همشهری آنلاین- فاطمه عباسی: پیوند زایندهرود با اصفهان، تمثیل روشنی از تن و جان است؛ وقتی آب در رگهایش جریان ندارد، شهر شبیه بیماری است که نشانههای حیاتش رنگ میبازد، خستگی بر سنگفرشهایش مینشیند و سکوتی رخوتانگیز زیر پایههای سیوسهپل و خواجو جا خوش میکند. شاید هیچچیز در اصفهان بهاندازه صدای جاریشدن آب در بستر زایندهرود، شهر را از خواب بیدار نکند. انگار شهر، با هربار باز شدن دریچههای سد، نفسی تازه میکشد و دوباره متولد میشود.
در سالهای اخیر، تقویم زیست شبانه اصفهان با تقویم گشودن دریچههای سد همگام شده است. باز شدن موقت آب، تنها یک رخداد هیدرولیکی نیست، بلکه رستاخیز جمعی شهری است که تشنگی را تاب نمیآورد. کافی است نخستین امواج زایندهرود خاک تشنه بستر را تر کنند؛ در یک چشمبرهمزدن، چراغهای حاشیه پلها روشنتر میشوند، عطر چای تازهدم و صدای آوازهای شبانه طاقنماها را پر میکند و هزاران نفر پیاده و سواره خود را به بستر آب میرسانند تا در روشنای شب، تجدید عهد یک شهر با زندگی را جشن بگیرند. اما این سرزندگی، اکنون مهمانی ناپایداری است که پایانش دلتنگی مداوم میآورد. ۱۸مهر، روز زایندهرود، مجالی است برای ورقزدن آلبوم تصویری این رودخانه تمدنساز؛ تماشای روایتی تصویری از روزگار پرخروش دیروز تا لبخندها و اشکهای نظارهگران امروز در کنار بستری که حیات نصفجهان به نفسهای آن بند است.






















نظر شما