اکسیر داستان یک عطرساز سنتی است که یک اتفاق غیرمنتظره، زندگی او و خانوادهاش را وارد مسیری تازه میکند و از این رهگذر و با قصهای طنزآمیز به فاصله میان نسلها، میل به جوان ماندن و ارزش زمان میپردازد. در این گفت وگو احمد درویشعلی پور از ساخت این سریال و حضور داریوش فرضیایی میگوید:
درباره ایده ساخت این سریال بگویید. چیزی که میخواهد ارزش زمان را مطرح کند.
این طرح و ایده از سمت محمد درویشعلیپور نویسنده این کار و برادرم مطرح شد. در طرح اولیهاش افرادی بودند که سوداگری میکردند و از وقت و زمان بچهها اکسیری به دست میآوردند که همان اکسیر جوانی بود. در طول تاریخ به دغدغه میل به جوانی و ارزش عمر بسیار اشاره شده است. ضربالمثل رایجی هم داریم که میگوید وقت طلاست. حالا طلا به عنوان یک عنصر بسیار گرانبها. ولی در این سریال ارزشی که ما برای وقت و زمان طرح میکنیم، حتی بیشتر از طلاست. عمر و زمان فقط برای بچهها اهمیت ندارد. در طیفها و نسلهای مختلف میتوانید این دغدغه را ببینید. در گذشته هم بوده الان هم هست و در آینده هم خواهد بود. به طور کلی بشر از قدیم میل به جاودانگی داشته است، ولی ما که یک گروه هستیم تحت عنوان گروه عمو پورنگ و سالیان سال است که داریم برای بچهها کار میکنیم، نمیتوانیم مثلاً نقش اول را به داریوش فرضیایی بسپاریم و مخاطب کودک و نوجوان را نادیده بگیریم.
بیشتر سعی کردید که برای کودکان جذاب باشد یا چیزهایی هم باشد که برای بزرگترها جذابیت داشته باشد؟
موفقیت سریال اصلا به همین خاطر است که همه گروههای سنی را در نظر گرفته است. قصد داشتیم این کار را در عید نوروز و در باکس شبانه پخش کنیم، اما به دلیل جنگ به تعویق افتاد. در باکس شبانه بزرگترها هم پای گیرندهها هستند و دوست دارند سریال مخصوص خودشان را ببینند. سعی ما این بود که همه اعضای خانواده را در نظر بگیریم. به همین دلیل هم جذابیتهایی را برای بزرگترها در نظر گرفتیم و هم مطالب و نکات آموزنده را برای بچهها مطرح کردیم.
شما سالهاست برای کودکان کار کردهاید. اصولاً سختی کار برای کودکان و ویژگیهای آن در این سالهایی که کار کردهاید از نظر خودتان چیست؟
وقتی ما میگوییم مخاطبمان کودک و نوجوان است، خودمان در واقع تصمیم گرفتهایم بازارمان را کوچکتر کنیم. این باعث میشود برای تأمین بودجه و اعتبار دچار مشکل شویم. چون از قبل داریم اعلام میکنیم که محدودیتی برای مخاطب خودمان لحاظ کردهایم. این مهمترین چالش برای کار بچههاست. چون برای گرفتن حمایت، کار خیلی سخت میشود. اما ویژگیهایش همان است که همگان میدانند. کار کودک باید پر از رنگ جذابیتهای دیداری باشد و ریتم مناسب داشته باشد. ضمن اینکه بچههای امروز با بچههای دهه ۶۰ و ۷۰ خیلی متفاوتند. اصلا پیرنگ اصلی قصه ما در واقع وضعیت بچههای امروز است. یعنی استفاده بیش از حد و بطالت وقت پای دستگاههایی مثل تبلت و گوشی موبایل. برای همین بچه امروزی وقتی این سریال را ببیند، متوجه میشود مسئلهاش در این سریال مطرح شده است. این را هم بگویم که ما اصلا با بازی کردن مخالفتی نداریم. چیزی که ما داریم مطرح و آسیبشناسی میکنیم بیش از اندازه بازی کردن و اتلاف وقت و عمر است.

حضور داریوش فرضیایی در این کار با آنچه که پیش از این از او دیدهایم دست کم در سن شخصیتی که بازی میکند، متفاوت است.
ما قبلا هم این کار را در برنامهها کردهایم. به خاطر همین است که این برند با گذشت سالیان هنوز کارکرد دارد و قابل قبول است و مورد استقبال قرار میگیرد. شما وقتی حرف تازهای نداشته باشید به تکرار میافتید و این باعث میشود کمکم دیگر مورد استقبال قرار نگیرید. در این کار هم عموپورنگ را برای اولین بار در سن بالاتر میبینیم. خود داریوش فرضی یک برند بین نسلی است. چون بچههایی که در اواخر دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ مخاطب اصلی برنامههایش بودند، الان جزو والدینی هستند که صاحب فرزندند و خاطرات شیرین کودکیشان را در کنار بچههایشان دوباره تجربه میکنند و حرف تازهای هم میشوند. طیفهای مختلف جامعه ما بسیار درگیر این هستند که با جوانسازی پوست و جراحی و استفاده از کرمهای مختلف و حتی سبک زندگی سالم جوان بمانند. برای این کار هم هزینههای هنگفت میکنند. به همین علت موضوع سریال میتواند برای این نسلها جذابیت داشته باشد. در برنامهسازی اگر بخواهید در یک سیکل تکراری بیفتید کمکم مخاطب را از دست میدهید. بنابراین ما سعی بر این داریم اگر حرف تازهای داریم محصولی تولید کنیم.
برای همین هم هست که از تغییر چهره داریوش فرضیایی نترسید.
البته خب چالش به هر حال وجود دارد. هر کار هنری امکان دارد مورد استقبال قرار نگیرد. ولی در مورد اکسیر جواب داد و مردم خیلی دوستش دارند.
بازخوردها چیست؟ چه چیزهایی به گوشتان میرسد؟
با توجه به اینکه آقای حامد وکیلی و آقای فرضیایی را در کار داریم، خیلی مورد اقبال گرفته است. رابطه آنها، نوع کمدی و شوخیهایی که وجود دارد هم در فضای مجازی و حقیقی بازخورد داشته است
نویسنده کار برادرتان است. کسی که خیلی به او نزدیکید. این چه ویژگیهایی برایتان داشت؟
ما تجربه کار مشترک داریم. ارتباط و صمیمیتی که بین ماست میتواند برای یک حرف تازه و ایدههای خلاقانه راهگشا باشد. قبل از این که کار نوشته شود، به اجرایش فکر شده است. چون دائم با هم در تماسیم و راجع به آن گفتوگو میکنیم. این باعث میشود در اجرا کمتر دچار مشکل شویم. او سر صحنه هم حضور دارد و اگر در لحظه احساس کنیم چیزی باید تغییر کند، حتما باید مشورت کنیم.
نظر شما