بهزيستي با بيان اينكه بسياري پس از شنيدن اين نظرات ممكن است ادعا كنند كه فرزندان وظيفه نگهداري والدين‌شان را دارند و نيازي نيست كه دولت براي نگهداري به آنها پولي پرداخت كند، مي‌گويد: اين مسئله هرچند در جامعه ما از نظر فرهنگي با مشكلات و تابوهايي همراه است اما بايد پذيرفت شرايط اقتصادي در آينده پاسخگوي نياز سالمندان نبوده و چنانچه به آن رسيدگي نشود، ما شاهد موجي از رهاسازي‌ها خواهيم بود.

  • تغيير ساختار خانواده علت رهاسازي سالمندان

رئيس انجمن مددكاران اجتماعي ايران نيز در مورد رهاشدگي سالمندان مي گويد: يكي از واقعيت ها تغيير ساختار خانواده از گسترده به هسته اي است. به گفته سيدحسن موسوي‌چلك در چنين شرايطي خانواده شامل پدر، مادر و فرزندان است و ساير بستگان مانند پدربزرگ و مادربزرگ ديگر جايگاه سابق را ندارند كه اعضاي خانواده خودشان را متعهد به نگهداري از بزرگان خانواده كنند؛به همين دليل در شرايط كنوني پديده رهاشدگي سالمندان را شاهد هستيم. او مي افزايد: انتظار مي رود جامعه نسبت به اين موضوع حساسيت نشان دهد. نداشتن تأمين اجتماعي كافي و مطمئن و اينكه امكان حمايت بيشتر از خانواده ها آنطور كه انتظار مي رود وجود ندارد، عاملي براي افزايش اين پديده است.

رئيس انجمن مددكاران اجتماعي با بيان اينكه 20درصد از سالمندان ما تنها هستند، عنوان مي‌كند: تنهايي سالمند با رهاشدن او فرق مي‌كند؛ تنهايي يعني ممكن است سالمندي همسر خود را از دست داده و تنها زندگي ‌كند. در چنين شرايطي سالمند در خانه خود زندگي كرده و افراد خانواده به او سر مي‌زنند. چنين سالمندي اگرچه تنهاست، اما رها شده نيست. موسوي چلك با بيان اينكه تنها ماندن سالمند در خانه هم خطرناك است مي افزايد: در اين شرايط حتي اگر سالمند در خانه تنها هم باشد امنيت لازم را ندارد. رئيس انجمن مددكاران اجتماعي ايران خاطرنشان مي كند: پديده رهاشدگي سالمندان در خيابان با فرهنگ و دين ما همخواني ندارد و بايد تدبيري براي اين مسئله انديشيده شود قبل از اينكه به معضلي جدي تبديل شود.

کد خبر 348949

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار