دکتر کیومرث اشتریان*: انسان درگذر زندگی خود برداشت ها و نگرش های متفاوت و گاه متضادی نسبت به امور اطراف خویش دارد و افکار و آراء او در تحول و تغییر است.

نسل اول  انقلاب را جوانانی تشکیل می دادند که با برداشتی ساده از سیاست و  جامعه دل به گروه ها و شخصیت های متفاوتی می سپردند. پس از بیست سال آن نسل اینک به میانسالی رسیده، از سطح تحصیلی متفاوتی برخوردار شده و زندگی سیاسی پرحادثه و بی سابقه ای را (نسبت به نسل های دیگر) پشت سر گذاشته است و در برخی یا بسیاری از افکار دوران جوانی و نوجوانی خویش تجدید نظر کرده یا آن را تعمیق بخشیده است.

بخشی از این تجدید نظر با توجه به عامل سن، طبیعی است؛ هر چند که جامعه ما تغییر نیافتن از نوجوانی تا پیری را یک افتخار یا شاید نوعی هوشمندی سیاسی تلقی می کند و سیاست را جاده یک طرفه ای می داند که همواره یک سوی دارد یا آن را همچون شرط بندی می داند که «پیشگویی درست» را (ولو از سر اتفاق و حادثه بوده باشد) هوشمندی و کیاست سیاسی قلمداد می کند.

نسل میانسال کنونی به افکاری دل بسته بود که اینک آن افکار را به گونه ای دیگر می بیند. در این میان اما افرادی هستند که هنوز هم گفتارها و نوشتارهای آنان از استحکامی شایسته برخوردار است و حتی پس از بیست سال برداشت های مثبتی از آنان در ذهن شکل می گیرد.

بی شک بهشتی و مطهری در زمره چنین شخصیت هایی هستند. مطهری با توجه به آثار مکتوب خود بیشتر شناخته شده است اما بهشتی از آنجا که در بحرانی ترین و پر مناقشه ترین دوران پس از انقلاب درگیر فعالیت سیاسی شد هنوز هم به ویژه برای برخی روشنفکران در هاله ای از ابهام قرار دارد، هر چند که در سال های اخیر شاهد نضج قرائتی دیگر گونه از دکتر بهشتی در اینگونه محافل هستیم.

این مقاله در پی آن است که از سیره عملی دکتر بهشتی ویژگی هایی را استنباط و استخراج کند که خود می تواند مبنایی برای تجرید تئوریک از شخصیت ایشان به عنوان یکی از شخصیت های اصلی انقلاب اسلامی ایران باشد.

درباره شهید بهشتی سخن بسیار گفته شده است؛ هم از سر مهر و هم از روی کین. به نظر نگارنده ضروری است که از ایشان و دیگر کسان تأثیر گذار در جریان انقلاب و پس از آن، حتی افرادی که کمتر دارای وجهه علمی و دارای وجهه اجرایی بوده اند مورد ارزیابی عملکردی - شخصیتی قرار گیرند تا شاید بتوان از این رهگذر به گونه ای سنخ شناسی تاریخی از شخصیت های سیاسی - اجرایی ایران پرداخت. چه بسا تناسخ های سیاسی که در جسم و جان تاریخ سیاسی ایران شکل می گیرند و چه بسا شخصیت هایی که تنها و یگانه در تاریخ باقی می مانند.

بهشتی شخصیتی مؤسس و نهادگر و مدیر توسعه بود. او در جامعه ای همچون ایران که اشتهار به فرد محوری و تکروی دارد، در عمل اجتماعی سیاسی خویش از اقدامات فردی محدود و تکراونه حذر کرد و اولویتی خاص برای ایجاد نهادهای کوچک و بزرگ در عمل سیاسی- اجتماعی خویش قایل بود.
گرایش به موسسه و نهاد در نزد وی اما، بی مبنا و فارغ از نظریه پردازی نبود. عمل اجتماعی و سیاسی بدون داشتن چارچوب های نظری به نوعی سرگردانی و انفعال در عمل اجتماعی و سیاسی می انجامد. تحلیل نظری از ساده ترین شکل یعنی تحلیل توجیهی تا ایدئولوژی و در سطحی کلان نظریه پردازی متغیر است. شهید بهشتی به این تحلیل ها پایبند بود. از طرح های علمی موسسه تحقیقات اسلامی گرفته تا دستاوردهای تحلیل های نظری ایشان در «مواضع ما» نشاندهنده آن است که وی اهمیتی خاص برای نظریه پردازی در عمل اجتماعی قایل بود. مقوله نظریه پردازی در عمل سیاسی- اجتماعی هنوز هم برای بسیاری از فعالان سیاسی درک نشده است و با غرق شدن در فعالیت های مقطعی و موضوعات روزمره نوعی سیاست ورزی بی هدف را پیشه کرده اند. فعالیت سیاسی مستلزم داشتن تعریف و تحلیلی از سیاست، جامعه، روابط بین الملل، آزادی، توسعه سیاسی و... است. فقدان تحلیل نظری در چنین اموری فعالیت سیاسی را خام، نپخته و سرگردان و به هنگام دستیابی به قدرت، اداره امور را دچار آشفتگی می کند. بهشتی اما با درک و تحلیل امهات سیاست و جامعه و بنیانگذاری دکترین های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی فعالیت های خود را سامان داده و هدفمند می کرد.

تاریخ سیاسی ایران بویژه از شهریور 20 به این سو شاهد فعالیت های سیاسی گوناگونی بوده است. طی این سال ها کمتر رهیافتی در فعالیت اجتماعی به بنیان های فرهنگی پرداخته و از روش های فرهنگی استفاده کرده است. معدود فعالیت های فرهنگی نیز در چارچوب احزاب و گروه های سیاسی و در قالب ایدئولوژی های حزبی صورت می گرفته است. شاید به جرأت بتوان گفت که رهیافت های فرهنگی در عمل اجتماعی- سیاسی کاملاً مهجور بوده است. این امر بویژه پس از خرداد ۴۲ و روی آوردن برخی گروه ها به مشی مسلحانه و زیرزمینی تشدید شد.

روندی که آیت الله دکتر بهشتی در پی گرفت از صبغه فرهنگی بیشتری برخوردار است و به اعتقاد نویسنده تظاهر سیاسی آن کمتر بوده است. این روش آنگاه اهمیت می یابد که توجه داشته باشیم جامعه ایران در سال های دهه سی، چهل و پنجاه از فقر تحصیلی رنج می برد. فقدان بنیان های فرهنگی- تحصیلی در جوامع، معمولاً حرکت های کور و گاه تروریستی در عمل سیاسی را تشدید می کند.

همین رهیافت بود که توسط جوانان احساساتی آن زمان اعم از چریک های فدایی و سازمان مجاهدین خلق مورد انتقاد قرار می گرفت. بهشتی که علاوه بر منش و روحیات شخصی با رویکردی تحلیلی و عقلانی به اجتماع و سیاست می نگریست، بحث و گفتگوی علمی - فرهنگی را همچون یک اصل در زندگی سیاسی -اجتماعی پذیرفته و بدان پایبند بود. هنگامی وی از این روش ها طرفداری و بدان عمل می کرد که پیش از پیروزی انقلاب مبارزه مسلحانه و چریکی گفتمان غالب و پس از پیروزی انقلاب افراطی گری و حذف تروریستی، سکه رایج شده بود.

در چنین فضای سطحی از سیاست ورزی است که اقدام مرحوم بهشتی در سازندگی سیاسی کشور مطابق با الگوهای رایج دمکراتیک بین المللی یعنی تأسیس یک حزب، از سوی شمار قابل توجهی از گروه های سیاسی که تشکل و گروه سیاسی را به صورت سنتی فقط در خدمت تخریب،  تنازع، مبارزه و نه سازندگی، تعامل و مدنیت سیاسی می دیدند قابل تحمل و شاید اساساً قابل فهم نبود.

«احزاب در پی آنند تا در انتخابات، کرسی هایی به دست آورند، نمایندگان و وزرایی داشته باشند و سررشته حکومت را بدست گیرند. می توان آنان را در عین حال به  مثابه عوامل تضاد، اگر به عنوان گروه های مسلکی در نظر گرفته شوند و به مثابه سلاح پیکار اگر به عنوان وسایل بیان تضادها باشند، تلقی کرد.» (1)

تفاوت تحزب بهشتی با تشکل و سازماندهی بسیاری از گروه های سیاسی در ابتدای پیروزی انقلاب نیز در همین نکته نهفته است. بسیاری از این گروه ها در فضای پلیسی رژیم شاه شکل گرفته بودند و به شدت سیاست زده و غیرفرهنگی بودند. در نتیجه ساز و کارهای تشکیلاتی و «اخلاق سازمانی» آنان در فضایی از تضاد و تخریب و ترور شکل گرفته بود. زندگی سیاسی- اجتماعی مرحوم بهشتی، اما، آمیخته با فعالیت فرهنگی- علمی بود. در همان زمان نیز به دور از شعارهای گنگ، مبهم، کلی و ایدئولوژیک رایج سازمان های سیاسی، درباره بانک داری، بیمه و اموری از این قبیل می اندیشید، تحقیق می کرد و می نوشت.

این دو پیشینه و بستر به دو گونه متفاوت از فعالیت سیاسی- اجتماعی  انجامید که به صورتی طبیعی چالش برانگیز بود و به قضایایی  انجامید که همگان از آن اطلاع دارند. برخلاف فضای تبلیغاتی سنگین گروه های سیاسی اپوزیسیون، بهشتی چارچوب های «مدرن» فعالیت سیاسی را پذیرفته بود و به مدنیت سیاسی، توسعه فرهنگی، تربیت اجتماعی، منطق علمی و پرهیز از خشونت پایبند بود و این همه پس از بیست سال از لابه لای حجم عظیم تبلیغات سیاسی، فاشیستی، بلشویکی و اپوزیسیون غیر دمکرات قابل ارزیابی و بازشناسی است.

ایران در ابتدای دهه 60 از سویی وارث حضور گسترده (مشارکت انبوه و غیرتکثر  گرایانه) در صحنه سیاست برای بر کناری رژیم شاه بود و از سوی دیگر در گیر جنگی که باز هم به نوبه خود ضرورت همین مشارکت انبوه و غیرتکثر گرایانه را تداوم بخشیده بود.

در این شرایط سیاسی مرحوم بهشتی سعی در بنیان گذاری یک زندگی سیاسی طبیعی داشت و حتی الامکان از گرایش های متفاوت سیاسی دعوت به عمل می آورد. وی با رهیافتی فرهنگی و با دیدگاهی واقع بینانه از قدرت سیاسی، گرایش های مختلف را به مشارکت در قدرت دعوت کرد. از حبیب الله عسگر اولادی و اکبر پرورش تا میر حسین موسوی و حبیب الله پیمان را به حزب جمهوری اسلامی دعوت کرده بود.

اما جامعه سیاسی ایران پس از انقلاب جامعه ای بسیار کم تجربه در سیاست و به ویژه در اداره امور عمومی بود؛ بدبینی ها و خوش بینی های افراطی نسبت به افراد رایج و برداشت های ساده و سطحی از سیاست و روش حکومت در جریان بود.

در چنین زمینه ای بود که قضاوت های کاملاً غیرواقع بینانه ای از دکتر بهشتی شکل گرفت. واقع بینی سیاسی و منطق هماهنگی مدیریتی در اداره امور ایجاب می کرد که نتوان با همه گروه های سیاسی در اداره امور سهیم شد. وانگهی همواره در سیاست، گروه هایی هستند که آنچنان خودسر و خود رأی اند که با هیچ کس و هیچ گروهی سر سازگاری ندارند و راه هر گونه مذاکره تعاملی را می بندند. این ضعف دقیقاً به خود اینان برمی گشت و نه به مرحوم بهشتی. کسانی که خود راه هر گونه همکاری سیاسی را بسته بودند بهشتی را به انحصار طلبی متهم و محکوم می کردند. فقدان مدنیت و تربیت سیاسی دمکراتیک در بین گروه های سیاسی که خود فرزندان فرهنگ سیاسی به ارث رسیده  از مارکسیسم - لنینیسم - مائوئیسم از سویی و فرهنگ استبدادی شاهنشاهی از سوی دیگر بودند از اصلی ترین عواملی بود که آنها را به مخالفت با دکتر بهشتی و ترور ایشان کشاند.

1- موریس دوورژه، جامعه شناسی سیاسی، ترجمه ابوالفضل قاضی، انتشارات دانشگاه تهران، ، 1367 ص 309

*استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

کد خبر 1195

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار