همشهری آنلاین، شقایق عرفی نژاد: هر سریال جدیدی از مهران مدیری چه از شبکه نمایش خانگی و چه از تلویزیون کنجکاوی برانگیز است. مدیری نامی است که دست کم نمیتوان از دیدن قسمت اول سریالش گذشت. دوستداران او در سالهای اخیر با تجربهای که از کارهای دهههای گذشته اش دارند، سریالش را در اولین قسمتش تماشا کردهاند و هر بار ناامید برگشتهاند. «شش ماهه» او که دی ماه گذشته از تلویزیون پخش شد و بازگشت مدیری به تلویزیون بعد از چندین سال به حساب میآمد، آنچنان ناامیدکننده بود که کمتر کسی را میتوان سراغ گرفت که تا آخرین قسمتش آن را دیده باشد. او پیش تر هم سریال «قهوه پدری» را برای شبکه نمایش خانگی ساخته بود که یک شکست تمامعیار بود.
با این پیشینه او حالا با مرد سه هزار چهره و شخصیت مسعود شصتچی به تلویزیون برگشته که اولین قسمتش جمعه روی آنتن رفت. فصلهای پیشین این سریال سال ۸۷ و ۸۸ پخش شد و بسیار موفق بود. مدیری در نقش مسعود شصتچی شخصیت تازهای با ویژگیهای خاص حرف زدن و راه رفتن خلق کرده بود که هم بامزه بود و هم دوستداشتنی. ضمن این که موقعیتهایی که برایش پیش میآمد و مجبور میشد و نقش شخص دیگری را بازی کند، کاملا باورپذیر مینمود. مرد دوهزارچهره هم بعد از موفقیت مردهزارچهره ساخته شد و باز هم مهران مدیری موفق شد سریال محبوب دیگری برای تماشاگران آن زمانش بسازد. حالا اما مدیری کار سخت تری در پیش دارد. از سمت مخاطب عام تلویزیون نه کار او با سریالهای مشابه ایرانی و خارجی مقایسه میشود و نه خودش با کارگردانهای دیگر. او با خودش مقایسه میشود و این مقایسه همیشه بیرحمانه است و مدیریِ این سالها ظاهرا نتوانسته پیروز این داوری باشد.
قسمت اول و میخی که محکم کوبیده نشد
قسمت اول هرسریال طبیعی است که باید معرفی برای شخصیتها و آشنایی تماشاگر با آنها و مقدمه ای برای ادامه داستان باشد، اما در عین حال باید به عنوان میخ اول آنقدر محکم باشد که بیننده را به دیدن ادامه سریال متمایل کند. شوخیهای قدیمی مدیری و حتی اشارهها و بازگشت به صحنههای فصلهای قبلی چنین کاری برای سریال انجام نمیدهد.
علاوه بر این گاه سکانسهای گاه طولانی سریال تماشاگر را خسته میکند. با این که سعی شده در این سریال اتفاقات روز گنجانده شوند تا به روز باشد، مثل شوخی با برنامه «کتاب باز» سروش صحت که در همین قسمت اول دیدیم و وارد شدن مسعود شصتچی به مذاکرات هستهای که در آینده خواهیم دید، اما همچنان سریال با ترفندها و شوخیهای قدیمی مدیری پیش میرود.
با همه اینها قضاوت در باره سریال با اتکا به یک قسمت آن امکانپذیر نیست. ممکن است در قسمتهای بعدی سریال نکتهها و لحظههای خوبی باشد که باز هم تماشاگران قدیمیکارهای مدیری را جذب کند. اما به هر حال او کار سختی در پیش دارد. چرا که تماشاگر این روزها تماشاگر دهه هشتاد نیست و با وجود دشواریهای بسیار، دیگر به سادگی به هر چیزی نمیخندد.
منتقدان چه میگویند؟
سحر صادقی در مجله اینترنتی اطلاع رسانی و ترندهای روز نوشته: «همه شوخیها به یک اندازه موفق نیستند و در برخی لحظات، به جای اینکه طنز از دل موقعیت بیرون بیاید، زبان کمدی آثار قدیمیمدیری دوباره تکرار میشود. اینجا مرزی وجود دارد که «مرد سه هزار چهره» باید مراقب آن باشد؛ مرز بین نوستالژی لذتبخش و تکرار فرمولی که دیگر تازگی ندارد.»
نیلا شهری در شهرآرانیوز معتقد است: «یکی از موفقیتهای قسمت نخست، معرفی سریع و نسبتاً دقیق جهان داستانی است. راننده، کارمندان، خود مسعود شصتچی و حتی همسر او، هر کدام در ساخت این جهان نقش دارند و سریال زمان زیادی را صرف معرفی شخصیتها و موقعیتهای فرعی نمیکند...البته نمیتوان انکار کرد که هیچکدام از قسمتهای جدید نمیتوانند بهسادگی جای تجربههای قبلی این مجموعه را بگیرند.»
نظر شما