جمعه ۳ شهریور ۱۳۸۵ - ۱۹:۴۸

همشهری جوان: پنجاه سال رهبری کشوری که روزگاری عیاش خانه پولدارهای آمریکایی بوده و حالا به دشمن شماره یک آمریکا در بیخ گوشش تبدیل شده، کار ساده ای نیست . فیدل، تو را حالا حالاها لازم داریم .

هفته گذشته منشی کاسترو در تلویزیون کوبا ظاهر شد و اعلام کرد که فیدل دچار ناراحتی قلبی شده و در بیمارستان بستری است و تا اطلاع ثانوی برادرش رائول امور مملکتی را می چرخاند. ناگهان دلمان لرزید. آخر او یکی از آخرین اسطوره های زندة مبارزه با امپریالیسم است.

جهان کوچک شده و هر روز هم دارد کوچک تر می شود. یک نگاه کوچک بیندازید به اوضاع دنیا و فهرست نویسندگان، هنرمندان، فیلسوفان، وحتی سیاستمداران فعلی دنیا، را مقایسه کنید با همین بیست سال پیش. جای ژان پل سارتر را که تا بود، روشنفکران دنیا، پیمانی ناگسستنی با انقلابی ها داشتند، نوام چامسکی گرفته و به جای بزرگانی مثل مارکز و ساموئل بکت، گونترگراس و هارولد پینتر نشسته اند و نسل فیلمسازان بزرگ هم با مرگ الیا کازان پایان یافته.

در حوزة سیاست، ولادیمیر پوتین به جای گورباچف نشسته، تونی بلر بر کرسی مارگرت تاچر نشسته و همین طور در سایر کشورها. حتی دشمنان ما و آن هایی که ازشان بدمان هم می آید، هم همین طوری شده اند.

به جای کارتر و ریگان و حتی بیل کلینتون، جرج بوشی نشسته است که کپیة کوچک آن قبلی هاست. اوضاع جهان درست مثل آن عروسک های روسی است، که از دل عروسک بزرگ تر، یک عروسک کوچک تر درمی آید و باز از دل آن یک عروسک کوچک تر و باز همین طور تا آخر. دلمان خوش است به همین چند مرد بزرگ باقی مانده که تنها پیوند ما با آن جهان جادویی سال های نیمة قرن بیستم و عصر انقلابی ها است.

 مردانی مثل فیدل. آن سالی که کاسترو به تهران آمده بود، در مراسم سخنرانی اش من هم رفتم و بعد هم برای گرفتن امضا از او توی صف ایستادم. کاسترو به شوخی می گفت یعنی من را این قدر دوست دارید؟ و من، وقتی نوبتم رسید، به او گفتم حتی اگر به اندازة مردم کوبا هم دوستت نداشته باشیم، این را مطمئن هستم که بدون تو، جهان جای خسته کننده تری خواهد بود.

دوستان کاسترو

کاسترو، دوستان زیاد و البته متنوعی دارد. از فوتبالیست گرفته تا کارگردان، هر کدامشان تحت تأثیر نکتة خاصی از ویژگی های او قرار گرفته اند و البته کاسترو هم، دوست خوبی برای دوستانش است.خیلی از این دوستان قبل از اینکه فیدل رهبر کوبا شود با او دوست بودند و بعد از به قدرت رسیدن او همچنان دوستی قدیمی خود را با او ادامه داده اند. دوستان کاسترو در زمینه های کاری خودشان هم مثل کاسترو جنجال ساز هستند.
  
  
   
سالوادور آلنده (رئیس جمهور اسبق شیلی): او اولین سوسیالیستی است که با رای مردم شیلی رئیس جمهور می شد.

کاسترو برای تولد او، یک مسلسل هدیه می فرستد، آلنده آن را بر می گرداند و می گوید: من به این ها احتیاج ندارم. پشت من به ملت شیلی گرم است.

 کاسترو مسلسل را دوباره می فرستد و جواب می دهد: اتفاقا چون تکیه ات به مردم شیلی است، این را برایت می فرستم.

 هنگام کودتای پینوشه در یازده سپتامبر 1974 و محاصره کاخ ریاست جمهوری شیلی، آلنده با همین مسلسل و یک کلاه کارگران معدن که به سر گذاشته بود، جنگید تا کشته شد.
  
  
 الیور استون (کارگردان آمریکایی): استون، نخستین آمریکایی است که در هاوانا با کاسترو دیدار می کند. او در سال 2002، سه روز را با فیدل می گذراند و حاصل 45 ساعت گفت و گویش با رهبر کوبا، فیلم مستند 99 دقیقه ای فرمانده می شود.

 دو سال بعد، دوباره به کوبا برمی گردد و مستند دیگری به اسم در جست و جوی فیدل می سازد.

 کاسترو در این فیلم، هنگام بازدید از بیمارستان  هاوانا، خیلی اتفاقی می خواهد از او نوار قلب بگیرند تا همه ببینند او سالم است.

 استون می گوید: هیچ کدام از تصاویرش بر اساس فیلم نامه از پیش نوشته شده ای، گرفته نشده و این ها خود کاسترو است. 
  
   
 هوگو چاوس (رئیس جمهور ونزوئلا): شدت علاقة این دو به هم به قدری است که همدیگر را برادر صدا می زنند.

چاوس وقتی ماجرای کسالت جدید کاسترو را می شنود، بلافاصله سفر آسیایی اش را تمام کرده و به بیمارستان هاوانا می رود.

او هنگام عیادت از کاسترو، خنجر و فنجان قهوه سیمون بولیوار، مبارز استقلال طلب آمریکای لاتین را به او هدیه می دهد.

فاصله نزدیک کوبا و ونزوئلا باعث شده تا چاوس و کاسترو، زود به زود همدیگر را ببینند و سخنرانی های چند ده ساعته داشته باشند.
  
    
مارادونا (فوتبالیست آرژانتینی): اسطوره فوتبال جهان، اعتیاد خود به کوکائین را در بیمارستان های کوبا ترک می کند.

کاسترو مدام به عیادت او می رود. حتی در صورت بیماری، تیم پزشکی تخصصی کوبا را به آرژانتین و بالای سر مارادونا می فرستد.

فیدل کاسترو در یکی از برنامه های زنده ده که مارادونا مجری آن بود شرکت کرد. این برنامه، 5 ساعت طول کشید.

 در انتها کاسترو، یونیفورم نظامی خودش را به مارادونا داد. این دو نفر چند بار در کنار هم، در تظاهرات علیه جنگ طلبی آمریکا شرکت کرده اند.

 گابــریل گـارسـیا مارکز (نـویســنده کلمبیایی): کاسترو به او در ویراستاری کتاب وقایع یک مرگ از پیش تعیین شده کمک می کند.

 مارکز از دورانِ پیش از پیروزی انقلاب کوبا، با کاسترو دوست بود. آن ها به شدت به هم نزدیک هستند، طوری که کاسترو آرزو می کند که در زندگی بعدی به عنوان نویسنده به زمین برگردد.

مارکز دربارة شخصیت فیدل این نظر را دارد: او خود را وقف شدة کلمات می داند. قدرت اغواگونه ای دارد. کاسترو برای پیروزی آمده. بدون مطالعة 200 صفحه خبر، صبحانه نمی خورد.

ژان پل سارتر (فیلسوف فرانسوی): او به شدت تحت تأثیر کاسترو قرار می گیرد: یک روز از قله بلندترین کوه، صاعقه ای فرود آمد که سلاح و ارتش نتوانست با آن مقابله کند. یک متمرد تصمیم گرفت زمین ها را بین دهقانان تقسیم کند. او فیدل کاسترو بود. سارتر کتاب جنگ شکر در کوبا را درباره انقلاب کوبا و کاسترو می نویسد.

  همینگوی (نویسنده آمریکایی): مارکز روزی در اتومبیل شخصی کاسترو کتابی را می بیند. کاسترو می گوید: کار استاد همینگوی است.

 همینگوی هنگام انقلاب در کوباست و از کاسترو حمایت می کند و بعد به آمریکا می رود. کاسترو در مراسمی با حضور بازمانده های او به تمجید از او می پردازد:

من شخصا مدیون همینگوی هستم. مدیون افتخاری که به ما داد تا کشور ما را برای زندگی و نوشتن برخی از بهترین آثارش برگزید. 
  
    
نلسون ماندلا (رئیس جمهور اسبق آفریقای جنوبی): این دو نفر پای ثابت جشن تولد همدیگر هستند. ماندلا بارها از این که در طول مدتی که او زندان بوده، کاسترو خواهان آزادی او و استقلال آفریقای جنوبی از آپارتاید شده، تشکر کرده است. 


  چه گوارا (مبارز آرژانتینی): چه و فیدل در مکزیک با هم آشنا شدند. چه با این که متولد آرژانتین است، ولی در اکثر جنبش های کشورهای آمریکای لاتین، از جمله انقلاب کوبا حاضر بود.

در کنار کاسترو جنگید و مدتی هم وزیر صنایع کوبا شد و آخر سر هم در بولیوی کشته شد. نام و عکس او سال هاست زینت بخش اتاق جوانان بسیاری درسرتاسر جهان است. افکار ، تصویر، نام چه ، پرچم مبارزه علیه ظلم است.

 این تعریف کاسترو از همرزم قدیمی خود است. این دو نفر ماجراهای زیادی داشتند که ذکر آن ها در این چند صفحه، جا نمی شود.

کد خبر 2821

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار