همشهری آنلاین - گروه سیاسی: مهدی خرسند کارشناس سیاست خارجی آمریکا در یادداشتی درباره نسبت انتخابات کنست اسرائیل و کنگره آمریکا در روزهای ۵ و ۱۲ آبان با جنگ علیه ایران به همشهری آنلاین گفت:
آمریکا و رژیم صهیونیستی از ابتدای سال گذشته سناریویی را برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران دنبال کردند، اما تحولات میدانی جنگ و پیامدهای اقتصادی آن، معادلات را تغییر داد و این جنگ را به مسئلهای در سیاست داخلی آمریکا و انتخابات کنگره تبدیل کرد.
آمریکاییها به همراه رژیم صهیونیستی از ابتدای سال گذشته سناریویی را برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران پیاده کردند. بعدها نیز پیوستی به این سناریو اضافه شد و بحث تجزیه ۵ استان مرزی ایران هم در سناریوهای اعلامی و اعلانی آنها قرار گرفت. این مسئله بسیار مهمی بود؛ آمریکاییها به زعم خودشان میخواستند از این طریق یک دستاورد در دستگاه سیاست خارجی جمهوریخواه ارائه کنند و در انتخابات میاندورهای آمریکا، آن را بهعنوان دستاوردی برای معامله و مصالحه با مردم قرار دهند تا بتوانند انتخابات را پیروز شوند و جایگاه جمهوریخواهان را در کنگره حفظ کنند. این مسئله حتی میتوانست بر موقعیت آنها در انتخابات ریاستجمهوری دوره بعد نیز تاثیر بگذارد.
اما هرچه جلوتر رفتیم، مدیریت فضای جنگ از سوی جمهوری اسلامی ایران و تغییر معادلات میدانی نبرد، شرایط را تغییر داد. جمهوری اسلامی ایران با ابزارهای قدرتساز خود، از جمله تنگه هرمز، توانست معادلات را به نفع خود تغییر دهد. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی پس از جنگ ۴۰ روزه به این جمعبندی رسید که نمیتواند از طریق جنگ نظامی به هدف از بین بردن جمهوری اسلامی ایران دست پیدا کند.
جمهوری اسلامی ایران توانست از ابزارهای قدرت خودش استفاده کند. بستن تنگه هرمز، تحویل ندادن بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد و حرکت به سمت سیاست ابهام هستهای دستاوردهای بزرگی بودند که توانستند بر معادلات امنیتی و انرژی دنیا تاثیر بگذارند. معادلاتی که در جنگ شکل گرفت، بر بازار انرژی جهان تاثیر گذاشت و افزایش قیمت نفت، فشار سنگینی بر سیاست داخلی آمریکا وارد کرد. قیمت نفت به ۱۱۵ دلار رسید و رکورد آغاز جنگ روسیه و اوکراین نیز شکسته شد. این تحولات در آستانه انتخابات کنگره آمریکا اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه پیامدهای اقتصادی جنگ میتواند بر ارزیابی افکار عمومی از عملکرد دولت آمریکا تاثیر بگذارد.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران اقتدار خود را به دنیا نشان داد. این اقتدار صرفا به میدان نظامی محدود نمیشود، بلکه میتواند با استفاده از ابزارهای دیگر محور مقاومت نیز تقویت شود. به اعتقاد من، مدیریت هوشمند تنگه بابالمندب میتواند به ابزاری انحصاری برای محور مقاومت تبدیل شود و دامنه تاثیرگذاری آن را بر معادلات منطقهای افزایش دهد.
در واقع، آمریکاییها آمده بودند تا جمهوری اسلامی ایران را فروبپاشند و ایران بزرگ را تجزیه کنند، اما اکنون خودشان در منجلاب سیاسی داخلی گرفتار شدهاند. این وضعیت نشاندهنده قدرت جمهوری اسلامی ایران و توان تاثیرگذاری آن بر معادلات امنیتی، هم در سطح نظام بینالملل و هم در سیاست داخلی ایالات متحده آمریکاست.
نظر شما