همشهری آنلاین - کامران بارنجی: درحالیکه تصور میشد این پرواز هم مثل اکثر پروازها بدون هیچ حادثهای در فرودگاه زاهدان به زمین بنشیند اما ناگهان در نزدیکی فرودگاه هواپیما دچار نقص فنی در قسمت چرخ عقب سمت چپ هواپیما شد. وقتی برج مراقبت فرودگاه زاهدان و تیم مدیریت بحران هواپیمایی کشوری در تهران از موضوع مطلع شدند تقریبا خیلیها به این نتیجه رسیدند که یک فاجعه بزرگ هوایی دیگر در راه است. برای همین تمام تمهیدات برای به حداقل رساندن میزان تلفات اندیشیده شد. در این میان اما یک نفر قصد کوتاه آمدن نداشت. خلبان تحویلیان مصمم بود و ایمان داشت که میتواند ناجی شود. او میخواست بیآتشسوزی و بیمجروح و بدون تلفات، هواپیمایش به زمین بنشیند. اما چگونه؟ گفتوگوی 2ساعته همشهری دو با کاپیتان محمد تحویلیان را بخوانید تا از جزئیات این ماجرا بیشتر مطلع شوید.
- کی متوجه شدید هواپیما دچار نقص فنی شده؟
70مایلی زاهدان بودیم. از برج مراقبت درخواست فرود کردم. ارتفاع هواپیما را و همچنین سرعت آن را کاهش دادم. اینجا بود که پیغامی روی صفحه کامپیوتر هواپیما ظاهر شد. چراغ چرخهای جلو سبز شد اما باقی چرخها نه. این هشدار یعنی چرخهای عقب باز نشده است.
- آیا این امکان وجود داشت که سیستم هشدار هواپیما، پیغام اشتباه مخابره کرده باشد؟
نه. ما خلبانها به سیستمهای هواپیما اطمینان داریم و هر چه اطلاع دهد بیتردید قبول میکنیم. بیرون هواپیما هیچچیز دیده نمیشود وقتی سیستم میگوید چرخ باز نشده یعنی قطعا باز نشده. از طرفی هنگام فرود گوشهای ما عادت کردهاند و صدای باز شدن چرخ راتشخیص میدهند. آن روز صدایی از چرخهای عقب نشنیدم.
- بعد از این هشدارچه اتفاقی افتاد؟
به برج اعلام کردم، سیستم چرخها دچار ایراد شده است. بعد از آن اقداماتی را انجام دادم که احتمال میرفت باعث باز شدن چرخها شود اما متأسفانه باز هم پیغامها ناامیدکننده بود. اینجا بود که مطمئن شدیم دیگر چرخها باز نخواهد شد.
- و از این به بعد وارد مرحله اضطرار شدید؟
بله. برای همین آقای توکلی سرمهماندار هواپیما را به کابین فراخواندم و موضوع را با او در میان گذاشتم. دستور آمادگی خدمه کابین نیز صادر شد اما به سرمهماندار تأکید کردم تا تصمیمی اتخاذ نشده، مسافران از این موضوع باخبر نشوند.
- چرا؟
ما باید همه تلاش و تجربهمان را بهکار میبستیم تا شاید به نتیجه مطلوب میرسیدیم. هنوز هیچچیز قطعی نشده بود. حتی در مورد فرود اضطراری هم صحبتی با برج نشده بود.
- مسافران کی از این ماجرا باخبر شدند؟
حدودا 20دقیقه بعد و درست پس از اعلام فرود اضطراری به برج، سرمهماندار موضوع را با مسافران در میان گذاشت.
- عکس العمل مسافران بعد از شنیدن این خبر چگونه بود؟
راستش صدای فریادها و شیونهای آنها در کابین خلبان به گوش میرسید. فضای سنگینی در هواپیما حاکم شده بود. این درست هنگامی بود که من داشتم از برج مراقبت درخواست میکردم تا نیروهای کمکی و امدادرسانی در سطح فرودگاه آماده شوند و از نیروهای شهری نیز کمک گرفته شود. صدای بیتابی و دعا کردنهای مسافران قلبم را به درد میآورد.
- در این شرایط با مسافران صحبت کردید؟
بله. درحالیکه درگیر هماهنگیها برای فرود اضطراری بودم، طاقت نیاوردم در مقابل نگرانی آنها بیتفاوت باشم.
- ولی در این شرایط مسافران هر چیزی بشنوند میگویند دلداری میدهد، برای آرام کردن آنها چیزی در ذهنتان بود؟
من بهعنوان کاپیتان هواپیما وظیفه داشتم با مسافران حرف بزنم. زمان زیادی برای حرف زدن نداشتم. برای همین خیلی کوتاه و مختصر گفتم: «کاپیتان تحویلیان هستم خلبان پرواز، متأسفانه بهعلت نقص فنی در چرخهای هواپیما مجبور به فروداضطراری هستیم. خواهشمندم خونسردی خود را حفظ کنید. انشالله، لطف خدا در این روز عزیز(تولد امام جواد(ع)) شامل حال زائران امام هشتم(ع) خواهد شد. ما به سلامت به زمین خواهیم نشست. التماس دعا.» بعد از صحبتهای من به وضوح داخل کابین مسافران آرام شد.
- شما خودتان چی؟ بالاخره یکی هم باید شما را آرام میکرد. با مرگ فاصله زیادی نداشتید.
معمولا ما خلبانهای هواپیما دورههای زیادی برای مدیریت در شرایط بحران دیدهایم. دانش پرواز ثابت کرده اگر خلبان نتواند بر سیستم عصبی و احساسیاش مسلط شود 50درصد کارایی فنیاش را از دست میدهد و این یعنی میدان دادن بیشتر برای غلبه حادثه بر توان خلبان. درحالیکه نباید اینگونه باشد. هواپیما و مسافرانش مجموعهای هستند که مسئولیت همه آنها بهعهده خلبان است. شما تصور کنید جان دهها نفر در گرو عکسالعمل شماست. در این مواقع یک فرمانده هیچوقت بهخودش فکرنمیکند. در آن پرواز 10کودک و بیش از 50 مسافر مسن وجود داشتند. حس مسئولیتپذیری باعث شد در این بحران طوری واکنش نشان بدهم که به گفته سر مهماندار آب در دل هیچ کدامشان تکان نخورد.
- احتمال رهایی از بحران پیشآمده چقدر بود؟
از دید کارشناسان این یک سانحه صد درصد محسوب میشد؛ تا آنجا که اکثر کارشناسان در حالت خوشبینانه حداقل 60درصد تلفات را پیشبینی کرده بودند.
- قبلا هم چرخ جلو پرواز تهران-مسکو باز نشد و خلبان شهبازی با تواناییاش توانست هواپیما را در فرودگاه مهرآباد به زمین بنشاند. آیا شرایط پرواز مشهد- زاهدان هم اینگونه بود؟
در آن پرواز چرخ جلو باز نشد. باز نشدن چرخ جلو نیز خطرناک است اما دراین شرایط هواپیما با دماغه فرود میآید در حالی که در پرواز مشهد - زاهدان چرخ سمت چپ عقب باز نشد. این شرایط بسیار خطرناکتر است چراکه احتمال واژگونی، به زمین خوردن بالها و در نهایت آتشسوزی هواپیما خیلی زیاد است چون هواپیما با چرخهای عقب است که زمین مینشیند.
- کی تصمیم به فرود گرفتید؟
من اول وظیفه داشتم سوخت هواپیما را به حداقل برسانم. به همین دلیل یک ساعت و نیم در آسمان زاهدان پرواز داشتیم. بعد از آن ارتباط رادیویی هواپیما را با حلالیت طلبیدن و خداحافظی با همکاران قطع کردم. دستورات لازم به خدمه کابین و کمک خلبان داده شد و کارها تقسیم شد. اینجا وارد مرحله تازهای از بحران شدیم. نگرانی از ایراد در سایرسیستمها، انفجار و آتشسوزی پس از نشستن هواپیما، شکستن چرخ باز شده و امکان متلاشی شدن هواپیما، آتش گرفتن مسافران همه و همه شرایط را سختتر میکرد. حالا دیگر باند در جلوی دید ما قرار داشت. به سرعت فاصله ما با زمین در حال کم شدن بود. در ارتفاع 500پایی قرآن کوچک داخل جیبم را بوسیدم و آن را به دور سر کمکخلبانم چرخاندم و با اطمینان به او گفتم ما به سلامت به زمین خواهیم نشست. با تمرکز کامل تنها چرخ باز را با زمین تماس داده و با استفاده از فرامین پرواز، هواپیما را در تعادل نگه داشتم. بعد از طی کردن مسافتی حدود 1500متر، بال هواپیما بر اثر کم شدن سرعت و سنگینی، آرام با زمین تماس گرفت و هواپیما در اثر فشار بیش از اندازه وارد شده بر چرخ عقب به سمت چپ باند و محوطه خاکی منحرف شد. در یک لحظه، همهچیز در میان آن همه گرد و خاک پنهان شد و در آخر به لطف خدا هواپیما متوقف شد.
- با توقف هواپیما آیا خطر رفع شده بود؟
نه هنوز احتمال آتشسوزی وجود داشت.
- بعد از توقف هواپیما چه اقداماتی انجام دادید؟
باید خیلی سریع دستورالعملهای پس از فرود اضطراری را اجرا میکردیم، موتورها راخاموش کردم و دستور تخلیه مسافران داده شد. همه مسافران در مدت زمان 20ثانیه از هواپیما خارج شدند. این در حالی است که زمان استاندارد خروج اضطراری 90ثانیه است. خدمه پرواز در آموزش مسافران و آگاهی آنها نسبت به چگونگی اجرای دستورالعملها سنگ تمام گذاشتند.
- کسی مجروح هم شد؟
خوشبختانه خیر. همه در سلامتی کامل بودند. در میان مسافران خانم بارداری داشتیم که به ظاهر حالش خوب بود. اما برای اطمینان از سلامتی او و فرزندش هواپیمایی آسمان آنها را برای چکاپ کامل به مجهزترین بیمارستان زاهدان اعزام کردندکه خدا را شکر مادر و فرزند هر دو در سلامت کامل بودند.
- بهنظرتان چه چیزی باعث شد از یک حادثه خطرناک اینچنینی جان خود و مسافرانتان را نجات بدهید؟
توکل به خدا. چون هنگام فرود واقعا آرامش زیادی داشتم.
- خودتان کی از هواپیما خارج شدید؟
معمولا آخرین افرادی که در این حوادث از هواپیما خارج میشوند خدمه هستند. در این پرواز هم خدا را شکر خدمه و من توانستیم پس از اطمینان از خروج همه مسافران از کابین خارج شویم. حتی موقع خروج خدمه به هم تعارف میکردند که کی اول خارج شود. این نشان از حس مسئولیتپذیری کادر پروازی ایرانی دارد.
- پس خودتان آخرین نفر خارج شدید؟
بله. من موقع خروج از کابین خلبان حتی کلاهم را روی سرم گذاشتم تا اگر کسی داخل کابین مانده و نیاز به کمک دارد بداند که من از خدمه هواپیما هستم. برای همین تمام صندلیها و گوشه و کنارهای هواپیما را کنترل کردم تا مسافری نمانده باشد. اما وقتی از هواپیما خارج شدم دیدم مادری دنبال بچهاش میگردد. میگفت توی هواپیما مانده. برای همین بلافاصله برگشتم داخل کابین اما هر چقدر گشتم بچه را پیدا نکردم. انگار بچه آن خانم از در دیگری خارج شده بود. برای همین بعد از مدتی مادر و فرزند همدیگر را پیدا کردند.
اول به مادرم خبر دادم
- لحظاتی که بالای باند فرودگاه در گردش بودید، بیآنکه از عاقبت آن فرود هولناک باخبر باشید، به چه چیزی فکر میکردید؟
به مسافران و به اینکه نیروهایم را طوری بهکار گیرم که بتوانیم این بحران را پشت سر بگذاریم.
- بهخودتان و خانوادهتان فکر نمیکردید؟
جلوی چشمانم دهها نفر بودند که یک لغزش و کمی سستی در من باعث میشد جانشان را از دست بدهند. در این شرایط خودم را فراموش کردم و حتی یک لحظه خانوادهام پیش چشمانم نیامدند.
- آخرین بار قبل از پرواز کی با خانوادهتان ملاقات کردید؟
شب قبل از پرواز. شام دور هم سر یک میز نشسته بودیم و فردای آن روز ساعت 4:20دقیقه عازم فرودگاه شدم.
- بعد از فرود، چگونه این ماجرا را با خانوادهتان در میان گذاشتید؟
راستش دوربینها و خبرنگاران زیادی در آنجا حضور داشتند. همهاش از این میترسیدم مبادا این خبر را بشنوند و تصور کنند برایم اتفاقی بدی رخ داده. به همینخاطر بلافاصله بعد از فرود با تلفن همراهام اول به مادرم زنگ زدم و گفتم اگر تلویزیون سانحه هواپیمایی را نشان داد مربوط به هواپیمای من نیست. چون نمیخواستم حتی لحظهای دلنگران شود. بعد به همسرم زنگ زدم. خانوادهام خیلی نگران بودند اما به آنها گفتم خودم از پشت خط دارم با شما حرف میزنم پس دلیلی برای نگرانی نیست.
- آیا دوباره با فوکر 100پریدید؟
نه. اما بعد از آن حادثه بهعنوان مسافر با فوکر سفر کردیم. من و همسرم به زاهدان رفتیم. از طرف مردم خونگرم آن منطقه دعوت شده بودیم.
- هنگام پرواز استرس نداشتید...؟
نه به هیچ وجه. همانطور که قبلا گفتم ما خلبانها به هواپیما اطمینان داریم.
- وضعیت ناوگان هوایی کشورمان چطور است؟ خلبانهای ایرانی در چه سطحیاند؟
شاید این نکته که ما در بحث هواپیمایی با کمبود قطعات مواجهایم، خیلی از هموطنان مان را نگران کرده باشد. اما اصلا اینطور نیست در حال حاضر ناوگان هوایی ما از نظر قطعات، مهندسی پرواز در وضعیت رضایت بخشی است. در مورد خلبانان این را اضافه کنم که کشورمان از بهترین و کارکشـــتهترین خلبانهای منطقــه برخوردار است.
نظر شما