مترجم - هدا عربشاهی: شاید شهروندان اروپایی هرگز به این مسئله فکر نکنند که آیا میان درگذشت ناگهانی مردی با نام صفر مراد نیازوف ، در کشوری دور در آسیای مرکزی و زندگی روزانه آنها می تواند ارتباطی وجود داشته باشد؟

اگر از آنها چنین سؤالی پرسیده شود ، بالطبع پاسخ می دهند که هیچ ارتباطی میان این دو مسئله نیست.

 در صورتی که آنها سخت در اشتباه می باشند . نمونه ساده این ارتباط شام عید و کریسمس است و تنها نتیجه این ارتباط می تواند این باشد که شام عید 2007 شهروندان اروپایی ممکن بود گرانتر از سالهای گذشته شود. در حقیقت هنگامی که خانم های اروپایی اجاق گاز آشپزخانه خود را روشن می کنند باید به این مسئله فکر کنند که درگذشت ناگهانی آقای نیازوف، صاحب و ارباب ترکمنستان در شب چهارشنبه 19دسامبر می‌تواند باعث خاموش شدن این اجاق شود. چراکه ترکمنستان یکی از بزرگترین کشورهای صادرکننده گاز در دنیا‌  است‌و شهروندان ‌ اروپایی نیز یکی از پرمصرف‌ترین مصرف کنندگان این انرژی در دنیا می‌باشند.


تقریبا تمام گاز تولیدی ترکمنستان امروزه توسط شرکت گازپروم روسیه خریداری می شود و این شرکت از طریق خطوط لوله این گاز را به اروپا و از آنجا به سایر نقاط دنیا صادر می‌کند. به دلیل همین مکانیزم است که شرکت گازپروم به یک نیمه تک‌قطبی‌گرای بین‌المللی گاز تبدیل شده است . اما از 19دسامبر ، یعنی از زمانی که قلب صفرمراد نیازوف 66 ساله از تپش باز ایستاد ، تمام قدرت‌های بزرگ دنیا ذهن خود را به یک مسئله نگران‌کننده معطوف کردند : اینکه سرنوشت گاز وی (‌یا بهتر بگوییم گاز اروپایی‌ها ) در شرایط نامطمئنی قرار گرفته است.

اما به راستی چرا قلب تنها یک مرد تا این حد می تواند در سرنوشت دنیا موثر باشد؟ پاسخ به این پرسش بدون آگاهی از تاریخ ترکمنستان میسر نیست‌.

ترکمنستان‌، کشوری وسیع و نیمه بیابانی در حاشیه آبهای بسته دریای خزر است و با کشورهای ایران‌، ازبکستان و قزاقستان مرز مشترک دارد‌. اما در مورد سیاست داخلی آن ذکر این نکته کفایت می‌کند که بگوییم ، صفرمراد نیازوف رییس آن بود. نیازوف در یک یتیم خانه و پس از آنکه تمام اعضای خانواده خود را در زلزله سال 1948 عشق‌آباد از دست داد ، بزرگ شد.

وی از سال 1985یعنی از زمانی که این کشور یکی از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی به شمار می‌‌رفت ، دبیر حزب کمونیست بود . با استقلال ترکمنستان ، این کشور به سرعت تبدیل به یکی از کشورهای تک‌سالاری شد که عصر مدرن تا آن زمان هرگز به خود ندیده بود .

رئیس بطور مستقل خود را در ابتدا رئیس جمهوری و پس از آن رئیس جمهوری مادام‌العمر معرفی کرد. در حقیقت وی همه چیز و همه کس بود و سازمان‌ها و سیاست هیچ نبودند. نام رسمی نیازوف « ترکمن باشی » به معنی پدر ترکمن‌ها بود و نام وی (‌و تمام اعضای خانواده‌اش‌) روی شهرها ، کوهها و حتی روی ماههای سال گذاشته شده بود. قدرتش به حدی بود که خارج از تصور است‌. متون مدرسه‌ای برگرفته از آثار وی بودند(و هستند).

کلامش قانون بود‌، برای مثال هنگامی که تمام بیمارستان‌های کوچک و کتابفروشی‌های محلی تعطیل شدند‌، وی در توجیه این مسئله گفت :«کشاورزان ما همگی سالم هستند و کتاب هم نمی‌خوانند.»


در مقاله بسیار معروفی در مورد ترکمن باشی نوشته شده است : رییس از گذاشتن دندان طلا ، بلند کردن مو و محاسن اجتناب می‌کرد. به معلمان توصیه می‌کرد که از دانش‌آموزان آزمون کیفی بگیرند و به پزشکان سفارش می‌کرد که همواره ایمان خود را حفظ کنند. پرتره‌هایش در هر گوشه شهر و در کاخهای باشکوه هزارو یک شب دیده می‌شود. ساختمان بزرگ مرکز پایتخت به طرف آفتاب می‌چرخد چراکه مجسمه طلایی پدر ترکمن‌ها همیشه باید رو به آفتاب و درخشنده باشد.


هرچند این تک‌سالاری از نظر مردمی که به زندگی ایلاتی و رئیس‌سالاری خو کرده اند‌، به معنی دیکتاتوری نیست و ترکمن‌ها پدر خود ، ترکمن‌باشی را دوست داشتند، اما نتیجه چنین حکومتی در کشوری که از مکانیزم دولت‌های امروزی برخوردار نیست‌، این شد که صفر مراد نیازوف بدون جانشین بماند. بنابر قانون اساسی ترکمنستان ، رئیس مجلس باید جانشین رئیس جمهوری شود.

 اما رئیس مجلس 2 ساعت پس از درگذشت نیازوف متهم شد و به این ترتیب از عرصه رقابت کنار رفت. این اتفاق موجب شد که معاون نخست وزیر از میان یکی از مقامات بلند پایه کشور شماری از منتخبین را برای برگزاری انتخابات معرفی کند.


 در این حال، قدرت‌های بزرگ که به نظر می‌رسید هرگز به چنین روزی فکر نکرده بودند از روز شنبه 22 دسامبر به این نکته مهم توجه کردند که در این شرایط ممکن است ترکمنستان سقوط کند. در این میان روسیه با شرکت گاز پروم خود، تمام برگ‌های برنده را در دست دارد و این کشور را به نوعی یکی از مستعمرات خود به حساب می‌آورد .

چین از ماه‌ها قبل به دنبال راه‌هایی بود که منجر به امضای قراردادی شود که براساس آن بخش بسیاری از گاز ترکمن‌ها را از طریق خط لوله جدید به طرف شرق هدایت کند. آمریکا نیز هرگز پروژه قدیمی یونوکال (Unocal‌) را بایگانی نکرد و از سال‌ها قبل در جهت جلب رضایت نیازوف به منظور حمل گاز از طریق کشتی به آذربایجان و ترکیه و همچنین انتقال گاز به افغانستان در تلاش بوده است. ایران نیز که دارای مرزهای مشترک طولانی با ترکمنستان است و تهران پس از مسکو رتبه دوم در صادرات گاز را در اختیار دارد، می‌تواند قدرت خود را در این عرصه افزایش دهد.


بنابراین، می‌توان تصور کرد که این چهار قدرت برتر در ساعات و روزهایی که این کشور از  خلا حضور نیازوف آسیب دیده است در تلاش برای توسعه باشند . در این حال هنوز این احتمال وجود دارد که اجاق گازهای آشپزخانه‌های اروپایی‌ها ناگهان خاموش شود!


منبع: 23دسامبر2006- Il manifesto

کد خبر 12487

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار