همشهری آنلاین: جنگ را میتوان از پشت نقشهها و در میان آمار و خبرها روایت کرد؛ اما برای کودکی که در میانه آن زندگی میکند، جنگ پیش از هر چیز صدایی است که ناگهان بلند میشود، خیابانی است که چهرهاش تغییر میکند و دلواپسیای است که به عزیزان و دوستداشتنیهای کوچک او گره میخورد. ثبت تصویری این تجربه فقط بازگویی یک واقعه نیست؛ تلاشی است برای نگهداشتن ردّ عواطف و نگاه کودکانه در حافظه جمعی.

جنگ از نگاه کودک تهرانی
فیلم «پرواز» از همین زاویه به جنگ رمضان ۱۴۰۵ نزدیک میشود: از نگاه دختری هشتساله که جهان پرآشوب اطرافش را از خلال یک دلبستگی صمیمی میبیند.
اسرا سالها از کبوتر سفیدی به نام «برفی» نگهداری کرده است. وقتی نگران میشود صدای موشکها کبوتر را بترساند، با مادرش راهی محل تجمع کبوترها میشود تا او را آزاد کند. نقطه آغاز فیلم، دغدغهای ساده و انسانی است: اسرا نمیخواهد موجودی را که دوست دارد، بترساند. همین تصمیم، دریچهای به جهان عاطفی کودک میگشاید؛ جهانی که در آن همدلی با یک پرنده میتواند راهی برای فهم ترس، مراقبت و مسئولیت باشد.
اهمیت این انتخاب در آن است که کودک در فیلم صرفاً شاهدی کوچک در حاشیه رویدادها نیست. آنچه برای اسرا اهمیت دارد، مسیر خودش را دارد و تصمیمش از منطق عاطفی او پیروی میکند. فیلم از تماشاگر میخواهد جهان را نه از جایگاه کسی که همهچیز را میداند، بلکه از نگاه کودکی ببیند که در دل موقعیتی دشوار میکوشد از چیزی که دوستش دارد محافظت کند.

تولید و همبستگی در میانه جنگ
ساخت فیلم در میانه جنگ رمضان، بخشی از زمینه شکلگیری این اثر است. گروهی ۲۵ نفره از عوامل حرفهای سینما و تلویزیون برای خلق «پرواز» کنار هم قرار گرفتند. مجری طرح فیلم، شهرداری منطقه ۱۹ است. در شرایطی دشوار، همکاری و همراهی چنین گروهی نشان میدهد که آفرینش یک اثر سینمایی، افزون بر ایده و بازی، به تعهد جمعی و تلاش پیوسته نیاز دارد.
حمایت از فیلمهایی با مضمون جنگ رمضان میتواند به دیدهشدن بخشهایی از این تجربه کمک کند که کمتر در روایتهای روزمره بازتاب مییابند؛ از احساسات کودکان و تغییر زندگی خانوادهها گرفته تا تلاش کسانی که در همان روزها برای ادامه کار و زندگی شهر میکوشند. سینما با ثبت این جزئیات، امکان میدهد مخاطبان با وجوهی انسانیتر و کمتر دیدهشده از جنگ روبهرو شوند؛ وجوهی که شاید در میان تیترهای خبری و تصویرهای کلی گم شوند.
جریانِ زندگی در سایه بحران
در «پرواز»، خیابانهای شلوغ و حضور پاکبانهایی که با وجود شرایط جنگی به کار خود ادامه میدهند، یادآور آن است که زندگی روزمره در دل بحران یکباره متوقف نمیشود. شهر همچنان به مراقبت نیاز دارد و آدمهایی هستند که برای حفظ نظم و پاکیزگی آن تلاش میکنند. این جزئیات، جنگ را فقط در لحظهها پرتنش خلاصه نمیکنند؛ بلکه آن را در نسبت با زندگی جاری مردم و کوشش آنان برای حفظ شهر نشان میدهند.
روایت جنگ از نگاه کودکان، اگر با دقت و پرهیز از شعار همراه باشد، میتواند به بخشهایی از تجربهی انسانی نزدیک شود که در روایتهای رسمی کمتر دیده میشوند. کودک شاید معنای تصمیمهای سیاسی و نظامی را نداند، اما صداها، تغییر رفتار بزرگترها و نگرانی مادر را با تمام وجود حس میکند.
ظرافتهای هنری و نگاه مؤلف
بازی تأثیرگذار اسرا علیاکبرزاده در نقش اسرا، از نقاط قوت فیلم است. او با ظرافت، معصومیت و نگرانیهای کودکانهی شخصیت را به تماشاگر منتقل میکند و اجازه میدهد احساسات اسرا از رفتار و واکنشهایش شکل بگیرند. زهره صادقیان نیز در نقش مادر، تصویری باورپذیر از همراهی و دلواپسی میسازد.
«پرواز» هشتمین اثر اجتماعی مهدی اکبرزاده، فیلمساز مستقل، کاندیدای حضور در جشنوارههای فیلم کوتاه و جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان است؛ مسیری که میتواند روایت این فیلم از تجربهی جنگ، کودکی و دلبستگی را به مخاطبان بیشتری برساند.
نظر شما