همشهری آنلاین - گروه سیاسی: نشریه آمریکایی «فارن افرز» در تحلیلی به قلم ست گ. جونز رئیس بخش دفاع و امنیت موسسه مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) هشدار میدهد که آمریکا دیگر نمیتواند مانند گذشته به فاصله جغرافیایی و اقیانوسها بهعنوان یک «خندق دفاعی» در برابر تهدیدهای خارجی تکیه کند. نویسنده با بررسی تهدیدهای فزاینده علیه زیرساختها و مراکز حیاتی آمریکا، استدلال میکند که گسترش توانمندیهای موشکی، پهپادی و سایبری رقبای واشنگتن، مفهوم مصونیت سرزمین اصلی آمریکا را بیش از گذشته به چالش کشیده است.
متن این مقاله را میخوانید:
ایالات متحده در میان مزیتهای متعدد خود از نوعی بخت جغرافیایی کمنظیر برخوردار است: این کشور در شرق و غرب به ۲ خندق طبیعی عظیم، یعنی اقیانوسهای اطلس و آرام، محدود شده و در شمال و جنوب تنها ۲ همسایه دارد که هر ۲ نسبتا دوست هستند. افزون بر این، ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون از زرادخانه هستهای قدرتمند و توان نظامی، اقتصادی و فناورانهای بیرقیب برخوردار بوده است. با وجود حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، ترکیب جغرافیا، بازدارندگی و قدرت باعث شده است بسیاری از آمریکاییها در داخل کشور تقریبا خود را دستنیافتنی تصور کنند. بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۲۴ شورای امور جهانی شیکاگو، تنها ۱۹ درصد از افراد شرکتکننده نسبت به تهدیدهای خارجی ابراز نگرانی کرده بودند.
زمان آن رسیده است که آمریکاییها در این برداشتهای خود تجدیدنظر کنند. در واقع، سرزمین اصلی آمریکا هیچگاه تا این اندازه در برابر حمله آسیبپذیر نبوده است. چین، روسیه و کره شمالی در حال تقویت توانمندیهای متعارف و هستهای خود برای حمله به ایالات متحده از حوزههای مختلف هستند؛ در حالی که دفاع آمریکا همگام با این روند پیش نرفته است. تحول عمده در فناوری و تاکتیکها نیز تهدید خرابکاری و حملات منطقه خاکستری را افزایش داده است: پهپادهای بازیگران دولتی و غیردولتی اکنون میتوانند تقریبا هر هدفی را در خاک آمریکا مورد حمله قرار دهند و دشمنانی مانند چین میتوانند با استفاده از عملیات سایبری تهاجمی مبتنی بر هوش مصنوعی، زیرساختهای حیاتی را تخریب یا مختل کنند.
ایالات متحده آماده نیست. سامانههای دفاع هوایی و موشکی این کشور نفوذپذیر هستند. قوانین و سیاستهای پیچیده و قدیمی داخلی، هماهنگی و اختیارات لازم برای مقابله با حملات پهپادی را محدود کردهاند. همچنین زیرساختهای انرژی، آب، مالی، بهداشت و سایر زیرساختهای حیاتی در برابر حملات سایبری پیشرفته آسیبپذیر باقی ماندهاند. در برابر این تهدیدهای جدید، نهادهای فدرال، ایالتی و محلی آمریکا غافلگیر شدهاند. حملات ۱۱ سپتامبر نیز تا حدی نتیجه ناتوانی سیاستگذاران در درک تغییر جهان و به اشتراک گذاشتن اطلاعات میان نهادهای دولتی بود؛ اطلاعاتی که میتوانست از کشور محافظت کند. اگر ساختار امنیت داخلی آمریکا بهطور اساسی اصلاح نشود، واشنگتن در معرض خطر تکرار همین اشتباه قرار خواهد گرفت.
موشکها بر فراز خندق
اقدامات امنیتی که پس از ۱۱ سپتامبر اتخاذ شدند، عمدتا برای محافظت از سرزمین اصلی آمریکا در برابر تروریسم طراحی شده بودند. قانون میهنپرستی آمریکا و قوانین پس از آن به نهادهای آمریکایی اجازه دادند اطلاعات بیشتری را در داخل و خارج از کشور جمعآوری کنند. وزارت امنیت داخلی، دفتر مدیر اطلاعات ملی، مرکز ملی مقابله با تروریسم و کارگروههای مشترک مقابله با تروریسم ایجاد یا تقویت شدند تا اشتراک اطلاعات درباره تروریسم و سایر تهدیدها بهبود یابد. افبیآی نیز تعداد کارگروههای مشترک مقابله با تروریسم را در سراسر کشور به میزان قابل توجهی افزایش داد، با نیروهای انتظامی ایالتی و محلی هماهنگ شد و عملیات مبتنی بر اطلاعات را برای شناسایی و بازداشت تروریستها انجام داد.
این اقدامات در آن زمان مفید بودند؛ زیرا تروریسم بزرگترین تهدید علیه سرزمین اصلی آمریکا محسوب میشد. این اقدامات همچنین در جلوگیری از اکثریت قریب به اتفاق طرحهای تروریستی در داخل کشور موفق بودند. اما امروز برخی از بزرگترین تهدیدها علیه ایالات متحده از سوی بازیگران دولتی نشhت میگیرند. چین، روسیه و کره شمالی همگی دارای موشکهای بالستیک قارهپیما هستند که قادرند سرزمین اصلی آمریکا را هدف قرار دهند و هر ۳ کشور نیز با انجام آزمایشها و رزمایشها نشان دادهاند که توان استفاده از این موشکها را دارند.
نتایج جنگ ایران برای آمریکا
جنگهای ایران و اوکراین نشان میدهند که برخورداری از زرادخانه هستهای، حتی زرادخانهای به بزرگی زرادخانه آمریکا، دیگر مانند گذشته مانع حملات متعارف به سرزمین اصلی کشور نمیشود. ایران و شبکه نیروهای نیابتی آن دهها هزار راکت، موشک و پهپاد را به سوی مراکز پرجمعیت در اسرائیل شلیک کردهاند. اوکراین نیز با موفقیت شهرهای روسیه، زیرساختهای انرژی، مراکز صنعتی، گرههای لجستیکی و پایگاههای نظامی این کشور را هدف قرار داده، بدون آنکه با واکنش هستهای کرملین مواجه شود. سامانههای پیشرفته دفاع هوایی و موشکی اسرائیل و روسیه نیز برای متوقف کردن این حملات پهپادی و موشکی با دشواری مواجه شدهاند.
در صورت وقوع یک حمله متعارف به خاک آمریکا، سامانههای دفاع هوایی و موشکی این کشور نیز ممکن است با چنین مشکلی مواجه شوند. آمریکا تعداد کافی سامانه دفاع هوایی و موشک رهگیر برای محافظت در برابر موشکهای بالستیک در اختیار ندارد. جنگ با ایران ذخیره جهانی موشکهای رهگیر تاد (THAAD) ارتش آمریکا را تا ۸۰ درصد و ذخیره موشکهای رهگیر پاتریوت را تا ۵۰ درصد کاهش داده است.
افزون بر این، دفاع از سرزمین اصلی در برابر موشکهای کروز همچنان نفوذپذیر است. دفاع در برابر موشکهای کروز دشوار است. این موشکها برای باقی ماندن در ارتفاعی پایینتر از پوشش رادارهای متعارف، در ارتفاع نزدیک به سطح زمین پرواز میکنند و از کوهها، درهها و تپهها برای پنهان شدن از حسگرهای زمینی استفاده میکنند؛ قابلیتی که به آن «پوشش عوارض زمین» [Terrain Masking] گفته میشود. ایالات متحده سامانههای دفاع موشکی کافی در مناطق کافی برای مقابله با موشکهای کروز در اختیار ندارد.
چین بهویژه توانایی خود برای حمله به ایالات متحده را گسترش داده و بهروزرسانی کرده است. تهدید چین اکنون علاوه بر موشکها، به فضا نیز گسترش یافته است. چین میتواند با استفاده از «سامانه بمباران مداری کسری» (FOBS)، اهدافی را در سرزمین اصلی آمریکا مورد حمله قرار دهد. این سامانه یک کلاهک جنگی را با سرعت مافوقصوت در مدار پایین زمین قرار میدهد و به آن اجازه میدهد از جهتی غیرقابل پیشبینی به سرزمین اصلی آمریکا نزدیک شود و شبکههای سنتی رادار هشدار زودهنگام و دفاع موشکی را دور بزند.
ارتش آزادیبخش خلق چین همچنین در حال تحقیق درباره قابلیتهای فضایی دیگری، از جمله سلاحهای حمله مداری، است؛ سلاحهایی که در تئوری میتوانند با رها کردن پرتابههایی از فضا، سرزمین اصلی آمریکا را هدف قرار دهند.
ضربههای ارزان
سرزمین اصلی آمریکا همچنین با تهدیدهای جدیدی در حوزه خرابکاری و بیثباتسازی مواجه است. بازیگران دولتی و غیردولتی سالهاست برای تضعیف رقبای خود، پایینتر از آستانه جنگ متعارف، از خرابکاری فیزیکی علیه زیرساختهای حیاتی، انتشار اطلاعات نادرست و عملیات سایبری تهاجمی استفاده میکنند. اما فناوریها و تاکتیکهای جدید، از جمله هوش مصنوعی، چالشهای تازهای برای ایالات متحده ایجاد کردهاند.
پهپادها آشکارترین نمونه هستند. پیشرفتهای فناورانه باعث شده است پهپادها ارزان و بهراحتی قابل خریداری باشند و در عین حال برد بیشتر، ظرفیت حمل محموله بالاتر و توانایی بهتری برای عبور از جنگ الکترونیک داشته باشند. دشمنان آمریکا ممکن است بهزودی بتوانند پهپادها را با استفاده از هوش مصنوعی در قالب دستههای هماهنگ به پرواز درآورند و عملا هر نوع سامانه دفاعی را با حجم حمله خود اشباع کنند. متحدان و دشمنان اکنون درگیر یک رقابت تسلیحاتی هستند و با افزایش تولید و استفاده از پهپادها میکوشند از طریق نوآوری به فناوریهای پیشرفتهتر دست پیدا کنند. روسیه سالانه تا ۷ میلیون پهپاد مسلح تولید میکند. بر اساس برخی برآوردها، چین ظرفیت تولید سالانه ۱ میلیارد پهپاد را دارد.
با این حال، برای ایجاد هرجومرج در سرزمین اصلی آمریکا به چنین حجمی نیاز نیست. اوکراین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۰ پهپاد را در داخل کامیونهای باربری به روسیه قاچاق کرد تا حملاتی را انجام دهد که حدود یکسوم ناوگان بمبافکن فعال روسیه را تخریب یا منهدم کرد و حدود ۷ میلیارد دلار خسارت به بار آورد. «عملیات تار عنکبوت» [Operation Spider’s Web] موفقیتی چشمگیر برای نیروهای اوکراینی بود؛ اما همزمان یادآوری هشداردهندهای از آسیبپذیری آمریکا در برابر حملهای مشابه بود.
یک دشمن میتواند پهپادهای مسلح را در ونهای باربری تغییرکاربرییافته، کانتینرهای حملونقل یا کامیونهایی با سقفهای کشویی پنهان کند و این خودروها را بدون جلب توجه در نزدیکی اهداف باارزش، مانند فرودگاههای نظامی یا پایگاههای دریایی، مستقر کند. سپس میتواند پهپادها را طوری برنامهریزی کند که با استفاده همزمان از شبکههای مخابراتی تجاری، بهطور هماهنگ به پرواز درآیند؛ به این ترتیب، سامانههای دفاع هوایی داخلی و اقدامات اخلال سیگنال را دور زده و عملا از شبکههای راداری هشدار زودهنگام راهبردی عبور کنند.
چنین حملهای به خاک آمریکا ممکن است دور از ذهن به نظر برسد. اما نفوذهای غیرمجاز پهپادها به تاسیسات نظامی آمریکا، نیروگاههای هستهای و سایر زیرساختهای حیاتی ــ و همچنین محل برگزاری کنسرتهای روباز، ورزشگاهها، زیرساختهای حملونقل و بنادر ــ طی چند سال گذشته افزایش یافته است.
برای مثال، در ماه مارس، پایگاه نیروی هوایی بارکسدیل در لوئیزیانا، که محل استقرار بمبافکنهای دوربرد بی-۵۲ است، پس از مشاهده شمار زیادی پهپاد غیرمجاز بر فراز مناطق حساس پایگاه وارد وضعیت قرنطینه و تعطیلی امنیتی شد. در ماه ژوئن نیز افبیآی، ۵ مظنون را به اتهام مشارکت در طرحی برای هدف قرار دادن رویداد سازمان «مسابقات قهرمانی نهایی مبارزه» (UFC) در چمن جنوبی کاخ سفید با استفاده از پهپادهای حامل مواد منفجره بازداشت کرد.
هوش مصنوعی متوقف کردن پهپادهای منفرد و دستههای پهپادی را دشوارتر میکند؛ زیرا این پهپادها لزوما به سیگنالهای رادیویی کنترل از راه دور متکی نیستند که بتوان آنها را با اقدامات متقابل جنگ الکترونیک مختل کرد.
پهپادها تنها مشکلی نیستند که توسعه سریع هوش مصنوعی آن را تشدید کرده است. سامانههای هوش مصنوعی عاملمحور، مانند مایتوس (Mythos) شرکت آنتروپیک (Anthropic)، نفوذ به سامانههای دفاع سایبری و حمله به زیرساختهای حیاتی را برای بازیگران دولتی و غیردولتی، از جمله گروههای تروریستی، در مقیاسی که پیش از این ممکن نبود، بسیار آسانتر خواهند کرد.
پس از دریافت دستور، عوامل هوش مصنوعی میتوانند نقاط ضعف موجود در سامانههای رایانهای شرکتها و دولتها را شناسایی کنند و با حداقل نظارت انسانی، حملات سایبری خودمختار را اجرا کنند. حتی پیش از ظهور این سامانههای هوش مصنوعی نیز وضعیت بهشدت نامناسب دفاع سایبری ملی و شهری، زیرساختهای حیاتی آمریکا را به هدفی وسوسهانگیز تبدیل کرده بود.
از سال ۲۰۲۱، حملات «ولت تایفون» (Vault Typhoon) چین به شبکههای برق، تاسیسات تصفیه آب، سامانههای مخابراتی و مراکز حملونقل آمریکا نفوذ کرده و بدافزارهایی را در آنها مستقر کردهاند که در صورت بروز بحران میان آمریکا و چین میتوانند برای خرابکاری در این زیرساختها مورد استفاده قرار گیرند. یک عملیات ولت تایفون مجهز به هوش مصنوعی به مهاجمان اجازه میدهد از یک کارزار آهسته و متکی بر نیروی انسانی که ماهها یا سالها طول میکشد، به کارزاری تقریبا آنی و خودسازگار علیه شمار زیادی از اهداف بهطور همزمان تغییر وضعیت دهند؛ حملهای که میتواند بسیار مخربتر باشد.
در نهایت، جدا از پهپادها و هوش مصنوعی، تهدید فزاینده سلاحهای ضدماهواره با صعود مستقیم نیز وجود دارد. اینها موشکهایی هستند که از زمین، دریا یا هوا پرتاب میشوند، وارد فضا میشوند و برای هدف قرار دادن و انهدام ماهوارهای در مدار به کار میروند. همچنین سلاحهای انرژی هدایتشده و سامانههای جنگ الکترونیک میتوانند ماهوارههای آمریکایی در مدار پایین زمین و مدار زمینثابت را هدف قرار دهند.
چین و روسیه بهطور فعال در حال توسعه و آزمایش طیف گستردهای از سلاحهای ضدماهواره و دیگر تسلیحات ضدفضایی هستند. در صورت عملیاتی شدن چنین حملاتی، این حملات فضایی میتوانند سامانه موقعیتیاب جهانی(GPS) و ناوبری را مختل کنند، پروازهای تجاری را زمینگیر کنند و شبکههای لجستیکی متکی بر ردیابی ماهوارهای محمولهها را مختل سازند. به بیان دیگر، این حملات دستکم برای مدتی میتوانند زندگی روزمره در ایالات متحده را فلج کنند.
تصور غیرقابل تصور
برای آمادگی بهتر در برابر حمله به سرزمین اصلی، واشنگتن ابتدا باید دفاع فعال از زیرساختهای حیاتی کشور را تقویت کند. آمریکا باید سامانههای بردبلند بیشتری مانند پاتریوت و تاد برای مقابله با موشکهای بالستیک، سامانههای برد متوسط مانند سامانه «قابلیت حفاظت در برابر آتش غیرمستقیم» (IFPC) برای مقابله با موشکهای کروز و سامانههای کوتاهبرد مانند کایوت (Coyote) و مروپس (Merops) برای مقابله با پهپادها بسازد و مستقر کند.
سلاحهای انرژی هدایتشده، مانند لیزرهای پرانرژی و سامانههای مایکروویو پرقدرت، و همچنین سامانههای اخلال فرکانس رادیویی و جنگ الکترونیک نیز برای دفاع در برابر حملات پهپادی مفید هستند. ایالات متحده به سامانههای بیشتری برای دفاع از زیرساختهای حیاتی و همچنین آموزش نیروی انسانی نیاز دارد.
این کشور همچنین باید دفاع غیرفعال را تقویت کند؛ از جمله با احداث تاسیسات زیرزمینی برای زیرساختهای حیاتی و ایجاد موانع بتنی متراکم و چندلایه در اطراف سامانههای زمینی، واحدهای تولید برق، تاسیسات ذخیره مهمات و پادگانها.
از آنجا که حفاظت از تمام نقاط سرزمین اصلی آمریکا هزینهای سرسامآور خواهد داشت، واشنگتن باید در مرحله نخست بر تقویت پایگاهها و زیرساختهای حیاتیای تمرکز کند که چین یا سایر دشمنان ممکن است در یک درگیری هدف قرار دهند. مراکز فرماندهی و کنترل نظامی، پایگاههای بمبافکنها، تاسیسات تسلیحات هستهای، سامانههای دفاع هوایی و موشکی و پایگاههای اصلی نیروی دریایی از جمله مکانهای کلیدی هستند.
«گنبد طلایی» (Golden Dome)، سامانه پیشنهادی دولت ترامپ برای دفاع هوایی و موشکی از سرزمین اصلی آمریکا، میتواند در این تلاش نقشی مهم ایفا کند. هدف این طرح ایجاد یک شبکه یکپارچه فرماندهی و کنترل از حسگرها، تسلیحات و سایر سامانههاست تا موشکها و پهپادهای ورودی شناسایی و منهدم شوند.
اما گنبد طلایی با کمبود بودجه مواجه است و اجرای آن نیز بهکندی پیش میرود. از این پس، اولویت آمریکا باید تسریع برنامههایی باشد که قابلیتهای موجود را به یکدیگر متصل میکنند، نه توسعه سامانههای جدید. این قابلیتها شامل ماهوارههای هشدار موشکی ارتش آمریکا، شبکه جهانی رادارها و حسگرها، ۴۴ رهگیر زمینی مستقر در کالیفرنیا و آلاسکا و سایر سامانههای فدرال، ایالتی، محلی و تجاری است.
ارتش آمریکا همچنین باید رزمایشهای واقعی با شلیک زنده را افزایش دهد تا نرمافزار گنبد طلایی و توانایی آن در شناسایی، رهگیری و انهدام تهدیدهای ورودی آزمایش شود.
پهپادها مشکل پیچیدهتری ایجاد میکنند. فرماندهان پایگاههای نظامی و نیروهایی که از زیرساختهای حیاتی حفاظت میکنند، اغلب از اختیار قانونی لازم برای انهدام یا مختل کردن پهپادهایی که بهطور غیرقانونی وارد حریم هوایی آنها میشوند برخوردار نیستند.
برخی قوانین جدید، از جمله قانون «آسمانهای امنتر» مصوب ۲۰۲۵، اختیارات بیشتری ــ هرچند نه برای بخش خصوصی ــ به نهادهای ایالتی و محلی برای شناسایی و ردیابی پهپادهای متخاصم دادهاند. اما قوانین جامعتری لازم است تا اپراتورهایی که آموزش دیدهاند بتوانند تحت نظارت نیروهای انتظامی فدرال، ایالتی و محلی از سامانههای مقابله با پهپاد استفاده کنند.
برای کاهش خطر اینکه اپراتورهای تازهاختیارگرفته سامانههای ضدپهپادی، بهطور تصادفی هواپیماهای غیرنظامی را مختل یا سرنگون کنند، باید شمار بیشتری از نیروهای ایالتی و محلی در مرکز آموزش ملی مقابله با سامانههای بدون سرنشین (National Counter-UAS Training Center) در هانتسویل آلاباما - شهری در ایالت آلابامای آمریکا که یکی از مراکز مهم برنامههای موشکی، فضایی و دفاعی آمریکا و محل استقرار مرکز آموزش ملی مقابله با سامانههای بدون سرنشین است - آموزش ببینند.
برخی شیوههای اطلاعاتی منسوخ
اشتراک اطلاعات میان نهادهای اطلاعاتی فدرال، ایالتی و محلی پس از ۱۱ سپتامبر برای مختل کردن شبکههای تروریستی و خنثی کردن حملات برنامهریزیشده بهبود یافت. اما قابلیتهای هستهای و متعارف رو به رشد چین، روسیه و کره شمالی و همچنین تاکتیکها و فناوریهای نوظهوری مانند پهپادها و هوش مصنوعی، باعث شدهاند شیوههای اطلاعاتی مربوط به جنگ علیه تروریسم تا حد زیادی منسوخ شوند.
افزون بر این، آسیبهایی که خود دولت آمریکا ایجاد کرده، به معدود نهادهایی که برای مقابله با تهدیدهای امروز مناسب بودند، لطمه زده است. برای مثال، دولت ترامپ آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساختها (CISA) را که مسئول نظارت بر دفاع سایبری و امنیت انتخابات است، بهشدت تضعیف کرده است.
ایالات متحده، مشابه آنچه پس از ۱۱ سپتامبر در مورد مرکز ملی مقابله با تروریسم انجام داد، به ایجاد یک «مرکز ملی ضدجاسوسی» قدرتمند نیاز دارد که تحلیلگران چندین نهاد را گرد هم آورد تا اطلاعات را یکپارچه کنند، تهدیدها را تحلیل کنند و برنامهریزی راهبردی مشترکی برای مقابله با تهدیدهای چین، ایران، روسیه و دیگر تهدیدهای متوجه سرزمین اصلی آمریکا انجام دهند.
در سطح ایالتی و محلی نیز کارگروههای مشترک مقابله با تروریسم و مراکز تلفیق اطلاعات باید تمرکز و منابع خود را به سمت رصد تهدیدهای دولتی علیه سرزمین اصلی آمریکا تغییر دهند.
دیگر نمیتوان به جغرافیا متکی ماند
در نهایت، تهدیدهای کنونی علیه سرزمین اصلی آمریکا نیازمند تغییری اساسی در طرز فکر است. سیاستگذاران آمریکایی، ساختار امنیتی کشور و شهروندان آن باید بپذیرند که ایالات متحده وارد عصر جدیدی شده است؛ عصری که در آن دیگر نمیتواند برای حفاظت از خود صرفا بر جغرافیا و زرادخانه هستهایاش تکیه کند.
فنلاند، اسرائیل و اوکراین سابقهای طولانی در تدوین برنامههای راهبردی و اطلاعرسانی عمومی درباره تهدیدهای متوجه سرزمین اصلی خود دارند. ایالات متحده نیز باید همین مسیر را دنبال کند؛ یعنی با آموزش افکار عمومی آمریکا درباره تهدیدهای در حال تحول علیه سرزمین اصلی و تدوین یک برنامه ملی تابآوری ــ مشابه برنامه فنلاند ــ زیرساختهای حیاتی را مقاومسازی کند، همکاری نزدیک با بخش خصوصی را گسترش دهد، قوانین را با شرایط جدید تطبیق دهد و با مردم ارتباط برقرار کند.
احساس امنیت گسترده در میان آمریکاییها در پی حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، برای مدتی کوتاه و به شکلی تراژیک متزلزل شد. پس از آن، کمیسیون ۱۱ سپتامبر استدلال کرد که ایالات متحده با یک «چالش نسلی» از سوی گروههای تروریستی مواجه است.
یک ربع قرن بعد، نسل جدیدی از آمریکاییها و چالشی جدید در مقیاس نسلی شکل گرفته است. اگر حملات ۱۱ سپتامبر تا حد زیادی، همانگونه که کمیسیون نوشت، حاصل «شکست در تصور و اجرا» بود، واشنگتن امروز در معرض خطر تکرار همان اشتباه قرار دارد.
نظر شما