مشارکت شهروندان در اداره امور شهر،یکی از رویکردهای مهم مدیریت شهری تهران است که در حوزه‌ها و بخش‌های مختلف شهرداری دنبال می‌شود.علی علاءالدینی، مدیرکل برنامه‌ریزی، بودجه و کنترل عملکرد شهرداری تهران، معتقد است ظرفیت راهبردی این طرح تاکنون کمتر از منظر تحول در معماری حکمرانی شهری مورد توجه قرار دارد.

علی علاءالدینی شهرداری

به گزارش همشهری آنلاین، در این میان، طرح «من شهردارم» با تکیه بر بودجه‌ریزی مشارکتی و ایجاد ارتباط مستقیم میان اولویت‌های شهروندان و تصمیم‌های برنامه‌ای و بودجه‌ای شهرداری، به یکی از برجسته‌ترین نمادهای حکمرانی مشارکتی در پایتخت تبدیل شده است. علی علاءالدینی، مدیرکل برنامه‌ریزی، بودجه و کنترل عملکرد شهرداری تهران، معتقد است ظرفیت راهبردی این طرح تاکنون کمتر از منظر تحول در معماری حکمرانی شهری مورد توجه قرار گرفته است. به اعتقاد وی، «من شهردارم» را می‌توان یکی از پیشران‌های گذار از الگوی سنتی شهرداری به نسل جدیدی از مدیریت شهری دانست که از آن با عنوان «شهرداری ۲.۰» یاد می‌شود؛ نسلی که در آن شهروندان علاوه بر دریافت خدمات، در شناخت مسائل، تعیین اولویت‌ها و بررسی نتایج اداره شهر نقش‌آفرینی می‌کنند.

شما معتقدید طرح «من شهردارم» دارای یک ظرفیت راهبردی است که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این ظرفیت چیست؟

به اعتقاد من، برای شناخت اهمیت واقعی «من شهردارم» باید آن را فراتر از یک طرح مشارکت‌گیری یا سازوکار انتخاب پروژه‌های محلی بررسی کنیم. آنچه در این طرح اهمیت دارد، صرفاً تعداد مشارکت‌کنندگان یا تعداد پروژه‌هایی که مردم درباره آنها اظهارنظر کرده‌اند نیست؛ بلکه ظرفیت آن برای تغییر تدریجی شیوه تصمیم‌گیری و رابطه شهرداری با شهروندان است.

البته باید به یک نکته مهم توجه کنیم. مشارکت مردم در اداره امور شهر، محدود به طرح «من شهردارم» یا حوزه بودجه‌ریزی نیست. امروز در بخش‌های مختلف شهرداری تهران، متناسب با ماهیت مأموریت‌ها، تلاش می‌شود از ظرفیت مشارکت شهروندان در شناسایی مسائل، ارائه پیشنهادها، بهبود خدمات، فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی، مسائل محلات و سایر امور شهری استفاده شود. بنابراین، مشارکت مردمی یک رویکرد فراگیر در مدیریت شهری است و نباید آن را به یک طرح یا یک فرایند خاص محدود کرد.

اما در میان این فعالیت‌ها، «من شهردارم» جایگاهی متمایز پیدا کرده است. دلیل آن هم روشن است؛ زیرا این طرح با بهره‌گیری از منطق بودجه‌ریزی مشارکتی، امکان اثرگذاری نظر شهروندان بر اولویت‌های پروژه‌ای و تصمیم‌های مرتبط با تخصیص منابع را فراهم می‌کند. به همین دلیل، می‌توان گفت «من شهردارم» قله و نماد برجسته مشارکت شهروندان در اداره شهر تهران شده است.

از نگاه من، ظرفیت کمتر دیده‌شده این طرح، نقش آن در گذار به نسل نوینی از شهرداری است؛ نسلی که در آن، مردم صرفاً دریافت‌کننده خدمات یا مخاطب تصمیم‌های مدیریت شهری نیستند، بلکه مشارکت آنها به یکی از اجزای فرایند تصمیم‌سازی تبدیل می‌شود. من از این الگو با عنوان «شهرداری ۲.۰» یاد می‌کنم.

منظور شما از شهرداری ۲.۰ چیست و این مفهوم چه نسبتی با تحولات جدید حکمرانی دارد؟

در ادبیات تحول دولت و حکمرانی، مفهوم «دولت ۲.۰» با عبور از رابطه یک‌سویه دولت و جامعه و تقویت تعامل، مشارکت، شفافیت و بهره‌گیری از ظرفیت شهروندان ارتباط دارد. بر اساس این نگاه، دولت صرفاً سازمانی نیست که خدمات عمومی را تولید کند و در اختیار جامعه قرار دهد؛ بلکه می‌تواند بستری برای مشارکت مردم و شکل‌گیری راه‌حل‌های مشترک برای مسائل عمومی فراهم سازد.

اگر این منطق را متناسب با ماهیت حکومت محلی و مدیریت شهری بازتعریف کنیم، می‌توان از مفهوم «شهرداری ۲.۰» سخن گفت.

در الگوی سنتی، شهرداری عمدتاً سازمانی بزرگ برای برنامه‌ریزی، اجرا و ارائه خدمات شهری است. مسائل را از طریق ساختار اداری خود شناسایی می‌کند، درباره اولویت‌ها تصمیم می‌گیرد و خدمات را به شهروندان ارائه می‌دهد. اما در شهرداری ۲.۰، این مسئولیت‌ها همچنان برقرار هستند و در کنار آنها، ظرفیت دیگری نیز توسعه پیدا می‌کند؛ یعنی فراهم کردن امکان مشارکت سازمان‌یافته مردم در اداره شهر.

در این الگو، شهرداری علاوه بر ظرفیت تخصصی و اجرایی خود، از دانش محلی، تجربه زیسته، ترجیحات و پیشنهادهای شهروندان نیز برای شناخت بهتر مسائل و شکل‌دهی به تصمیم‌ها استفاده می‌کند.

البته باید تأکید کنم که شهرداری ۲.۰ با شهرداری الکترونیکی یا هوشمند یکسان نیست. ممکن است یک شهرداری از فناوری‌های بسیار پیشرفته برخوردار باشد و بسیاری از خدمات خود را به‌صورت الکترونیکی ارائه کند، اما همچنان تصمیم‌ها را به‌شکل کاملاً متمرکز و یک‌سویه اتخاذ نماید. در مقابل، وجه تمایز شهرداری ۲.۰ در تحول رابطه میان نهاد مدیریت شهری و شهروندان است.

شهرداری ۲.۰ فقط شهرداری مجهز به فناوری‌های جدید نیست؛ شهرداری‌ای است که مردم را نیز در فرایند شناخت مسائل و شکل‌گیری تصمیم‌های شهری به مشارکت می‌گیرد.

آیا مشارکت مردم در شهرداری تهران صرفاً در قالب «من شهردارم» و بودجه‌ریزی مشارکتی دنبال می‌شود؟

خیر، و اتفاقاً تأکید من بر همین موضوع است. نباید مشارکت شهروندان در اداره امور شهر را معادل بودجه‌ریزی مشارکتی بدانیم. بودجه‌ریزی مشارکتی یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین ابزارهای حکمرانی مشارکتی است، اما تمام آن نیست.

اداره شهر حوزه‌های متنوعی دارد؛ از خدمات شهری، محیط‌زیست، حمل‌ونقل و مسائل محلات گرفته تا فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و کیفیت فضاهای عمومی. در هر یک از این حوزه‌ها، متناسب با موضوع، ظرفیت‌هایی برای تعامل با شهروندان، دریافت پیشنهادها، جلب همکاری مردم و استفاده از مشارکت اجتماعی وجود دارد و بخش‌های مختلف شهرداری تهران نیز در این مسیر فعالیت می‌کنند. برای مثال، مشارکت در یک موضوع ممکن است به معنای ارائه پیشنهاد برای بهبود خدمات باشد، در موضوعی دیگر به همکاری شهروندان در اجرای برنامه‌های محله‌ای مربوط شود و در حوزه‌ای دیگر، شکل گفت‌وگو، دریافت بازخورد یا مشارکت در شناسایی مسائل را پیدا کند. بنابراین، مشارکت شهری دارای صورت‌های مختلفی است و نباید همه آنها را به انتخاب پروژه یا رأی‌گیری محدود کنیم.

بااین‌حال، به اعتقاد من، «من شهردارم» در میان این فعالیت‌ها به یک نماد شاخص تبدیل شده است؛ زیرا یکی از مهم‌ترین ابزارهای اداره شهر، یعنی بودجه، را به مشارکت مردم پیوند می‌دهد.

در واقع، مشارکت شهروندان در بخش‌های مختلف شهرداری جریان دارد، اما «من شهردارم» به دلیل جوهره بودجه‌ریزی مشارکتی خود، این رویکرد را در یکی از اصلی‌ترین فرایندهای تصمیم‌گیری مدیریت شهری متجلی می‌سازد.

به همین دلیل است که از آن به‌عنوان قله و نماد حکمرانی مشارکتی در شهرداری تهران یاد می‌کنم؛ نه به این معنا که سایر فعالیت‌های مشارکتی اهمیت کمتری دارند، بلکه از این جهت که «من شهردارم» مشارکت را به تصمیم درباره اولویت‌های هزینه‌کرد منابع عمومی نزدیک می‌کند.

چرا بودجه‌ریزی مشارکتی چنین جایگاه ویژه‌ای در شکل‌گیری شهرداری ۲.۰ دارد؟

بودجه فقط یک سند مالی نیست؛ بودجه در واقع بیانگر اولویت‌های عملیاتی یک نهاد عمومی است. ممکن است سازمانی درباره مسائل مختلف برنامه‌ها و سیاست‌های متعددی داشته باشد، اما زمانی که منابع خود را تخصیص می‌دهد، مشخص می‌شود کدام موضوعات در عمل از اولویت بیشتری برخوردار هستند.

از این منظر، بودجه‌ریزی یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجراست. بنابراین، هنگامی که مشارکت مردم به فرایند تعیین اولویت‌های بودجه‌ای راه پیدا می‌کند، از سطح اظهارنظر عمومی فراتر می‌رود و به یکی از بخش‌های مهم تصمیم‌سازی نزدیک می‌شود.

جوهره «من شهردارم» نیز همین است. شهروندان درباره نیازها و اولویت‌های شهری و محله‌ای اظهارنظر می‌کنند و این ترجیحات، پس از بررسی‌های کارشناسی و طی مراحل قانونی، می‌توانند در تعیین پروژه‌ها و برنامه‌های اجرایی شهرداری انعکاس پیدا کنند.

البته میان پیشنهاد یا رأی شهروندان، بررسی امکان‌پذیری فنی، پیش‌بینی اعتبار در لایحه بودجه، تصویب آن توسط شورای اسلامی شهر و اجرای پروژه تفاوت وجود دارد. مشارکت مردم جایگزین صلاحیت‌های قانونی نهادهای مسئول نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند کیفیت شناخت مسائل و اولویت‌بندی تصمیم‌ها را ارتقا دهد.

در شهرداری ۲.۰، بودجه‌ریزی مشارکتی به این دلیل اهمیت دارد که یکی از واقعی‌ترین مسیرهای تبدیل مشارکت به تصمیم اجرایی است.

به بیان دیگر، اگر بخواهیم بدانیم مردم تا چه اندازه در اداره شهر نقش دارند، باید علاوه بر میزان حضور آنها در برنامه‌های مشارکتی، بررسی کنیم که نظر و ترجیحاتشان تا چه حد در تصمیم‌های واقعی مدیریت شهری انعکاس پیدا کرده است.

آیا می‌توان گفت «من شهردارم» از یک طرح اجرایی به بستری برای تغییر معماری حکمرانی شهری تبدیل شده است؟

به اعتقاد من، «من شهردارم» ظرفیت چنین تحولی را دارد و باید آن را از این منظر نیز بررسی کنیم. در الگوی متعارف مدیریت شهری، رابطه میان شهرداری و مردم بیشتر بر دو محور ارائه خدمات و دریافت مطالبات شکل می‌گیرد. شهرداری خدمت ارائه می‌دهد و شهروند نیز درخواست، شکایت یا مطالبه خود را مطرح می‌کند. اما در حکمرانی مشارکتی، رابطه به این دو محور محدود نمی‌ماند و شهروند می‌تواند پیش از شکل‌گیری تصمیم نیز نقش داشته باشد. این تفاوت بسیار مهم است؛ زیرا مشارکت در شناسایی مسئله و تعیین اولویت، با اعلام رضایت یا نارضایتی پس از اجرای یک پروژه ماهیت متفاوتی دارد.

در «من شهردارم» بستر آن فراهم شده که ترجیحات شهروندان درباره نیازهای شهری و محله‌ای وارد فرایند تصمیم‌سازی پروژه‌ها شود. اگر این ظرفیت به‌صورت مستمر توسعه پیدا کند و به نظام برنامه‌ریزی، بودجه‌ریزی و کنترل عملکرد متصل شود، می‌تواند بخشی از معماری جدید حکمرانی شهری را شکل دهد.

منظور از معماری جدید، صرفاً ایجاد یک سامانه نرم‌افزاری یا برگزاری دوره‌های بیشتر مشارکت نیست. موضوع اصلی آن است که قواعد ارتباط میان مردم، تصمیم‌های کارشناسی، فرایندهای قانونی و نظام اجرایی شهرداری به‌گونه‌ای تنظیم شود که مشارکت شهروندان دارای اثر مشخص و قابل پیگیری باشد. بنابراین، «من شهردارم» در ظاهر یک طرح مشارکت‌محور است، اما در لایه عمیق‌تر می‌تواند یکی از ابزارهای بازمهندسی رابطه شهرداری و شهروندان باشد.

در شهرداری ۲.۰، جایگاه شهروندان چه تغییری می‌کند؟

یکی از مهم‌ترین تحولات، تغییر نگاه به جایگاه شهروند است. در الگوی سنتی، شهروند عمدتاً دریافت‌کننده خدمات عمومی است. اما در رویکردهای نوین حکمرانی، شهروند می‌تواند علاوه بر دریافت خدمات، در شناخت مسائل و تولید ارزش عمومی نیز نقش داشته باشد.

شهروندان از شرایط زندگی روزمره در محله‌ها، کیفیت خدمات شهری، مشکلات فضاهای عمومی و نیازهای واقعی محیط زندگی خود شناختی دارند که همیشه از طریق گزارش‌های اداری یا شاخص‌های آماری قابل دستیابی نیست. این شناخت و تجربه، نوعی ظرفیت ارزشمند برای مدیریت شهری است. وقتی شهرداری بتواند آن را در کنار دانش کارشناسی و اطلاعات تخصصی قرار دهد، امکان شناخت دقیق‌تر مسائل و انتخاب راه‌حل‌های مناسب‌تر افزایش پیدا می‌کند.

در شهرداری ۲.۰، قرار نیست تخصص کنار گذاشته شود یا تمام تصمیم‌ها صرفاً بر اساس تعداد آرا اتخاذ شوند. مسئله، ترکیب دانش تخصصی با دانش محلی و مشارکت سازمان‌یافته شهروندان است. «من شهردارم» از این منظر اهمیت دارد که می‌تواند یکی از مسیرهای ورود دانش و ترجیحات مردم به فرایندهای واقعی اداره شهر باشد. به اعتقاد من، گذار از «شهروند دریافت‌کننده خدمات» به «شهروند مشارکت‌کننده در تولید ارزش عمومی»، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نسل نوین شهرداری است.

برای سنجش موفقیت «من شهردارم» از منظر حکمرانی مشارکتی، چه شاخص‌هایی باید مورد توجه قرار گیرد؟

تعداد مشارکت‌کنندگان و میزان استقبال شهروندان شاخص‌های مهمی هستند، اما اگر بخواهیم «من شهردارم» را از منظر شکل‌گیری شهرداری ۲.۰ ارزیابی کنیم، نباید به این شاخص‌ها بسنده کنیم. پرسش اصلی این است که مشارکت مردم چه اثری بر تصمیم‌ها، برنامه‌ها و نتایج مدیریت شهری داشته است. در این زمینه، لازم است نسبت پیشنهادهای بررسی‌شده، میزان تبدیل پیشنهادها به پروژه‌های قابل اجرا، سهم پروژه‌های منتخب در برنامه و بودجه، میزان پیشرفت و تحقق آنها، کیفیت پاسخ‌گویی به شهروندان و میزان رضایت از نتایج نیز مورد توجه قرار گیرد.

همچنین، باید به عدالت مشارکتی توجه کنیم. میزان مشارکت در همه محلات و میان تمام گروه‌های اجتماعی الزاماً یکسان نیست. بنابراین، اگر صرفاً تعداد آرا مبنای تصمیم باشد، ممکن است بعضی نیازهای مهم محلات کم‌برخوردار به دلیل مشارکت کمتر شهروندان آنها، به‌درستی دیده نشود. ازاین‌رو، ترجیحات شهروندان باید در کنار نیازسنجی کارشناسی، عدالت فضایی، ضرورت‌های خدماتی و محدودیت‌های قانونی بررسی شوند. به اعتقاد من، یکی از موضوعات مهم آینده، توسعه شاخص‌هایی برای سنجش «اثر واقعی مشارکت» است. باید بتوانیم نشان دهیم چه میزان از مشارکت شهروندان به تغییر در اولویت‌بندی، تخصیص منابع و اجرای پروژه‌ها منجر شده است. موفقیت حکمرانی مشارکتی فقط به این نیست که چند نفر در یک طرح حضور پیدا کرده‌اند؛ مهم‌تر آن است که این مشارکت تا چه اندازه بر کیفیت تصمیم‌ها و نتایج اداره شهر اثر گذاشته است.

چه ارتباطی میان «من شهردارم»، بودجه شهروندی و نظام برنامه‌ریزی و کنترل عملکرد شهرداری تهران وجود دارد؟

اگر بخواهیم مشارکت مردم به یکی از اجزای پایدار اداره شهر تبدیل شود، باید میان مشارکت، برنامه‌ریزی، بودجه‌ریزی و کنترل عملکرد ارتباط برقرار کنیم. «من شهردارم» می‌تواند بستر دریافت و اولویت‌بندی پیشنهادهای شهروندان باشد. بودجه شهروندی نیز می‌تواند اطلاعات برنامه‌ها و منابع شهرداری را با زبانی ساده و قابل فهم در اختیار مردم قرار دهد. نظام کنترل عملکرد هم باید بتواند پیشرفت و نتایج اقدامات را به‌صورت روشن بررسی و گزارش کند. این سه ظرفیت در کنار یکدیگر می‌توانند رابطه‌ای کامل‌تر میان مشارکت مردم و تصمیم‌های شهرداری ایجاد کنند.

در واقع، شهروند باید بتواند از مرحله طرح مسئله و ارائه پیشنهاد تا بررسی آن، تعیین وضعیت در برنامه و بودجه و مشاهده نتیجه اجرا، اطلاعات قابل فهم و قابل پیگیری در اختیار داشته باشد.

این همان موضوعی است که مشارکت را از یک رویداد مقطعی به فرایندی مستمر تبدیل می‌کند. البته نباید تمام ابعاد مشارکت مردم را به بودجه‌ریزی محدود کنیم. همان‌طور که اشاره کردم، فعالیت‌های مشارکتی در بخش‌های مختلف شهرداری دنبال می‌شود و هر یک ممکن است دارای سازوکار متفاوتی باشد. اما «من شهردارم» به دلیل ارتباط با نظام برنامه و بودجه، می‌تواند به الگویی برای تقویت پیوند مشارکت با تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی تبدیل شود. اگر این ارتباط توسعه پیدا کند، شهرداری می‌تواند نه‌تنها درباره آنچه اجرا کرده پاسخ‌گو باشد، بلکه درباره چگونگی شکل‌گیری اولویت‌ها و میزان اثرگذاری پیشنهادهای مردم نیز توضیح دهد.

برای آنکه «من شهردارم» به‌صورت پایدار پیشران شهرداری ۲.۰ باشد، چه مسیری باید طی شود؟

مهم‌ترین موضوع، نهادینه‌سازی مشارکت است. مشارکت نباید تنها در یک دوره مشخص از سال یا در قالب یک برنامه محدود اتفاق بیفتد و پس از پایان آن، ارتباط شهروند با فرایند تصمیم‌گیری قطع شود. در الگوی مطلوب، مشارکت از شناسایی مسائل آغاز می‌شود، با دریافت و بررسی پیشنهادها ادامه پیدا می‌کند، در اولویت‌بندی و بودجه‌ریزی انعکاس می‌یابد و پس از اجرا نیز از طریق گزارش عملکرد و دریافت بازخورد مردم تکمیل می‌شود.

برای تحقق این وضعیت، باید امکان پیگیری پیشنهادها و پروژه‌ها توسعه پیدا کند. شهروند باید بداند پیشنهادش در چه مرحله‌ای است، چرا یک پروژه پذیرفته یا رد شده، چه میزان اعتبار برای آن پیش‌بینی شده و وضعیت اجرا و تحقق آن چگونه است. همچنین، لازم است مشارکت در میان محلات و گروه‌های مختلف اجتماعی فراگیر باشد. فناوری‌های الکترونیکی فرصت مهمی برای تسهیل مشارکت هستند، اما مشارکت مؤثر نباید به داشتن تلفن همراه یا دسترسی به یک سامانه دیجیتال محدود شود. بنابراین، سازوکارهای حضوری و محله‌محور نیز باید در کنار ابزارهای دیجیتال مورد توجه قرار گیرند.

موضوع دیگر، حفظ پیوند مشارکت مردمی و بررسی کارشناسی است. اگر قرار باشد مشارکت به تصمیم واقعی تبدیل شود، پیشنهادها باید از نظر امکان‌پذیری فنی، منابع موردنیاز، الزامات قانونی و عدالت شهری بررسی شوند و نتیجه این بررسی نیز تا حد امکان برای مردم روشن باشد. به اعتقاد من، آینده «من شهردارم» را باید در همین مسیر جست‌وجو کرد؛ یعنی گذار از یک طرح موفق مشارکت‌گیری به زیرساختی پایدار برای مشارکت شهروندان در فرایندهای اداره شهر.

شما از «من شهردارم» به‌عنوان قله و نماد مشارکت در شهرداری تهران یاد می‌کنید. آیا این جایگاه می‌تواند الگویی برای سایر حوزه‌های شهرداری نیز باشد؟

بله، البته نه به این معنا که تمام حوزه‌های شهرداری باید دقیقاً از سازوکار بودجه‌ریزی مشارکتی استفاده کنند. ماهیت مأموریت‌های شهرداری متفاوت است و هر حوزه به شیوه مشارکت متناسب با موضوع خود نیاز دارد. برای مثال، مشارکت شهروندان در بهبود کیفیت خدمات شهری ممکن است با دریافت بازخورد و همکاری در اجرای برنامه‌ها شکل بگیرد. در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی، مشارکت می‌تواند در قالب کنش‌های جمعی و برنامه‌های محلی تحقق پیدا کند. در حوزه‌های برنامه‌ریزی شهری نیز امکان بهره‌گیری از دانش محلی و گفت‌وگو درباره مسائل و اولویت‌ها وجود دارد.

بنابراین، نباید یک الگوی اجرایی واحد را به تمام بخش‌ها تعمیم دهیم. آنچه می‌تواند از تجربه «من شهردارم» به سایر حوزه‌ها منتقل شود، منطق حکمرانی مشارکتی آن است؛ یعنی ایجاد سازوکاری روشن برای دریافت نظر مردم، بررسی تخصصی، انعکاس مشارکت در تصمیم و پاسخ‌گویی درباره نتیجه. از این منظر، «من شهردارم» می‌تواند نقشی فراتر از مأموریت مستقیم خود داشته باشد و به الگویی برای توسعه شیوه‌های مؤثر مشارکت در بخش‌های مختلف شهرداری تبدیل شود. به بیان دیگر، «من شهردارم» تمام حکمرانی مشارکتی شهرداری تهران نیست، اما می‌تواند شاخص‌ترین نماد و یکی از مهم‌ترین پیشران‌های توسعه آن باشد.

در نهایت، اگر بخواهید اهمیت راهبردی «من شهردارم» را در تحول آینده شهرداری تهران توضیح دهید، چه می‌گویید؟

به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین تحولات آینده مدیریت شهری، تغییر رابطه شهرداری و شهروندان خواهد بود. شهرداری‌ها دیگر نمی‌توانند تنها بر ظرفیت اداری، منابع مالی و توان اجرایی خود برای شناخت و حل همه مسائل پیچیده شهر تکیه کنند. اداره شهر نیازمند استفاده از دانش، تجربه و ظرفیت مشارکت خود شهروندان نیز هست.

شهرداری تهران در بخش‌ها و حوزه‌های مختلف، متناسب با مأموریت‌های خود، مشارکت مردم را دنبال می‌کند و «من شهردارم» یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های این رویکرد است. ویژگی ممتاز این طرح آن است که با جوهره بودجه‌ریزی مشارکتی، نظر و اولویت‌های شهروندان را به یکی از مهم‌ترین فرایندهای تصمیم‌گیری در شهرداری پیوند داده است.

به همین دلیل، من «من شهردارم» را فقط یک طرح اجرایی نمی‌دانم؛ بلکه آن را ظرفیتی راهبردی برای تحول در الگوی اداره شهر تلقی می‌کنم. اگر این ظرفیت در کنار سایر سازوکارهای مشارکتی شهرداری توسعه پیدا کند و به نظام برنامه‌ریزی، بودجه‌ریزی، اجرا و کنترل عملکرد متصل شود، می‌تواند یکی از پایه‌های شکل‌گیری شهرداری ۲.۰ باشد. در این نسل جدید، شهرداری همچنان مسئول ارائه خدمات عمومی، حفظ منافع شهر و پاسخ‌گویی درباره عملکرد خود است؛ اما در عین حال، برای حضور مؤثرتر شهروندان در شناخت مسائل و شکل‌گیری تصمیم‌ها نیز بستر فراهم می‌کند. «من شهردارم» با تبدیل مشارکت مردم به بخشی از فرایند اولویت‌بندی پروژه‌ها و بودجه‌ریزی شهری، به قله و نماد حکمرانی مشارکتی در شهرداری تهران تبدیل شده و می‌تواند یکی از پیشران‌های اصلی گذار پایتخت به شهرداری ۲.۰ باشد. در نهایت، هدف فقط این نیست که مردم در اداره شهر نظر بدهند؛ هدف آن است که مشارکت شهروندان در کنار تخصص، قانون و مسئولیت‌پذیری نهادهای مدیریت شهری، به یکی از عناصر پایدار تصمیم‌سازی تبدیل شود. آینده مدیریت شهری از اداره شهر صرفاً برای مردم، به سمت اداره شهر با مشارکت مردم حرکت می‌کند؛ و «من شهردارم» می‌تواند یکی از نمادهای اصلی این تحول در تهران باشد.

کد خبر 1083535
منبع: همشهری آنلاین

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار شهردارى

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha