گروه ادب و هنر - میترا شُکری: فرشته توانگر چند سال ‏از فضای ادبیات و ‏نویسندگی دور بوده است، ‏اما در تمام این مدت او هم ‏مثل خیلی از اهالی فرهنگ، ‏وبلاگی داشته و در آن ‏می‌نوشته؛ حکایتی که ‏درباره خیلی از نویسندگان ‏روی داده است.

 وبلاگ ‏جای نوشتن جدی در حوزه ‏داستان را پر کرده و انگار ‏نیاز نویسنده را برآورده ‏می‌کند. توانگر البته پس از ‏انتشار آخرین کتابش، ‏وبلاگ را هم رها کرده است.

  • موضوعات اصلی که ‏در کتاب‌های شما محوریت ‏دارند معمولا چیست؟

آدم‌ها؛ از نظر من که به ‏شخصیت‌پردازی بسیار ‏علاقه‌مند هستم، آدم‌ها بهترین ‏گزینه برای منشأ الهام ‏نویسندگی به‌حساب ‏می‌آیند. من به پرورش دادن ‏شخصیت‌ها بیشتر از هر چیز ‏دیگری اهمیت می‌دهم، ‏چون اعتقاد دارم اتفاقات ‏قصه خودشان پشت سرهم ‏پیش می‌آیند و جلو ‏می‌روند. نوشتن برای من ‏اینطوری است که معمولا ‏از هر کدام از آدم‌های ‏اطرافم یک تکه برمی‌دارم و ‏شخصیت‌هایم را می‌سازم. ‏

  • چرا مجموعه داستان ‏نوشتید؟

چند سال قبل به دلایل ‏شخصی و برای رسیدگی به ‏زندگی‌ام، داستان‌نویسی را ‏رها کردم، بعد از مدتی ‏احساس کردم دوباره باید ‏بنویسم و کلا در حال و ‏هوای نوشتن بودم. قصدم ‏نوشتن مجموعه داستان نبود، ‏تصمیم داشتم شروع به ‏نوشتن رمان کنم، اما ‏مجموعه داستانم خود به ‏خود به‌وجود آمد و هیچ ‏قصدی پشت آن نیست. ‏

  • سال 78تاجر نقره‌ای را ‏ترجمه کردید، چرا از آن ‏زمان به بعد دیگر ترجمه‌ای ‏از شما نخواندیم؟

با اینکه خودم هم کار ‏ترجمه انجام داده‌ام، اما باور ‏کنید کار بی‌فایده و کسل‌‏کننده‌ای است. ترجمه ‏وسیله‌ای برای امرار معاش ‏است. به‌نظر من اگر ‏نویسنده‌ای بتواند خودش ‏دست به ساختن شخصیت‌ها ‏بزند و این توانایی در ‏وجودش باشد، لزومی ندارد ‏برود سراغ ترجمه ‏داستان‌های دیگران. دنیای ‏ترجمه واقعا برای من ‏جذابیت ندارد. ‏

  • چرا در جایگاه یک ‏نویسنده که تا الان ‏داستان‌های خوبی نوشته، ‏حضور دائمی شما را در ‏این عرصه نمی‌بینیم؟

نویسندگی در ایران ‏خیلی سخت است. نزدیک ‏به 80درصد از نویسنده‌های ‏ما تنها راه امرار معاشی که ‏دارند همین نوشتن است که ‏نمی شود با آن زندگی کرد. ‏سرنوشت ما این است که ‏نویسنده‌های نیمه‌وقت باشیم. ‏اعتراف تلخی است اما خب ‏مجبور هستیم. ‏

  • نیمه دوم وقت‌تان را ‏چه‌کار می‌کنید؟

در یکی از مؤسسه‌های ‏خصوصی شیراز ‏داستان‌نویسی را که پیش‌نیاز ‏فیلمنامه‌نویسی است تدریس ‏می‌کنم. ‏

  • در حال حاضر مشغول ‏چه کاری هستید؟

قصد نوشتن یک رمان ‏و زندگینامه خودم را ‏دارم. فکر می‌کنم رمان را ‏زودتر تمام کنم چون ‏راحت‌تر از زندگینامه ‏خلق می‌شود، اما برای ‏زندگینامه‌ام باید برنامه ‏بچینم؛ اینکه از کجا شروع ‏کنم؛ مثلا بچگی‌ام نقطه ‏شروع باشد یا حال و روزی ‏که الان دارم. ‏

  • زندگی شما اتفاق ‏عجیبی دارد که به فکر ‏نوشتن زندگینامه افتاده‌اید؟

یکی از دوستانم گفت ‏که زندگی‌ات را بنویس. ‏شاید اتفاق عجیب و غریب ‏نداشته باشد اما روند زندگی ‏من با بقیه آدم‌ها خیلی ‏تفاوت داشت. همه ‏زندگینامه‌نویسان، تقریبا 60‏سال دارند، من هم باید ‏صبر کنم کمی بگذرد تا با ‏دست پر شروع به نوشتن ‏کنم. ‏

 

کد خبر 178138

برچسب‌ها