نقشه‌خوانان سنتی قالی با ریتم و ضرب محلی، شماره و رنگ گره‌های شاه‌عباسی تا هریس را می‌خواندند و قالی‌بافان،‌ خامه‌ها را یکی‌یکی به دور تار و پودها می‌پیچاندند. حالا اما آواز خوش نقشه‌خوانان سنتی، کمتر به گوش می‌رسد.

نقشه خوانی سنتی

همشهری آنلاین- سحر جعفریان عصر: حساب قالی‌باف از نقشه‌خوان، سوا بود. فرقی هم نداشت قالیباف لچک‌ترنج‌باف کرمان و کاشان باشد یا بافنده نقش‌های شاه‌عباسی اصفهان، خشتی‌های بختیاری و اسلیمی تبریز. قالیبافان باید سال‌ها پای دار، گَرد کلاف خامه می‌خورند و گره به گره صد فرش می‌انداختند تا رخصت خواندن نقشه قالی را به قدر چند رج و تکمیل یک گل می‌یافتند. نقشه‌خوانی سنتی قالی به آواز بود و ریتم‌هایی محلی که نُت و کوکشان را فقط قالی‌بافان کهنه‌کار می‌دانستند: ۴ چهره‌ای به جا، ۳ جفت لاجوردی به پیش، ‌ یکی قهوه‌ای به پس ... حالا از آن کهنه‌کاران قالی‌باف که زبان نقشه قالی‌ها را می‌دانستند جز شماری کم و پراکنده باقی نمانده‌است.

تاوان از یک رج تا یک فرش

از بافنده کمتر، شمار نقشه‌خوان‌های سنتی قالی‌ست. این را بهجت توکلی می‌گوید که از ۷ سالگی کنار دست مادر و خواهرانش پای دار قالی نشسته؛ داری چوبی به اتاق بالای آغل (حیاط) در خانه پدری که جایی در روستای هندو آباد شهرستان اردستان استان اصفهان قرار دارد. او هنوز هم در ۵۰ سالگی به قالی‌بافی مشغول است: «کنار خانجون (مادر) چهارزانو به تخته نشیمنِ دار می‌شستم. دستاشو نیگاه می‌کردم. یه نیگاه، یه گره...بعد شد، یه نیگاه و چند گره...تا اونجا که دیگه نیگاه کردن حاجت نبود و گره‌ها رو با صدای خانجون می‌زدم. خانجون، بلند بلند نقشه قالی سر دار رو می‌خوند...صداش هنوز توی گوشمه.» ۶ سال بعد از یاد گرفتن قالی‌بافی، راه و رسم نقشه‌خوانی سنتی قالی نیز آموخت. نقشه هر قالی را درست شبیه مادرش به ریتم محلی‌شان می‌خواند: «نقشه‌خونی فرش، سخته و تاوان‌دار...» تاوان‌دار را از مادرش به خاطر سپرده‌بود: «تاوان اشتباه خوندن یه گره، اگه خوش‌شانس باشی می‌شه یکی دو رج. ولی اگه سنگینی به شانست افتاده باشه، ‌ می‌شه یه قالی...یه قالی از سکه میوفته.»

آواز خوانی برای بافت قالی | در مورد شغل نقشه خوان قالی که رو به فراموش است

یکی گل‌اناری و دو تا چهره‌ای

نقشه‌خوانی سنتی قالی، همان استادکاری قالی‌بافی‌ست؛ قالی‌بافان آنقدر باید ببافند و رج روی رج بگذارند تا شکل همه نقشه‌ها را چشم بسته، بدانند و زبان‌شان را بفهمند. توکلی به همشهری می‌گوید: «دفعه اول ۱۳ سالم بود که نقشه یه قالی رو قدر چند رج خوندم. آباجی بزرگم کنارم نشسته بود. من یواش یواش می‌خوندم و اونم حواسشو داده بود تا یه وقت، گره یا رنگی رو غلط نخونم.» خوانش نقشه قالی آن روز هنوز به خاطرش نقش دارد: «۴ تا وانه (به گویش اردستانی یعنی بگذار سر جایش) گلی، ۳ تا وانه قهوه‌ای، ۳ جفت وانه مشکی پس بزن...» در ادامه از حال و هوای قالی‌بافی به صدای نقشه‌خوان‌های سنتی می‌گوید: «این طوری بود که از صبح علی‌الطلوع، دخترا و زن‌های خونه مشغول فرش‌بافی می‌شدن. اونی که گیس، پای دار سفید کرده‌بود برای همه، نقشه رو می‌خوند. یه جوری می‌خوند که هیشکی عقب نیفته یا گره اضاف نزنه...شش‌دونگ صداشو باید همه می‌شنیدن از لَوار باف (بافنده آخرین حاشیه فرش) و وسط باف.» نقشه‌خوان قالی اگر لحن و صدای خوشی داشت، نور علی نور بود و از صدای خوشش، دست بافندگان روی چله‌ها خوب می‌رقصیدند؛ این را هم توکلی لابه‌لای خاطراتش بازگو می‌کند.

آواز خوانی برای بافت قالی | در مورد شغل نقشه خوان قالی که رو به فراموش است

قالی‌بافی جمعی با آواز 

با آنکه در هندو آباد، دل و دماغ چندانی برای قالی‌بافان کهنه‌کار باقی نمانده، توکلی همچنان ذوق بافتن فرش‌های رنگ به رنگ را دارد. به عادت قدیم است؛ هر صبح به گوشه یکی از اتاق‌های خانه‌یشان با نقشه‌خوانی دست به کار خامه و گره انداختن می‌برد: «اول میرم سراغ کارای سردستی خونه و دَم گذاشتن ناهار. بعد، رخ به رخ چله می‌شینم...حیف که دیگه مثل قدیم، جمع نیستیم...آخه اون وقتا خیلی از فرشا رو دسته‌جمعی می‌بافتیم ...» دست تنها ماندن، گاهی نگرانش می‌کند؛ نگران هنر قالی‌بافی که رو به فراموشی‌ست و نسل نقشه‌خوانان سنتی قالی که جز شماری اندک از آنها باقی نمانده‌است. نگرانی او را بسیاری دیگر از قالی‌بافان در روستاها و شهرهای دور و نزدیک به دل دارند. گل‌بانو مرادی، یکی از آنهاست که بیش از ۶۰ سال است در روستای آستانه استان مرکزی، قالی می‌بافد. او در گفتگو با همشهری می‌گوید: «قالی‌باف کمه و از اونا کمتر، نقشه‌خونای آوازی‌ان. تو روستای ما تا ۲۰، ۱۵ سال پیش، می‌شد یکی، دو نفر رو پیدا کرد که بلد باشن نقشه فرشا رو آوازی بخونن. ولی الان اون یکی، دو نفر هم دیگه نیستن؛ عمرشون رو دادن به شما.» مرادی معتقد است: «قالی‌بافای جوون، روی خوش به نقشه‌خونی آوازی نشون نمی‌دن...خیلی صبر و حوصله به خرج بدن، نقشه کاغذی رو دست و پا شکسته بلدن یا که می‌خوان تازه تازه یاد بگیرن...همش از این گوشی و کامپیوتراست که عجول شدن و وقت نمی‌ذارن.»

آواز خوانی برای بافت قالی | در مورد شغل نقشه خوان قالی که رو به فراموش است

زبان بی‌صدای نقشه‌های افشان و خشتی و لچکی

زبان هر نقشه قالی با نقشه‌های دیگر فرق دارد. هر کدام به لهجه روستا و شهری‌اند که در آنها برای بافته شدن، شکل یافته‌اند. مرادی این تفاوت زبانی را یکی از دلایل صبوری نکردن قالی‌بافان جوان در یادگیری نقشه‌خوانی سنتی قالی می‌داند: «به هر حال، حوصله می‌خواد که چند جور زبون نقشه آوازی فرش بلد باشی...تو نقشه قالیای کاشونی به قرمز میگن گلی یا گل‌اناری، تو نقشه قالیای کرمونی به صورتی میگن چهره‌ای، تو نقشه قالیای مشهدی به روشن میگن باز و به تیره میگن سیر.» نقشه قالی‌ها در هر منطقه، ‌ به گویش محلی و اصطلاحات منحصر به فرد همان منطقه نوشته و خوانده می‌شد.» چند خط نقشه قالی زمزمه می‌کند: «آبی بزن رو اولی، گلی بزن رو دویّومی، ساده بزن جاش، لاجورد به پاش...» و بعد دوباره می‌گوید: «اون قدیما نقشه‌خون آوازی، حواسش بود صداش خسته نشه. برای همین بعضیاشون فقط نقشه‌خونی می‌کردن و دست به دار نمی‌بردن.» گل‌بانو مرادی قالی می‌بافد و افسوس زبان بی‌صدای نقشه‌های قالی را می‌خورد. نقشه‌هایی که این روزها در بازارهای مختلف محلی تا اینترنتی به عنوان اجناس تاریخی و آنتیک با قیمت‌هایی گران داد و ستد می‌شوند. این را می‌توان در سایت‌های خرید و فروش آنلاین، جستجو کرد؛ یک تکه نقشه چوبی قالی، طرح گل‌افشان، دوره قاجار با قیمت توافقی. نقشه‌های قالی ویژه نقشه‌خوانی سنتی، غالبا بر تخته‌های چوبی چند تکه و نازک نقش می‌بستند.

کد خبر 1079536
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار گزارش

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha