یاسر هدایتی: آخرین نبرد پیامبر اعظم (ص) بود، با رومیان یکی از قدرتمندترین دولت‌های روزگار صدر اسلام.

«تبوک» صحنه‌ای بزرگ، برای اسلام در حال انتشار می‌نمود و دقیقا در این غزوه که انگار سپاه اسلام بیشترین احتیاج را به شمشیر و شهامت و درایت علی  ع  داشت، پیامبر او را به‌جای ابن‌ام‌مکتوم جانشین خود در مدینه منصوب کرد و خطاب به حضرت گفت؛ تو برای من مانند هارون هستی برای موسی، جز آن‌که بعد از من پیامبری نیست. دقت در این که نسل پیامبران بنی‌اسرائیل نه از تبار و نسل موسی بلکه از فرزندان هارون بودند و مستندات این حدیث متواتر در غالب کتب معتبر حدیثی  چیزی جز آشکارگی فضل و تأیید وصایت حضرت امیر نیست. و آشکارگی این‌که حضرت وقتی خود را تنها ستون وحدت جامعه اسلامی می‌بیند نسبت به برخی نامرادی‌ها دم فرومی‌بندد و در قامت مشاوری امین و فرمانده نظامی‌ای لایق تنها به یک چیز، آن هم ناامیدی و یأس دشمنان از ترد بودن نهال نوپای اسلام در میان قبایل متعصب و برتری‌جوی عرب می‌اندیشد. این‌گونه است که اولین و اصلی‌ترین درسی که از سیره علوی می‌توان گرفت، اندیشیدن به یکدلی و یکپارچگی‌ای است که امت اسلامی را عاملی پویا می‌شود برای پیش بردن و پیش رفتن.
این تأمل و عمل در تحقق وحدت امت اسلامی اما هیچ‌گاه باعث نشد تا حضرت امیر ع  از اصل اساسی عدالت اجتماعی و اقتصادی و آرمان‌های قرآن و سنت نبوی تخطی کند که باز شاهد مثال آن از سیره، تحکم حضرت با ابن عباس وفادار و خیرخواه است که پیشنهاد مماشاتی موقت با معاویه را می‌دهد.
مقدمه‌ای که از سیره حضرت آورده شد آن هم در روزهایی که در آستانه خاک‌بوسی درگاه آن جان جانان جهان هستیم، از آن‌روست تا اخلاق حرفه‌ای سیاست‌ورزی علوی را در تعامل با خردورزی سیاسی به تماشایی معناجو بنشینیم.
این روزها که ادعاهایی غیرمستند به برخی سازمان‌ها و نهادهای مردمی و اجرایی انتساب داده شده و با همه تکذیب مقامات و مسئولان ذی‌ربط، انگار منفعت‌طلبی‌ها، چونان چشم‌بندی، حقایق را از پیش چشم عده‌ای - که امیدواریم تنها ساده‌انگاری باشد و نه از روی تعمد - پوشانده، توجه به اصل اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ای و تلاش درجهت تحقق و یکپارچگی جامعه اسلامی با هر گرایش و سلیقه سیاسی، ضرورتی بیش از حد دارد.
وقتی فردا روزی را به‌عنوان روز جهانی قدس، آن هم در سالی که تمام توجه‌ها معطوف به اتحاد ملی و انسجام اسلامی است پیش‌رو داریم، برخی رفتارهای غیراخلاقی سیاسی  در قامتی رسانه‌ای، آن هم از سوی رسانه‌هایی که با بودجه عمومی اداره می‌شوند، آیا جز بی‌توجهی به دسیسه‌های ابوسفیانی صهیونیزم بین‌الملل توجیهی دارد؟
سازمان‌ها و دستگاه‌های خدمتگزاری که ندانسته و به‌دروغ متهم به حمایت از سرمایه‌گذاری صهیونیزم بین‌الملل در حوزه لباس و مد در داخل کشور می‌شوند، چرا در فصل‌های خطیری که التفات نهادهای مسئول باید به جانب بیرون از مرزها و توطئه‌های دشمن باشد، درگیر کوته‌بینی و منافع جناحی عده‌ای قلیل شوند.
اخلاق رسانه‌ای در جامعه‌ای که مدعی برانگیختگی‌ای براساس سنت نبوی و سیره علوی است آیا این‌چنین بی‌اخلاقی‌ای تفرقه‌افکن را برمی‌تابد...
کد خبر 33099

برچسب‌ها