خط‌های بالابر (تله کابین‌ها) که در کوه‌های ایران کشیده شده‌اند، چندین اثر مخرب بر طبیعت داشته‌اند:

کوهستان درفک

1- جاده‌کشی‌های افراطی و برش دامنه‌های پرشیب که موجب رانش زمین می‌شود؛ 2- تخریب مرتع یا جنگل در امتداد خط بالابر و در امتداد جاده‌های ارتباطی؛ 3- آسیب‌رسانی جدی به اقتصاد محلی و  جایگزین کردن تولید کشاورزی و دامی با گردشگری ناپایدار؛ 4- کشاندن جمعیت بالاتر از ظرفیت برد به منطقه و فرسوده ساختن زمین؛ 5- آلوده‌سازی‌ منطقه با ریخت و پاش زباله و مواد سوختی دستگاه‌های مربوط به بالابر و خودروها؛ 6- تخریب زیست‌بوم‌های حساس و نابود‌سازی‌ حیات وحش، با تکه‌تکه کردن زیستگاه؛ 7- ایجاد آلودگی‌های صوتی و بصری؛ 8- آسیب‌رسانی به منابع آب، با تخریب آبخیزها.

در پشت طرح‌هایی که با عنوان طبیعت‌گردی یا توسعه مناطق نمونه گردشگری مطرح می‌شوند، غالبا تلاش‌های جدی‌ای برای گسترده ساختن عرصه‌های قابل ساخت‌وساز، با کمترین هزینه ممکن برای تصرف زمین، در جریان است چرا که گرفتن زمین از عرصه‌های بکر منابع طبیعی یا مناطق حفاظت شده، نه‌تنها تقریبا هیچ هزینه‌ای ندارد بلکه ارزش افزوده ده‌ها و صدها برابری هم دارد.

تله کابین‌ها، با تخریب دور دست‌ترین عرصه‌های طبیعی (کوهستان‌ها)، آخرین بقایای طبیعت بکر و حساس‌ترین زیست‌بوم‌های کشور را نشانه گرفته‌اند؛ این اثر تخریبی، در باریکه خزری، تتمه سرمایه ملی کشور را در عرصه جنگل‌های هیرکانی نابود خواهد کرد. به این دلیل، لازم است همه طبیعت‌دوستان کشور و سازمان حفاظت محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها و مراتع، با جریان تله‌کابین‌کشی، به‌ویژه در جنگل‌های شمال، مقابله کنند. آنچه در پی می‌آید گزارشی است درباره احداث تله‌کابین در یکی از مناطق حساس جنگلی.

طولانی‌ترین و مخرب‌ترین تله‌کابین؟!

یکی از منطقه‌های کوهستانی و جنگلی حساس شمال ایران، منطقه دُرفک در شهرستان رودبار گیلان است. در بازدیدهای اخیری که دوستان کوهنورد ما از منطقه کوه درفک (2729‌متر، شمال رودبار گیلان) داشته‌اند، دیده‌اند که جاده‌سازی‌ برای احداث تله‌کابین، از روستای راجعون به لارنه آغاز شده است. همچنین تنش‌های محلی به‌علت کمبود آب در منطقه و موضوع برداشت و انتقال آب برای تله‌کابین، شدت گرفته است. مسئله دیگر اینکه عده‌ای فرصت طلب، از هم‌اکنون روی قله، کلبه‌هایی (به‌جز کلبه‌های سنتی قدیمی که مربوط به دامداران است) ساخته‌اند تا لابد پس از احداث تله‌کابین، اراضی را به فروش برسانند.

آن طور که مسئولان منطقه گفته‌اند، طرح‌های جانبی تله‌کابین درفک در گستره‌ای به مساحت بیش از 200هکتار با ساخت هتل 7‌ستاره (!)، کافی‌شاپ، رستوران، پیست اسکی‌ (که با برف‌های اندک سال‌های اخیر بیشتر به شوخی می‌ماند!) و تأسیسات دیگر اجرا خواهد شد. دست‌اندرکاران طرح گفته‌اند که طول خط بالابر نزدیک به 13‌کیلومتر خواهد بود و این تله‌کابین، «طولانی‌ترین خط بالابر جهان» خواهد شد. گذشته از آنکه این سودای دستیابی به «ترین‌های جهانی» به هر قیمت چقدر مخرب است. معنای دیگر این گفته آن است که تا به حال در هیچ جای جهان چنین جنگل‌زدایی و دو‌تکه‌سازی‌ طبیعت اجرا نشده است! از سوی دیگر، کار تله‌کابین محدود به این 200هکتار نخواهد شد، چرا که 18هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع منطقه به‌عنوان منطقه نمونه گردشگری تعریف شده و تجربه نشان داده است که ساخت و سازهای جانبی اینگونه طرح‌ها، چه توسط مدیران طرح اصلی و چه توسط دستگاه‌های دولتی و نهادها و چه توسط سودجویان محلی و غیرمحلی، اثراتی به‌مراتب بیش از اثر تخریبی طرح اولیه خواهد داشت.

مغایرت با قانون

موضوع تله‌کابین درفک، در تاریخ 30 آبان 88 در کمیته ارزیابی زیست‌محیطی سازمان حفاظت محیط‌زیست مطرح شده و آن طور که علیرضا‌رحمتی، معاون دفتر ارزیابی گفته، سازمان حفاظت محیط‌زیست با طرح تله‌کابین درفک مخالفت کرده است (کیهان 20 دی 88). رحمتی گفته است که 8هزار هکتار از منطقه نمونه گردشگری درفک، جزو منطقه حفاظت‌شده سیاهرود رودبار و بخش‌هایی دیگر در محدوده منطقه شکار ممنوع درفک است و واگذاری آن مغایر با ماده 16 قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست و تبصره 4 ماده 31 قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع است. ماده‌های قانونی مورد اشاره علیرضا رحمتی، منطقه‌های حفاظت شده را غیرقابل واگذاری دانسته‌اند. با این حال، می‌دانیم (به استناد دیده‌های خودمان و گفته‌های محمدباقر صدوق، معاون سازمان و عضو کمیته یادشده) که طرحی نبوده که به دفتر ارزیابی سازمان محیط‌زیست برود و درنهایت با آن موافقت نشود!

به علاوه، سازمان محیط‌زیست تقریبا همیشه در برابر طرح‌های به‌اصطلاح عمرانی عقب‌نشینی کرده است. برای نمونه می‌توان به طرح تله‌کابین رامسر اشاره کرد که با وجود اعلام معاون محیط‌زیست دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست (محمدباقر نبوی) مبنی بر اینکه «این عملیات هیچ ارزیابی زیست‌محیطی» نداشته است، اما این طرح اجرا شد. نبوی همچنین گفته بود: «این اقدام غیرقانونی است و هیچ مجوزی برای خاکریزی در دریا در اختیار هیچ دستگاهی قرار نمی‌گیرد و... اما متأسفانه رویه‌ای شکل گرفته که اول پروژه‌ها را آغاز می‌کنند و تخریب‌ها را انجام می‌دهند و بعد از آن دنبال گرفتن مجوز می‌روند». (خبرگزاری مهر 25/2/89). در چنین شرایطی که قانون، شأن و همه شمول بودن خود را ازدست داده، آغاز عملیات احداث تله‌کابین درفک هیچ جای تعجب ندارد، اگرچه جای تأسف عمیق دارد.

درفک، تنوع زیستی و سال تنوع زیستی

کوه درفک در یک اقلیم نیمه‌گرمسیری و مرطوب، که محیط مناسبی برای گونه‌های متفاوت است، اختلاف ارتفاعی بیش از 2هزار متر پدید آورده است. می‌دانیم که با بالا رفتن شیب کوه، اقلیم برای گونه‌ها، محدود‌تر می‌شود اما از سوی دیگر با تغییر دما و رطوبت و زاویه تابش نور، خُرد اقلیم‌های متنوعی پدید می‌آیند که بستر گونه‌های متفاوت می‌شوند. در زمینه جنگل، که در ایران ثروتی بسیار کمیاب و ارزشمند است، این تنوع اقلیمی در یک تقسیم بندی قدیمی، با جنگل‌های جلگه‌ای، میان بند و بالابند متمایز می‌شود. در منطقه درفک، در یک گستره کوچک می‌توان هر سه نوع پوشش جنگلی را دید؛ اگرچه آزادراه تازه ساخت قزوین- رشت به لکه‌ای از جنگل جلگه‌ای که در منطقه باقی‌مانده بود (ذخیره‌گاه جنگلی حلیمه‌جان و محیط اطراف آن) به‌شدت آسیب رساند و آن را به دو پاره تقسیم کرد، با این حال هنوز در پایین‌ترین کوهپایه‌های درفک و در کناره‌های سفیدرود می‌توان آثار حیات جنگل جلگه‌ای و پوشش گیاهی کنار رودخانه‌ای را دید. همچنان که می‌توان در ارتفاعات گوناگون این کوه، گونه‌های بسیار متنوع درختی و درختچه‌ای و علفی را دید. به‌طور خلاصه، کوهستان درفک موزه‌ای از تنوع زیستی گیلان و گنجینه‌ای برای کل کشور است.

جاده‌ای که 15-10 سال پیش تا قله درفک کشیده شد، آسیب‌های فراوانی را به این زیست‌بوم شکننده وارد ساخته است؛ شایسته نیست که با جاده‌کشی‌های جدید و خط تله کابین و تأسیسات سنگین گردشگری این آسیب‌ها را تشدید کرد؛ به‌ویژه آنکه کل کوه درفک، یک توده از جنس خاکسترهای آتشفشانی است که در عملیات راهسازی‌، بی‌نهایت ناپایدار هستند. رانش‌های عظیم بخش‌هایی از دامنه درفک (در حوالی شهر گنجه) ضمن عملیات راهسازی‌ آزاد راه قزوین- رشت که سبب ناتمام ماندن آزادراه در این بخش شده، گواهی است بر این ادعا. این رانش‌ها که به‌دلیل نبود مطالعات زمین‌شناسی یا نادیده‌گرفتن این مطالعات پیش آمده و بخش عظیمی از یک توده جنگلی زربین (گونه حمایت شده و نایاب ایران) را به کلی نابود کرده و سلامت سفید رود، شاهرگ حیاتی گیلان را برای همیشه در معرض خطر قرار داده، فقط یکی از دلایلی است که ما را به سوی در پیش گرفتن راهبردهایی ملاحظه‌کارانه‌تر فرامی‌خواند.

عباس محمدی- مدیر گروه دید‌بان کوهستان

 

کد خبر 121864

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار