همشهری دو - مرتضی کاردر: فرقی نمی‌کند هزار سال است که او را می‌شناسی یا برای نخستین‌بار است که پا به اتاقش می‌گذاری، فرقی نمی‌کند خبرنگار تازه‌کار افتخاری یک نشریه بی‌نام و نشان هستی یا یک شاگرد قدیمی که حالا برای خودت روزنامه‌نگاری کارکشته شده‌ای.

فریدون صدیقی

حتي فرقي نمي‌كند از چه طيف و گروه و دسته‌اي هستي... اينجا هميشه چراغي روشن است و مردي با مهرباني و لبخند و شكلات پذيراي توست و با انباني آكنده از دانش و تجربه به تو ياد مي‌دهد چگونه ببيني، چگونه بنويسي، چگونه زندگي كني، چگونه ادامه دهي و.... چگونه بماني.

اتاق كوچك او خانه امن بسياري از روزنامه‌نگاران ايران است، قلب تپنده روزنامه‌نگاري، يك كارگاه هميشگي. جايي كه انبوه روزنامه‌نگاران با علايق و سلايق گوناگون مي‌آيند و ياد مي‌گيرند و مي‌روند.

فريدون صديقي از نسل روزنامه‌نگاراني است كه در سال‌هاي پرالتهاب انقلاب ماندند تا كيهان، يكي از دو روزنامه بزرگ آن سال هاي ايران را حفظ كنند و روزنامه‌نگاري را به انبوه جواناني كه سوداي آموختنش را در سر داشتند، بياموزند. انبوه جواناني كه روزنامه‌نگاري براي خيلي‌هايشان هدف نبود، سكوي پرتاب بود. اما صديقي ماند. ماند تا آدم‌هاي تازه بيايند و الفباي روزنامه‌نگاري را به اين آدم‌هاي تازه ياد بدهد، ماند تا چرخه آموزش روزنامه‌نگاري شكل بگيرد و نسل روزنامه‌نگاران پس از انقلاب سربرآورند.

انبوه آدم‌ها آمدند و رفتند، اما او روزنامه‌نگار ماند و تجربه‌ها و آموخته‌هايش را تحريريه به تحريريه منتقل كرد. از فردوسي و تماشا و كيهان به آينه و حوادث و ستاره‌ها و انتخاب و هموطن سلام و جام‌جم و همشهري. حالا شايد در تمام تحريريه‌هاي روزنامه‌هاي ايران كمتر كسي باشد كه مستقيم يا غيرمستقيم از درس‌هاي او بهره‌نبرده باشد، از او ياد نگرفته باشد و مهرباني‌هايش را به ياد نداشته باشد.

او، از زاويه‌اي ديگر، روايتگر بخش مهمي از تاريخ شفاهي مطبوعات ايران است. تاريخي كه متأسفانه هيچ‌گاه مكتوب نشده و در انبوه گفت‌و‌گوها و نوشته‌هايش نيامده است. تاريخي كه فراز و فرود روزنامه‌نگاري ايراني را در سال‌ها قبل و بعد از انقلاب نشان مي‌دهد. و همه اين تجربه‌ها به او مي‌گويد كه ماندن بهتر است. «روزنامه‌نگار خوب روزنامه‌نگار مرده نيست»، پهلوان زنده را عشق است. پهلواني كه گاهي حتي مجبور است ظاهراً به شكست تن دهد اما ميدان را ترك نكند. پهلواني كه مي‌داند هميشه كسي كه دستش بالا مي‌رود پيروز ميدان نيست و وقتي كه غبار و هياهوي كارزار فرونشست همگان مي‌فهمند كه برنده واقعي كيست.

سال‌ها گذشته است، اما اين رفت‌وآمدها همچنان ادامه دارد، آدم‌ها مي‌آيند و مي‌روند اما او همچنان در همان اتاق كوچك مانده است، در همان خانه امن، در همان قلب تپنده.
تو مي‌شد جنگلي انبوه باشي در خودت اما
قناعت كردي و از خاك گلدان سر درآوردي
پي‌نوشت: نكوداشت استاد فريدون صديقي امروز ساعت 10 صبح در سالن اجتماعات روزنامه همشهري برگزار مي‌شود.

کد خبر 321224

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار