به گزارش همشهری آنلاین؛ اخیراً یکی از کارشناسان مسائل آمریکا با انتشار مطلبی در شبکه ایکس مدعی شده علت حمله اتمی آمریکا به هیروشیما و ناکازاکی، عملیات پیشدستانهی ژاپن علیه پایگاه دریایی آمریکا موسوم به «پرل هاربر» در نزدیکی ایالت هاوایی در دسامبر سال ۱۹۴۱ بوده است.
فارغ از اعتبارسنجی نسبت مزبور ، این کارشناس با انتشار این -به اصطلاح- فاکت تاریخی شاید به نحوی خواسته به رویکرد تازهی فرماندهان نظامی ایران در تغییر دکترین نظامی کشور از «پدافند» به «آفند پیشدستانه» خرده بگیرد و آن را پیشاپیش بیهوده و محتوم به شکست جلوه دهد.
به نظر میرسد این تحلیلگر درصدد بوده ابراز بدارد که پیشدستی در ضربهواردنآوردن به منافع آمریکاییها -که در اصول دینی از آن به جهاد ابتدایی یاد میشود- سودی به حال ما نخواهد داشت و صرفاً واشینگتن را در ضربات بعدیاش جریتر میسازد. زاویه دید این کارشناس از زوایایی قابل نقد است:
۱- اولین نقد مربوط به روششناسی اوست. شیوهی تحلیل این کارشناس آشکارا مبتنی بر زمانپریشی (آناکرونیسم) است. بر این اساس او رخدادن یک واقعه در هشتاد سال قبل ذیل مناسبات بینالمللیِ بهکلی متفاوت را مبنایی برای تحلیل شرایط کنونی قرار میدهد. این شیوه تحلیل یعنی نفهمیدن مختصاتِ دو وضعیتِ غریب و بدتر، کوشش جهت تطبیق آن دو وضعیت.
۲- ایراد دوم، همراهی ناخواستهی این کارشناس با احتمالِ حملهی اتمیِ آمریکا به ایران است که مدتی میشود رسانههای ضد ایرانی در حال دمیدن در نفیر آنند. این غفلت بدیهی است با اصل میهندوستی تنافر داشته باشد.
۳- ایراد سوم -که ناشی از عیب روششناسی است- آن است که نامبرده نقش سایر بازیگران را نادیده میگیرد. در موقعیتی که آمریکا تصمیمش برای حمله به ژاپن را عملیاتی ساخت، هیچ کشوری در دنیا یارای مقابله با آمریکا را نداشت. یانکی، یکه و یگانه بر ویرانهی جنگ ایستاده بود و میتوانست روندها را هر طور میخواهد مهندسی و اجرا نماید.
جنگ پُر عسرت دوم، هم قدرتهای استعماری کلاسیک نظیر انگلیس و روسیه را تضعیف نمود و هم نهایتاً پای رژیمهای فاشیستیِ نوظهور چون آلمان و ایتالیا را به موزهها باز کرد. در میانه این بغرنجی و خلأ قدرت، آمریکا ناگهان -ضمن بمباران ژاپن- در جمع مستان درآمد و با کوبیدن قمه وسط میز بازی، رجز خواند و طلب زورآزمایی کرد. شوربختانه اما کسی نبود که با آقای تازهی جهان، مچش را بیازماید. پس همه کنار کشیدند.
وضعیت کنونی اما با هشتاد سال قبل تفاوت بنیادین دارد. آمریکا نه یگانه قدرت مسلط بر معادلات است و نه البته تنها کشور صاحب بمب اتم. اگر آمریکا دست از پا خطا کند ، تصور اینکه چین و روسیه به گوشهای بخزند و عافیتطلبانه دست به ماشه نبرند و واکنشِ همسطح علیه منافع آمریکا و متحدینش بروز ندهند، سخت خواهد بود.
۴- و اما ایراد چهارم، نادیدهانگاشتن اهمیت ابزار تنگه هرمز است. ایران با شل یا سفتکردن پیچ تنگه، نوسانات بازارهای انرژی و نبض اقتصاد آمریکا را به نوعی در دست دارد؛ مشابه چنین اهرم راهبردیای در دست ژاپن و کشورهای محور نبود و نمیتوانستند با گروگانگرفتن اقتصاد ، آمریکا را در پیشبرد اهداف امپریالیستیاش دست به عصا سازند. در نتیجه ژاپن به راحتی بلعیده شد.
نظر شما