پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۰

من زمین را دوست دارم، خیلی زیاد! آن قدر که دستم را از پنجره ماشین بیرون می‏آورم و هر قدر آشغال را که توی دستم جمع شده یک‌باره بیرون می‏ریزم.

599

 آخر من که نمی‏توانم با زباله‏‌ها سر کنم!من زمین را دوست دارم، خیلی زیاد! آن قدر که تا به حال نه چیزی را بازیافت کرده‌‏ام و نه از وسیله‏‌های بازیافتی استفاده کرده‌‏ام. آخر من که وقت اضافی برای این کارها ندارم!

من زمین را دوست دارم، خیلی زیاد! آن‌قدر که تا به حال به کسی که درخت‏ها را از بین می‏برد و یا به طبیعت آسیب می‏‌رساند، چیزی نگفته‏‌ام. آخر من که نمی‏‌توانم آدم‏ها را به زور تغییر دهم!من زمین را دوست دارم، خیلی زیاد! آن‌قدر که همیشه در مهمانی‏ و سفر از لوازم یک بار مصرف استفاده می‏کنم. آخر من که نمی‏توانم نگران همه چیز باشم!من زمین را دوست دارم، خیلی زیاد! آن قدر که تا به حال زباله‏‌های خانه‏‌مان را تفکیک نکرده‏‌ام. آخر چه کسی این کار را می‏کند که من دومی‌اش باشم؟

من زمین را دوست دارم، خیلی زیاد! آن‌قدر که تا به حال هیچ گیاهی را در کوچه و خیابان و حتی خانه‌‏مان نکاشته‏‌ام. آخر این کارها که وظیفه من نیست!من زمین را دوست دارم، خیلی زیاد! آن‏قدر که وقتی به غار دیدنی شهرمان رفته بودم، تکه بزرگی از سنگ‏های آهکی‏‌اش را با خودم به خانه آوردم. آخر باید به همه نشان بدهم کجا بوده‌‏ام!من زمین را دوست دارم، خیلی زیاد! آن‌قدر که تا به حال یک بار هم به غرفه‏‌های بازیافت محله که کاغذهای باطله را تحویل می‏گیرند، مراجعه نکرده‏ام. آخر چهار تا کاغذ که به جایی نمی‏رسد!

باور کنید! من زمین را خیلی دوست دارم!

کد خبر 133504

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار