سیده زهرا امامزاده* کتاب "تقابل اجتناب ناپذیر" که سال 2009 به چاپ رسیده، شامل چهار فصل است که در 185 صفحه ارائه شده است. نویسنده کتاب دکتر امیل ناخله، متولد فلسطین و از مفسران ارشد سازمان اطلاعات امریکا بوده و زمینه تخصص وی در حوزه اسلام است.

emil

امیل ناخله بیش از سی مقاله علمی و چندین کتاب در این زمینه دارد.

طرح روی جلد کتاب که با نقش دو حلقه در هم طراحی شده، تا حسی از صمیمیت و ارتباط به خواننده بدهد که با محتویات کتاب سازگاری دارد.

تقابل اجتناب ناپذیرخلاصه ای از اطلاعات و تقابلات نویسنده  و تجربه دیدار وی از حداقل سی کشور مسلمان است که در مقدمه کتاب از آن‌ها یاد می کند. یکی از خصوصیات بارزی که امیل ناخله همواره  دربرخورد و تقابلاتش با مسلمانان از آن بهره برده بی‌شک تسلط وی بر زبان عربی است که در برقراری رابطه با مسلمانان به مدد او آمده و او را در معرض تجاربی بی‌واسطه قرار داده است.

امیل ناخله در این کتاب سعی دارد تا راهکارهایی را برای غنی کردن سیاست عمومی آمریکا درخصوص رابطه آمریکا با جهان اسلام ارائه دهد. او شدیدا سعی دارد تا با ارائه مشاهدات عینی و ملموس خود این نکته را برای سیاستگذاران امریکایی روشن کند که در روابط‌شان با کشورهای مسلمان باید سیاست جدیدی را تعریف و اجرا کنند.

نکته قابل ملاحظه در مورد کتاب امیل ناخله این است که علی رغم دسترسی وی به منابع اطلاعات فراوان (با توجه به سمتش در سازمان اطلاعات امریکا) می‌توان ادعا کرد که کتاب او خالی از منابعی است که نویسنده به آن رجوع کرده که البته می‌توان دلیل این امر را حساسیت موضوع و منابع دانست.

به طور کلی بعد از حادثه 11 سپتامبر سال 2001 که در نتیجه آن بخش قابل توجهی ازافکار عمومی به مفاهیم اسلامی معطوف شد و اسلام در امریکا گسترش یافت و تعداد مسلمانان نیز فزونی گرفت، سوگیری و سازماندهی فعالان و نویسندگان در رابطه با موضوع اسلام و مسلمانان و تقابل و تداخل آن‌ها با غرب را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد:  

1. افرادی نظیر برنارد لوئیس (مقاله بنیان خشم مسلمانان)  و ساموئل هانتینگتون (نظریه معروف برخورد تمدن‌ها) که اعتقاد داشتند مسلمانان به دلیل داشتن اختلافات اساسی و بنیادین با غرب به طور مفهومی نمی‌توانند با غرب وارد مذاکره شوند و هیچ نقطه اشتراکی بین آن‌ها نیست.

2. کسانی که گرچه شباهت‌هایی بین اسلام و غرب می‌بینند، ما اصول و عقاید اساسی اسلام را غیر قابل تغییر دانسته و بر ارتباط  با غرب با حفظ و تاکید بر اصول بنیادین و اساسی اسلام  تاکید دارند.

3. افرادی که با برداشت‌های جدید از اسلام عقیده دارند با اسلام جدید می‌توان در رابطه با مسئله ارتباط بین غرب و جهان اسلام تجدید نظر کرد؛ این افراد به  اسلام سیاسی قائل نبوده و معتقدند که حوزه اسلام سیاسی و اسلام فردی کاملا از هم جدا بوده و نباید اسلام سیاسی را وارد حوزه حکومتی  وسیاسی کرد. شاید بتوان با کمی اغراق مفهوم اسلام آمریکایی را به این نوع اسلام تسری داد. اسلامی که غرب با آن هیچ مشکلی ندارد چرا که این تعریف و تفسیر از اسلام، غرب را هم به خواسته‌های خود می‌رساند.

 خواننده این کتاب شاید بتواند نویسنده را جزوه گروه دوم قلمداد کند.

نویسنده در فصل اول به بررسی طبیعت اسلام و اسلام سیاسی می‌پردازد و در این فصل است که برای سفرهای متعددش به بیش از سی کشور مسلمان دلایلی می‌اورد: او می خواهد مسیر رشد "اسلامی شدن" و فعالیت‌های اسلامی را در کشورهای متعدد مورد بررسی قراردهد.

بررسی و مقایسه رشد اسلام در کشورهای مختلف دلیل دومی است که وی برای سفرهای خود می‌اورد؛ و دلیل آخرنویسنده بررسی برداشت‌های گوناگون فعالان اسلامی است که با فرهنگ‌ها و فرقه‌های مختلف به بررسی اسلام و اسلامی شدن پرداخته و درک خود را مبنای فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار می‌دهند. (Nakhleh, 2009)

نویسنده در فصل دوم سعی دارد تا درک جامعه اطلاعاتی را از اسلام سیاسی توضیح دهد. وی سعی دارد برضرورت گسترش چند جانبه کارشناسی‌ها روی مسائل اسلام و مسلمانان اشاره کرده و این را تنها راه درست برای اتخاذ سیاست‌های منطقی و همه جانبه نسبت به جمعییت مسلمان جهان معرفی کند. (Nakhleh, 2009)

ناخله در فصل سه پا را فراتر گذاشته و اعتراف می کند که بسیاری از نظر سنجی‌های عمومی بر ناکامی سیاست عمومی آمریکا در مواجهه با جهان اسلام بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 اذعان دارند. وی سپس سعی می‌کند راهکاری ساده و شفاف برای غنی سازی این رابطه دو طرفه ارائه دهد. (Nakhleh, 2009)

نویسنده فصل آخر کتاب خود را به ارائه تعریفی از "سیاست عمومی" اختصاص داده است. وی در این فصل سعی می‌کند مسلمانان را متقاعد کند که "جنگ با ترور" یا "جنگ علیه تروریسم" به هیچ عنوان جنگ با مسلمانان نیست.

امیل ناخله در این فصل امریکا را دعوت به طرفداری از مسلمانان میانه رو می‌کند تا بتواند بر شعارهای ظاهرا انسان دوستانه و دموکراسی گونه‌اش نائل آید.

در نهایت این اثرسعی دارد به ارزیابی تناقض موجود بین روابط امریکا با جهان اسلام پرداخته و البته راه حل ارائه شده توسط نویسنده به عنوان یک کارگزار امریکایی ارائه شده است.

* دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات آمریکای شمالی- دانشگاه تهران

Nakhleh, E. A. (2009). A Necessary Engagement. New Jersey: Princeton University Press

کد خبر 166258

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار