همشهری آنلاین- زهرا رفیعی: کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست در نشست تخصصی «چالشهای درختکاری در ایران» دانشگدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، با انتقاد از رویکردهای کمیتمحور در اجرای طرحهای درختکاری، بر ضرورت توجه به ظرفیت اکولوژیک مناطق، وضعیت آب و خاک، انتخاب گونه مناسب، تأمین اعتبار نگهداری و مشارکت جوامع محلی تأکید کردند.
نشست تخصصی «چالشهای درختکاری در ایران» با حضور پیشکسوتان، استادان دانشگاه تهران، پژوهشگران موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، نمایندگان تشکلهای محیط زیستی، فعالان بخش خصوصی و کارشناسان حوزه فضای سبز در دانشگدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران برگزار شد.
وحید اعتماد، عضو هیات علمی گروه مهندسی جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران، در این نشست با اشاره به تحول نگاه بشر به درخت و جنگل، گفت: در گذشته درخت بیشتر با تامین غذا، تولید چوب و زیبایی شهرها ارتباط داشت، اما با افزایش تخریب سرزمین و گسترش شهرنشینی، حفاظت از آب و خاک، بازسازی پوشش گیاهی و خدمات اکوسیستمی جنگلها اهمیت بیشتری پیدا کرد. امروزه نیز رویکرد احیای اکولوژیک جایگزین نگاه سنتی به جنگلکاری شده است.
او با تاکید بر اینکه موفقیت طرحهای درختکاری را نباید با تعداد نهالهای کاشتهشده سنجید، افزود: کاهش فرسایش، تثبیت ماسههای روان، حفاظت از خاک، کاهش کانونهای گرد و غبار، ایجاد زیستگاه جانوری، بهبود شرایط خرداقلیمی و کمک به معیشت مردم باید از اهداف اصلی این طرحها باشد.
اعتماد با طرح این پرسش که آیا هر زمینی که قابلیت کاشت دارد باید به جنگل تبدیل شود، پاسخ داد: خیر. کاشت درخت باید با ظرفیت اکولوژیک منطقه، منابع آب و خاک و اهداف مدیریتی آن متناسب باشد. حتی جنگلکاری همیشه بهترین راه احیای سرزمین نیست. در برخی مناطق باید به زادآوری طبیعی فرصت داد و در بعضی مناطق نیز ایجاد پوشش بوتهای و علفی به جای درختکاری ضرورت دارد.
او از چالشهای اقلیمی، منابع آب، خاک، انتخاب گونه، روش کاشت، هزینههای اقتصادی و نقش جوامع محلی بهعنوان مهمترین موانع جنگلکاری در ایران نام برد و گفت: در مناطق خشک باید منبع آب مورد نیاز برای استقرار اولیه نهال مشخص باشد و تعارض میان مصرفکنندگان آب نیز در نظر گرفته شود. استفاده از آب خاکستری، بهبود نفوذ آب و ذخیره رطوبت و انتخاب گونههای کمآببر از جمله راهکارهای قابل بررسی است.
به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه تهران، خاکهای کمعمق، سنگلاخی، شور، دارای لایه سخت و کمبود مواد آلی میتوانند مانع استقرار ریشه شوند. انتخاب گونه نیز باید با توجه به پراکنش جغرافیایی، ارتفاع، نیاز آبی، معماری ریشه و حساسیت به یخبندان انجام شود. او همچنین بر استفاده از آبخیزداری، هدایت رواناب، روشهای ذخیره نزولات جوی، فناوریهای نوین، سامانه اطلاعات جغرافیایی و پایش ماهوارهای برای انتخاب عرصه و ارزیابی نتایج تأکید کرد.
اعتماد با اشاره به تجربههای گذشته در جنگلکاری گفت: نزدیک به ۲ میلیون هکتار جنگلکاری انجام شده و برنامه کاشت یک میلیارد نهال نیز مطرح است، اما تعداد نهالها بهتنهایی شاخص موفقیت نیست. باید مشخص شود چه تعداد از نهالها از بحرانهای محیطی عبور کردهاند، استقرار یافتهاند و به پایداری بلندمدت رسیدهاند.
خاک؛ بستر فراموششده درختکاری
حسین آذرنیوند، عضو هیات علمی گروه مهندسی احیای مناطق خشک و کوهستانی دانشگاه تهران، نیز با اشاره به اهمیت تناسب پوشش گیاهی با شرایط اقلیمی، گفت: درخت تنها یکی از اشکال پوشش گیاهی است و نباید هدف طرحهای احیا را صرفا کاشت درخت دانست. در مناطق مختلف ممکن است بوتهها، درختچهها و گونههای علفی گزینه مناسبتری باشند.
منوچهر گرجی اناری، عضو هیات علمی گروه خاکشناسی دانشگاه تهران، با اشاره به اهمیت حفظ یکپارچگی اکوسیستم، پیشنهاد کرد تجربههای موفق و ناموفق درختکاری در کشور بهصورت علمی بررسی و مستندسازی شوند. به اعتقاد او، دلایل شکست طرحها باید مانند تجربههای موفق جمعبندی و در قالب دستورالعملهای اجرایی و برنامههای آموزشی در اختیار مجریان قرار گیرد.
او خاک را بستر اصلی شکلگیری پوشش گیاهی دانست و با اشاره به فرسایش و کاهش توان زادآوری خاک در جنگلهای زاگرس، بر ضرورت توجه جدیتر به حفاظت خاک در قوانین و دستورالعملهای کشور تأکید کرد. به گفته او، تخریب خاک در جریان اجرای پروژههای عمرانی و جادهسازی باید با الزام به بازسازی پوشش گیاهی همراه باشد.
سه مانع مهم جنگلکاری در مناطق خشک
هاشم کنشلو، عضو پیشکسوت موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، با اشاره به تجربه بیش از ۴۰ سال فعالیت در مناطق خشک، سه موضوع خشکی، شوری خاک و سلامت نهال را از چالشهای مهم جنگلکاری دانست.
او با انتقاد از اجرای طرحهای جنگلکاری مخلوط بدون توجه به نیاز آبی گونهها گفت: اگر گونهای با نیاز آبی زیاد در کنار گونهای کمآببر کاشته شود، اما هر دو به یک میزان آبیاری شوند، گونه کمآببر ممکن است رشد بیشتری داشته باشد و گونه دیگر با مشکل مواجه شود. بنابراین در کشت مخلوط باید گونهها و الگوی کاشت با دقت انتخاب شوند.
کنشلو همچنین به جانمایی نامناسب برخی طرحها در اراضی فرسایشیافته اشاره کرد و گفت: در این مناطق، سختی خاک مانع نفوذ آب و حرکت ریشه میشود. در برخی نقاط نیز گونههایی در نزدیکی سفرههای آب زیرزمینی کاشته شدهاند که به شرایط غرقابی حساس هستند.
او ضعف مدیریت پس از کاشت را یکی از دلایل اصلی شکست طرحها دانست و افزود: در بسیاری از پروژهها برای سالهای نخست آبیاری قرارداد بسته میشود، اما پس از آن نگهداری متوقف میشود. جنگلکاری باید با نگاه ۱۰ تا ۲۰ ساله انجام شود و اعتبار مورد نیاز آن از ابتدا در نظر گرفته شود.
این کارشناس استفاده از روشهای ذخیره و حفظ رطوبت خاک، از جمله حفر گودال متناسب با شرایط منطقه و استفاده از مواد آلی و مالچ را از راهکارهای افزایش موفقیت دانست. او همچنین هشدار داد که آبیاری با آب شور در طول چند سال میتواند شوری خاک را افزایش دهد و موجب زردشدن، خشکیدگی و در نهایت مرگ درختان شود. سلامت بذر و نهال و اطمینان از نبود آلودگیهای قارچی و نماتدی در نهالستانها نیز از دیگر مواردی بود که او بر آن تأکید کرد.
انتخاب گونه باید از طبیعت آغاز شود
مصطفی خوشنویس، عضو پیشکسوت موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور با ۴۵ سال سابقه فعالیت در تولید نهال و جنگلکاری، انتخاب گونه را یکی از مهمترین عوامل موفقیت طرحهای احیا دانست و گفت: در انتخاب گونه باید دو الگوی مکانی و زمانی را همزمان در نظر گرفت.
به گفته او، در الگوی مکانی باید مشخص شود هر گونه در کدام منطقه قابلیت استقرار دارد و در الگوی زمانی نیز باید از چند سال قبل برای تامین بذر و تولید نهال مناسب برنامهریزی کرد. خوشنویس با اشاره به وجود بیش از ۶۷۰ گونه و زیرگونه بومی در ایران، تاکید کرد که نمیتوان انتظار داشت همه مناطق به جنگل تبدیل شوند؛ بیابان نیز یک اکوسیستم است و باید ویژگیهای طبیعی آن حفظ شود.
او با اشاره به وجود بیش از ۳ هزار درخت کهنسال از ۶۳ گونه در کشور، گفت: برخی از این درختان بیش از ۵ هزار سال عمر دارند و توانستهاند در برابر تنشهای محیطی دوام بیاورند. شناسایی، پایش و تکثیر این پایههای کهنسال میتواند به بازگرداندن گونههای سازگار به طبیعت کمک کند. همچنین باید بذر از پایههای همان منطقه و متناسب با شرایط جغرافیایی تهیه شود.
خوشنویس با اشاره به اهمیت تراکم کاشت گفت: نمیتوان تراکم جنگلهای شمال را در مناطق کمبارش تکرار کرد. میزان بارندگی و ذخیره آب در خاک باید تعیینکننده تعداد درختان و درختچههای کاشتهشده باشد.
او در عین حال تاکید کرد که حتی گونههای بومی و سازگار نیز در صورت قطع منبع آب مورد نیاز، از بین میروند. به اعتقاد او، برخی از جنگلکاریهای کمربند سبز شهری با قطع آب پس از چند سال دچار خشکیدگی شدهاند و نمیتوان بدون تامین پایدار آب، انتظار ماندگاری آنها را داشت.
جنگلکاری بدون هدف و مدیریت، به نتیجه نمیرسد
راشدی، نماینده انجمن چوب و کاغذ، با انتقاد از نبود شفافیت در سیاستهای مرتبط با جنگل و تولید چوب، گفت: هنوز مشخص نیست سیاست کشور درباره برداشت چوب از جنگلها چیست و این ابهام بر برنامهریزی بخش صنعت و مدیریت منابع طبیعی اثر گذاشته است.
او تاکید کرد که مدیریت باید پیش از احیا و ایجاد پوشش گیاهی، بر تثبیت و حفاظت از جنگلهای موجود متمرکز شود. همچنین باید مشخص باشد هدف از ایجاد هر کمربند سبز یا پارک جنگلی چیست؛ تولید چوب، کاهش گرد و غبار، زیبایی یا ایجاد فضای تفرجگاهی. به گفته او، مشارکت اجتماعی و حضور مدیران تصمیمگیر در کنار متخصصان برای رسیدن به راهکارهای اجرایی ضروری است.
حامد جنیدی، عضو هیات علمی گروه مهندسی احیای مناطق خشک و کوهستانی، نیز با تفکیک میان دانش و خرد در مدیریت منابع طبیعی گفت: دانش به ما امکان شناخت و ظرفیتسنجی میدهد، اما خرد مشخص میکند که آیا اجرای یک طرح ضرورت دارد و هزینهها و پیامدهای آن قابل پذیرش است یا نه.
او افزود: باید میان ایجاد پوشش گیاهی در پروژههای عمرانی و راهآهن با طرحهای منابع طبیعی تفاوت قائل شد. در برخی پروژهها به دلیل ضرورت کنترل رواناب یا مخاطرات، ایجاد پوشش گیاهی اجتنابناپذیر است، اما در منابع طبیعی نمیتوان بدون بررسی ظرفیت اکولوژیک منطقه چنین تصمیمی گرفت. پذیرش و همکاری جامعه محلی نیز برای حفظ و نگهداری پوشش گیاهی ضروری است.
چرا جنگلهای چیتگر و سرخهحصار خشک شدند؟
بخش مهمی از این نشست به وضعیت جنگلکاریهای اطراف تهران اختصاص داشت. میترا ابراهیمی، نماینده تشکلهای محیط زیستی تهران، با ارائه گزارشی از بررسیهای تاریخی درباره پارکهای جنگلی چیتگر و سرخهحصار، گفت: خشکیدگی این پارکها را نمیتوان صرفا به کاهش منابع آب یا تغییر اقلیم نسبت داد و باید عوامل مدیریتی، مالی و نحوه توزیع آب نیز بررسی شوند.
او با اشاره به سابقه تامین آب پارک چیتگر از منابع سطحی و چاهها گفت: طبق اطلاعات موجود، این پارک حدود ۵۰۰ لیتر در ثانیه آب سطحی از سد کرج دریافت میکرد و ۹ حلقه چاه نیز داشت. سرخهحصار نیز از سهم آب سطحی سد لتیان، چاهها و پساب تصفیهخانه حکیمیه و تهرانپارس استفاده میکرد.
به گفته او، در دهه ۹۰ اختلاف مالی میان وزارت نیرو و شهرداری بر سر آببها و حق اشتراک، به قطع کامل سهم آب پارکها در حدود سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ منجر شد. در سرخهحصار نیز خط انتقال پساب تصفیهخانه تهرانپارس همزمان با ساخت ترمینال شرق قطع شد. این در حالی است که به گفته او، در برخی دیگر از فضاهای سبز تهران همچنان از پساب برای آبیاری استفاده میشود.
ابراهیمی با اشاره به وابستگی بیشتر این پارکها به آب زیرزمینی در سالهای اخیر، حفر چاههای عمیقتر و کاهش آبدهی چاههای موجود را نگرانکننده دانست و گفت: حتی در مواردی که آب به پارک بازگشته، نبود نیروی انسانی، نظارت و برنامه منظم آبیاری موجب شده درختان همچنان خشک شوند.
او با تاکید بر ارزش درختان ۴۰ تا ۶۰ ساله پارکهای جنگلی تهران گفت: در حالی که درختان قدیمی مانند ارغوان و کاج در حال خشکشدن هستند، در برخی نقاط نهالهای جدید کاشته میشوند. باید مشخص شود چرا اولویت مدیریت پارک به جای حفظ درختان چند دههای، به کاشت نهالهای جدید اختصاص پیدا کرده است.
این فعال محیط زیست همچنین خواستار بررسی علمی ترکیب گونهها و تراکم کاشت در طرحهای جدید چیتگر شد و بر ضرورت نظارت عمومی و مشارکت کارشناسان مستقل در تمام مراحل کاشت، آبیاری و نگهداری تأکید کرد.
ارزش زمین در پایتخت
محمد عواطفی، عضو هیات علمی گروه مهندسی جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران، نیز با اشاره به سرمایهگذاریهای انجامشده در جنگلکاریهای اطراف تهران گفت: خشکیدگی این عرصهها را نباید تنها به کمبود آب نسبت داد. افزایش ارزش زمین و شکلگیری کاربریهای رقیب میتواند بر تصمیمهای مدیریتی اثر بگذارد و زمینه تغییر کاربری را فراهم کند.
او با اشاره به تغییر مدیریت برخی اراضی جنگلکاریشده از سازمان منابع طبیعی به شهرداریها، گفت: باید مشخص شود چه نهادی مسئول حفاظت و نگهداری این عرصههاست و آیا منابع انسانی و مدیریتی لازم برای انجام این مسئولیت را در اختیار دارد یا نه. این جنگلها سرمایه ملی هستند و نباید به دلیل ضعف مدیریت و نبود اراده برای حفاظت، به تدریج زمینه تغییر کاربری آنها فراهم شود.
تغذیه درختان و مدیریت فنی فضای سبز
محمد پورابراهیمی، نماینده فضای سبز شرکت معدنی و صنعتی گلگهر، با اشاره به ضرورت توجه به تغذیه گیاهان در کنار آبیاری و مبارزه با آفات گفت: در بسیاری از فضاهای سبز شهری هزینه قابل توجهی برای سمپاشی و آبیاری صرف میشود، اما به تغذیه علمی درختان توجه کافی نمیشود.
او با اشاره به نقش عناصر غذایی در رشد و مقاومت درختان، گفت: نیاز غذایی گیاه در فصلهای مختلف متفاوت است و باید برنامه تغذیه با چرخه رشد، شرایط اقلیمی و زمان ورود درخت به خواب زمستانی هماهنگ باشد. بیتوجهی به این موضوع میتواند درخت را در برابر گرما و سرمای ناگهانی آسیبپذیر کند.
او همچنین بر ضرورت همکاری میان متخصصان خاکشناسی، گیاهپزشکی، تغذیه گیاه و آبیاری در طراحی و اجرای پروژههای فضای سبز تأکید کرد و گفت: تصمیمگیری درباره گونه و روش کاشت بدون مشورت میانرشتهای میتواند به شکست طرح منجر شود.
حمیدرضا عباسی، رئیس بخش بیابان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، نیز با تاکید بر اینکه پیش از اجرای جنگلکاری باید وضعیت خاک و منابع آب زیرزمینی بررسی شود، گفت: در برخی اراضی، لایههای سخت خاک مانع نفوذ آب و استقرار ریشه میشوند و حتی گونههای مقاوم مانند گز نیز در چنین شرایطی رشد مناسبی ندارند.
او با اشاره به اینکه در برخی مناطق دارای آب زیرزمینی، گونهها میتوانند با ریشهدوانی در عمق خاک به منابع آب دسترسی پیدا کنند، افزود: در مناطق فاقد آب زیرزمینی، میزان بارندگی و هدف طرح تعیینکننده امکان استقرار پوشش گیاهی است.
عباسی با اشاره به ضرورت بازنگری در تراکم جنگلکاریها گفت: در کانونهای گرد و غبار، لزوما ایجاد جنگلهای گسترده راهکار مناسبی نیست و در برخی مناطق اجرای ردیفهای بادشکن میتواند موثرتر باشد. همچنین هر طرحی که به آبیاری اولیه نیاز دارد باید منبع آب پایدار آن از ابتدا مشخص شود.
معیشت مردم و مشارکت محلی؛ حلقه مفقوده طرحها
با اشاره به تجربههای اجرای پروژههای پوشش گیاهی گفت: مدیریت و اراده اجرایی میتواند حتی در شرایط دشوار به موفقیت منجر شود. او با مثالهایی از باغ گیاهشناسی ملی ایران و جنگلکاریهای استان البرز، بر اهمیت رعایت اصول فنی و استفاده از گونههای سازگار تأکید کرد.
او همچنین با اشاره به تجربه طرحهای اجراشده در شهداد گفت: تغییر الگوی کشت بدون توجه به فرهنگ و دانش بومی مردم میتواند معیشت آنها را مختل کند. در یکی از این تجربهها، جایگزینی نخل با سیر موجب افزایش نیاز آبی و تغییر شیوه آبیاری شد و محصول تولیدشده نیز به دلیل فراهمنشدن بازار مناسب روی دست کشاورزان ماند.
قاسمی آرین با انتقاد از نگاه پیمانکاری به طبیعت گفت: نمیتوان با یک موجود زنده مانند یک پروژه عمرانی برخورد کرد. حفاظت از سرزمین بیش از هر چیز به مدیریت اجتماعی و مشارکت مردم نیاز دارد. او مهمترین خلأ موجود را تبدیلنشدن یافتههای علمی به سیاست، سند و برنامه اجرایی دانست و بر ضرورت ایجاد سازوکار مشارکت مردم در تصمیمگیری و نظارت بر طرحها تأکید کرد.
، نیز با ارائه تجربه فعالیتهای این تشکل در استانهای کرمانشاه، بوشهر، سیستان و بلوچستان و هرمزگان گفت: این موسسه در نهالستان اسلامآباد غرب سالانه حدود ۵۰۰ هزار نهال در ۱۶ گونه تولید کرده و در طرحهای مختلف، گونههای جنگلی، فضای سبز و زراعت چوب را در اختیار مناطق هدف قرار داده است.
او با اشاره به اهمیت زراعت چوب برای کاهش فشار بر جنگلهای طبیعی گفت: نمیتوان از مردم مناطق زاگرس که با مشکلات اقتصادی مواجهاند انتظار داشت برداشت هیزم و تولید زغال را متوقف کنند، بدون آنکه جایگزینی برای معیشت آنها فراهم شود. افزایش تولید زغال بلوط در برخی مناطق، فشار زیادی به جنگلهای زاگرس وارد کرده است.
عباسی از اجرای یک پروژه هشتهکتاری در جاده همدان با کاشت حدود ۳ هزار بلوط و مراقبت هشتساله از آنها خبر داد و گفت: هزینه نگهداری و آبیاری پس از کاشت یکی از بزرگترین مشکلات این طرحهاست. این تشکل همچنین با همکاری سازمان منابع طبیعی حدود ۹۰۰ هزار نهال حرا کاشته و در سال جاری نیز حدود ۱۰۰ هزار نهال دیگر در نهالستان کنارک تولید و کاشته است.
به گفته او، در نهالستان بوشهر نیز طی سه سال اخیر سالانه حدود ۱۰۰ هزار نهال تولید شده و در پروژههای مناطق ساحلی، شرایط جزر و مد، شوری آب و جریان آب باید در انتخاب گونه و محل کاشت در نظر گرفته شود. مجموع درختان کاشتهشده توسط این موسسه در مناطق مختلف کشور حدود ۲.۵ تا ۳ میلیون اصله اعلام شد، اما او تاکید کرد که این عدد بهتنهایی معیار موفقیت نیست و تعداد درختان زندهمانده اهمیت بیشتری دارد.
این فعال محیط زیست همچنین بر آموزش دانشآموزان، برگزاری دورههای اطفای حریق در استانهای زاگرسی و مشارکت مردم در نگهداری درختان تأکید کرد.
ضرورت تدوین دستورالعملهای اجرایی
در جمعبندی نشست، سیدموسی صادقی، عضو هیات علمی گروه جنگلداری موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، با تاکید بر ضرورت نگاه اکوسیستممحور در طرحهای درختکاری گفت: انتخاب گونه باید براساس هدف، مکان و زمان اجرای پروژه و با در نظر گرفتن خاک، آب، پوشش گیاهی و سایر عوامل اکوسیستم انجام شود.
او استفاده همزمان از دانش روز و دانش بومی، فناوریهای جدید در تولید نهال و اجرای طرحها، مکانیزاسیون نهالستانها و جمعآوری بذر، پایش و نگهداری عرصههای جنگلکاریشده و بهرهگیری از تجربه بخش خصوصی و تشکلهای مردمنهاد را از محورهای ضروری توسعه پوشش گیاهی دانست.
صادقی پیشنهاد کرد نشستهای تخصصی آینده با موضوعات مشخصتری مانند خاک، اقلیم، انتخاب گونه و روشهای نگهداری برگزار شود تا تجربههای کارشناسان به دستورالعملهای کاربردی تبدیل شود. او همچنین بر ضرورت جلب مشارکت جوامع محلی در مراحل اجرا و نگهداری و استفاده از ظرفیت مدارس برای آموزش و فرهنگسازی تأکید کرد.
نظر شما