همشهری آنلاین: گلایه احمد امید، (احمت اومیت) نویسنده ترکیهای، بهخاطر اقتباس بیاجازه محمدحسین مهدویان در سریال «کلاغ» موضوع کپیرایت را داغ کرده است. برخی رسانهها هم از شکایت نویسنده ترک خبر دادهاند؛ چیزی که اگر هم حقیقت داشته باشد بعید است به نتیجه برسد، چون ایران در کنوانسیون کپیرایت جهانی عضویت ندارد. البته مواردی بوده که استفاده از منابع خارجی برای سینماگران ایرانی دردسر آفریده ولی همه آنها در عرضه جهانی این آثار رخ داده و برای نمایش در داخل کشور، هیچ محدودیتی در اقتباس از منابع خارجی وجود ندارد؛ هرچند به لحاظ اخلاقی این نوع اقتباس بیاجازه را نمیتوان تأیید کرد.
سالها پیش وقتی مسعود کیمیایی تصمیم به اقتباس از داستان کوتاه «مزاحم» نوشته خورخه لوئیس بورخس گرفت، از طریق کانون سینماگران پیشرو ورثه بورخس را در پاریس یافت و از آنها اجازه اقتباس از داستان «مزاحم» را دریافت کرد. کاری که نزدیک به نیمقرن پیش توسط سینماگری ایرانی انجام شده بعید بوده که سازندگان سریال «کلاغ» قادر به انجامش نبوده باشند. نکته اینجاست که براساس سنت رایج در صنعت فیلمسازی در ایران، اساسا نیازی به این کار حس نشده است. ماجرای کپیرایت فقط در پخش جهانی میتواند تبعات حقوقی داشته باشد و سریال «کلاغ» هم اساسا محصولی است که برای مصرف داخلی تولید شده است.
از «مه و شب» تا «کلاغ»
رمان «مه و شب» ماجرای مأموری امنیتی را روایت میکند که بهدنبال یافتن دختر مورد علاقهاش است؛ دختری که بهناگاه ناپدید شده و جستوجوی مأمور امنیتی برای معشوق گمشده باعث میشود که او نسبت به گذشته، هویت و نظام ارزشی مطلوبش دچار تردیدهای جدی شود و خانواده و زندگی شخصیاش هم تحتالشعاع این موضوع قرار گیرد. در سریال «کلاغ» مهدویان همین دستمایه را به دهه ۵۰ آورده و جلال (هادی حجازیفر) در نقش مأمور ساواک بهدنبال معشوق گمشدهاش، سایه (نیکآفرید سماواتی) میگردد.

چرا سینماگران ایرانی نگران کپیرایت نیستند؟
قوانین کپی رایت جهانی براساس کنوانسیون برن شامل کشورهایی میشود که به این پیمان پیوستهاند. براساس پیمان برن، از اثر یک پدیدآورنده در تمامی کشورهای عضو این پیمان محافظت میشود. برای تحقق این حمایت شرایط روبهرو باید رعایت شود: این پدیدآورنده باید یا تابعیت یکی از کشورهای عضو کنوانسیون را داشته باشد یا اثر خود را برای نخستینبار در یک کشور عضو منتشر کند یا اینکه اقامتگاه او در یکی از این کشورهای عضو باشد.کنوانسیون برن در طول سالها چندینبار مورد تجدیدنظر و سال ۱۹۶۷ اداره آن برعهده سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) قرار گرفته است. ایران ازجمله کشورهایی است که هنوز به عضویت این کنوانسیون درنیامده، بنابراین عدمرعایت کپیرایت اثر یک پدیدآورنده ایرانی در خارج از کشور ضمانت اجرایی ندارد. به همین دلیل است که هنرمندان ایرانی نگران رعایت کپیرایت جهانی نیستند و از همه منابع خارجی موجود با خیال راحت بهره میگیرند.

شکایت وکلای سالینجر از مهرجویی
داریوش مهرجــویـی سال ۱۳۷۳ فیلم «پری» را با اقتباس از داستان «فرنی و زویی» و «یک روز خوش برای موزماهی» نوشته جی. دی. سالینجر ساخت؛ فیلمی که نخستینبار در سیزدهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و مورد توجه داوران و منتقدان قرار گرفت. فیلم در اکران عمومیاش هم در سال۱۳۷۴ به شکل جالبتوجهی توانست طیفی از علاقهمندان جوان سینما را جذب کند. با این پیشینه «پری» در چند جشنواره جهانی پذیرفته شد؛ ازجمله در هفته فیلمهای ایرانی در نیویورک و دردسرها از همین نقطه آغاز شد. سالها بعد مهرجویی ماجرا را اینگونه روایت کرد: «قرار بود فیلم «پری» اکران جهانی شود.
در یک برنامه اکران ۱۰ فیلم در نیویورک، فیلم «پری» هم اکران شد. روزنامهها هم درباره فیلم و ارتباطش با داستانهای سالینجر نوشتند و یادم میآید روزنامه «نیویورک تایمز» هم مقاله مفصلی درباره من و اقتباس فیلمم از سالینجر نوشت. وکلای سالینجر هم متوجه شدند و اعتراضها شروع شد. حتی میگفتند که فیلم را باید سوزاند، چون بدون اجازه ساخته شده است.»

دردسر استفاده از موسیقی گروه پینکفلوید
تقریبا در همان سالهایی که نمایش «پری» در آمریکا دردسرآفرین شد، نمایش «زیر درختان زیتون» عباس کیارستمی هم در کن حاشیه آفرید. کیارستمی ابتدای فیلمش از موسیقی گروه پینکفلوید استفاده کرده بود. موسیقی «تایم» که سالها در ابتدای برنامه رادیویی «تقویم تاریخ» پخش میشد و منطق روایی مورد نظر کیارستمی هم تداعی این برنامه رادیویی بود اما همین استفاده کوتاه و مختصر هم دردسر آفرید و کیارستمی ناچار شد موسیقی ابتدای فیلمش را برای اکران جهانی تغییر دهد.
نظر شما