همشهری آنلاین - حوادث: رسیدگی به این پرونده از چندی قبل با شکایت پسری جوان در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. وی به کارآگاهان گفت: لپتاپ تخصصیام را که بیش از ۱۵۰ میلیون تومان ارزش داشت، در سایت دیوار آگهی کرده بودم. ساعتی بعد مردی تماس گرفت و با پیشنهاد قیمتی وسوسهانگیز ادعا کرد به دلیل مشغله زیاد نمیتواند برای معامله بیاید و حاضر است کرایه رفتوآمد مرا تماموکمال پرداخت کند تا کالا را به آدرسی در یکی از محلههای خلوت جنوب شهر ببرم. او مبلغ دو میلیون تومان بیعانه واریز کرد و من وقتی به آدرس اعلامشده رسیدم، دو مرد جوان با خودرویی که پلاک آن مخدوش شده بود منتظرم بودند. به محض اینکه برای تحویل لپتاپ جلو رفتم، یکی از آنها پیاده شد و با تهدید چاقو و قمه مرا بهزور به داخل ماشین کشید. آنها درحالیکه چاقو را زیر گلویم گذاشته و مرا به قتل تهدید می کردند، دست و پایم را با چسب بستند. حدود نیم ساعت مرا در خیابانهای فرعی چرخاندند و در نهایت پس از سرقت لپتاپ و گوشی همراهم، مرا در محلی تاریک و بیابانی به بیرون پرتاب کردند و گریختند.
کارتهای معتادان کارتنخواب
با اعلام این شکایت، تیمی از ماموران پلیس آگاهی تهران وارد عمل شدند. در جریان بررسیها مشخص شد شکایات مشابه دیگری نیز ثبت شده و زورگیران خشن، اقلام باارزشی چون لپتاپ، تبلت، گوشی موبایل، پی اس ۵ و ... را با تهدید سلاح سرد و گروگان گرفتن فروشندگان سرقت کردهاند؛ در مواردی آنها طعمههایشان را تا آستانه خفگی و آسیبهای شدید جسمی پیش برده بودند و به گفته شاکیان، در هنگام این سرقتها ظاهرا در حالت عادی و طبیعی نبودند.
بررسی های اولیه نشان داد متهمان برای انتقال وجه، از کارت های عابربانکی که متعلق به افراد بیخانمان و معتادان کارتنخواب بوده، استفاده کرده اند تا هیچ سرنخی از هویت واقعیشان ثبت نشود.
شکار توسط مالباخته
در حالی که تحقیقات در این پرونده ادامه داشت، آخرین مالباخته سرنخ مهمی از سارقان به دست پلیس داد. او به ماموران گفت: وقتی به دام زورگیران افتادم، چهره یکی از آنها به نظرم آشنا آمد. ۴۸ ساعت تمام نخوابیدم وفکر کردم که او را کجا دیده ام. در نهایت یادم آمد که او بچه محل قدیمی ما بوده است. برای اینکه مطمئن شوم راهی محله قدیمی مان شدم و تقریبا ۱۲ ساعت منتظر ماندم تا اینکه او را دیدم. تعقیبش کردم وپس از شناسایی محل زندگیش، راهی اداره پلیس شدم.
با این سرنخ، ماموران در عملیاتی ضربتی و غافلگیرانه وارد مخفیگاه سارق شدند و او را به همراه همدستش که همخانه اش بود، دستگیر کردند. در بازرسی از محل اختفای آنها، تعدادی از کالاهای مسروقه کشف شد و تحقیقات از متهمان توسط ماموران اداره آگاهی تهران ادامه دارد.
به سبک فیلم آمریکایی
متهم اصلی پرونده جوانی ۲۴ ساله است. هیچگونه سابقه کیفری ندارد و در حالی که گریه میکند، از شبی میگوید که توهم گل و تاثیر فیلمهای هالیوودی زندگیاش را به نابودی کشاند.
چه شد که وارد این بازی خطرناک شدی؟
به جان مادرم من و دوستم در خانوادههای آبرومند بزرگ شدیم و حتی یک دعوای خیابانی ساده هم در پروندهمان نداشتیم. همه چیز از رفاقت و شبنشینیهای دوستانه شروع شد. چند ماه قبل تفریحی شروع به کشیدن گل کردیم. کمکم وابستگیمان زیاد شد و بعد از مدتی برای خرید مواد و تفریحاتمان بیپول شدیم و به بنبست رسیدیم. در این شرایط بود که نقشه زورگیری کشیدیم.
ایده شکار فروشندگان و ربودن آنها از کجا آمد؟
یک شب بعد از مصرف گل، یک فیلم هالیوودی تماشا کردیم. در فیلم، گانگسترها خیلی شیک و سریع نقشههای آدمربایی و سرقت را اجرا میکردند و کلی پول به جیب میزدند. دوستم گفت ما هم میتوانیم مثل آنها پولدار شویم و همانجا سناریوی سرقت را روی کاغذ کشیدیم.
از جزییات نقشه ای که کشیدید، بگو؟
ابتدا تصمیم گرفتیم سایت دیوار را انتخاب کنیم. سپس به سراغ افرادی می رفتیم که وسایل باارزشی مثل کالاهای دیجیتال را آگهی داده بودند. طعمهها را با پیشنهاد پرداخت پول بیشتر وسوسه میکردیم و به جایی خلوت میکشاندیم و نقشه را اجرا میکردیم.
چرا بعضیها را شکنجه کرده بودید؟
میخواستیم به سبک همان فیلم باشد. طعمهها از ترس قالب تهی کنند تا جرات مقاومت یا فریاد زدن پیدا نکنند.
میدانستی جرمتان، آدم ربایی بوده و مجازات آن بسیار سنگین است؟
(سرش را پایین میاندازد و گریه میکند) نه به خدا، اصلا فکرش را هم نمیکردیم. ما خیال میکردیم این کار فقط یک زورگیری ساده است. ما تحت تاثیر مواد بودیم و از قوانین هیچی نمیدانستیم.
با اموال سرقتی چه میکردید؟
به یک مالخر میفروختیم و پولش را خرج خوشگذرانی و مواد میکردیم.
نظر شما