گروه ادب و هنر: فیلم «بی‌وفا» ساخته اصغر نعیمی که این روزها بر پرده سینما‌هاست واکنش‌های متفاوتی برانگیخته است.

از سویی برخی منتقدان آن را به مثابه خوشامدی بر ورود یک مطبوعاتی به سینمای حرفه‌ای قلمداد کرده و آن را یک فیلم تجارتی آبرومند و خوش‌ساخت خوانده‌اند و از سوی دیگر، عده‌ای آن را فیلمی کلیشه‌ای نامیده‌اند. مهر در تحلیلی که پیش رو دارید به بررسی‌ این فیلم‌ پرداخته است.
«بی‌وفا» نخستین فیلم بلند سینمایی اصغر نعیمی پس از فیلم کوتاه «دیروقت» است. این دستیار کارگردان سابق پس از کسب تجربه از کارگردانان طیف‌های مختلف، قصد دارد هویت مستقل هنری برای خود قائل شود، آن هم با روی آوردن به عرصه فیلمسازی بلند.
فیلم کوتاه «دیر وقت» با حضور بازیگران حرفه‌ای چون پارسا پیروزفر و هانیه توسلی و موضوع جسارت‌آمیزی که به آن پرداخت، به نوعی نشان دهنده نگاه حرفه‌ای فیلمساز به سینما بود. البته تعلق به سینمای بدنه و به نوعی فیلمسازی با نگاه ویژه به مخاطب شاید تعبیری دقیقتر از مفهوم نگاه حرفه‌ای فیلمساز است.
نگاهی گذرا به فیلم «بی وفا» موید همین شاخصه‌ها و نگاه کارگردان است. اگر فیلمنامه را ابتدایی‌ترین مرحله آغاز شکل گیری یک فیلم در نظر بگیریم، استفاده از یک فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای و صاحب تجربه که سابقه کارهای متفاوتی در عرصه سینما و تلویزیون دارد، در همان اولین گام نشان دهنده همین رویکرد است. وقتی حضور بازیگران چهره را در کنار این نوع نگاه قرار می‌دهیم به ریشه‌دار بودن این تفکر و نوع نگاه فیلمساز بیشتر پی می‌بریم.این بازتاب حتی در قصه، نوع پرداخت و کار با کلیشه‌ها هم نمودی پررنگ دارد و با پرداختن به بطن قصه به آن می‌رسیم. فیلمنامه با محوریت یک کلیشه قدیمی که همان عشق پسر ثروتمند به دختر فقیر است، بدون آنکه کارکرد جدیدی از این کلیشه بگیرد یا چیزی بر آن بیفزاید فقط از همان عوامل جذابیت زای آشنا استفاده کرده و تلاشی برای احیا کلیشه‌ها نمی‌کند.واقعیت این است که نه بستر قصه و نه اتفاقات و خطوط طراحی شده برای بخش میانی از این بذل توجه به کارکردهای جدید و ممکن برخوردار نشده‌اند و همه چیز بر مسیری آشنا و قابل پیش‌بینی حرکت می‌کند. نکته دیگر اینکه از جذابیت‌های موجود در هر کدام از این الگوها هم در حد و اندازه‌های آشنا و معمول استفاه شده بدون آنکه تلاش خاصی جهت حرکتی فراتر از چارچوب‌های موجود انجام شده باشد.
حتی مثلث عشقی که قابلیت‌های خوبی برای احیا و گرفتن کارکردهای جدید دارد هم بر مسیر عشق و کینه و انتقام پیش می‌رود و همان تصویر همیشگی را از ضلع سوم این مثلث ارائه می‌دهد. تلاشی که در «چهارشنبه سوری» به سرانجام رسید و به نوعی این کلیشه را احیا کرد.
کد خبر 11232

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار