به گزارش همشهری آنلاین، استفاده از بمب هستهای علیه ایران، برای برخی کانالهای داخلی که دغدغه عضوگیری و جذب مخاطب دارند، به سوژهای جذاب تبدیل شده است؛ تا جایی که با انتشار مطالبی درباره روشهای محافظت از خود هنگام بمباران هستهای، به دنبال جذب فالوئر هستند.
اما واقعیت این است که تهدید هستهای، بیش از اثرات احتمالی آن روی زمین، از نظر روانی اهمیت دارد. چرا؟
نخست اینکه هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن هدف بمباران اتمی قرار گرفتند. ژاپن کشور کوچکی بود و به همین دلیل، بمباران اتمی تأثیر تعیینکنندهای بر سرنوشت جنگ گذاشت. اما ایران کشوری بسیار پهناور است و استفاده از بمب هستهای نمیتواند همان اثر را داشته باشد.
در مقابل، ایران میتواند همین ضربه را به اسرائیل وارد کند؛ سرزمینی کوچک که حتی از برخی استانهای کوچک ایران نیز مساحت کمتری دارد و در صورت وقوع چنین حملهای ممکن است بهطور کامل نابود شود.
علاوه بر این، با استفاده از سلاح هستهای، عنان کنترل تسلیحات اتمی در جهان از دست خارج میشود. اگر قفل استفاده از سلاح هستهای شکسته شود، آمریکا دیگر در هیچ نقطهای از جهان قدرت جلوگیری از تکرار آن را نخواهد داشت.
آلودگی ناشی از حمله هستهای نیز میتواند مناطق گستردهای از غرب آسیا، از جمله مناطقی را که متحدان آمریکا در آن حضور دارند، درگیر کند.
از نظر فنی نیز یک بمب هستهای تاکتیکی ۵۰ کیلوتنی شاید بتواند تا عمق ۳۰ متری سنگ گرانیت نفوذ کند. کلاهک ۴۷۵ کیلوتنی موشک ترایدنت نیز میتواند حفرهای به عمق حدود ۱۰۰ متر ایجاد کند؛ این در حالی است که تونلهای اطراف تأسیسات نطنز در عمق ۲۶۰ تا ۶۰۰ متری زمین قرار دارند و با بتنهایی محافظت میشوند که ایران مدعی است مقاومت آنها ۱۰ برابر بتن معمولی است.
بنابراین، واقعاً استفاده از سلاح هستهای برای هدف قرار دادن چنین تأسیساتی، تلاشی بیهوده است.
ایران بهاندازه کافی اورانیوم برای تولید ۱۰ تا ۱۲ سلاح هستهای در اختیار دارد.
نکته مهم دیگر اینکه نخستین انفجار هستهای در این جنگ میتواند بحث جاری در تهران درباره ضرورت دستیابی به سلاح هستهای را یکطرفه کند و عملاً به نفع طرفداران این دیدگاه تمام شود.
بنابراین، بحث تهدید هستهای برای آمریکا چیزی جز یک ابزار مهم در جنگ شناختی نیست؛ ابزاری برای ایجاد ترس و نگرانی در جامعه ایران، اقدامی که البته تا امروز نتوانسته به نتیجه موردنظر خود دست پیدا کند.
نظر شما