جنگ آمریکا با ایران، ناامنی بر اقتصاد کشورهای عرب خلیج فارس تحمیل می‌کند؛ هزینه‌ای که از اختلال در انتقال انرژی و افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل آغاز می‌شود. و با تضعیف اعتماد سرمایه‌گذاران و گردشگران، می‌تواند برنامه‌های بلندمدت این کشورها برای تنوع‌بخشی اقتصادی را نیز تحت فشار قرار دهد.

امارات

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: یادداشت جدید شورای آتلانتیک با عنوان «جنگ ایران، ویتنام نیست»، درباره پیامدهای جنگ ایران برای کشورهای عرب خلیج فارس، برخلاف بسیاری از تحلیل‌های جنگ که بر قیمت نفت، حملات نظامی یا وضعیت تنگه هرمز تمرکز دارند، به هزینه‌ای کمتر قابل مشاهده می‌پردازد: هزینه از بین رفتن اعتماد اقتصادی به منطقه.

نویسنده معتقد است کشورهای خلیج فارس ممکن است حتی پس از پایان درگیری، برای مدت طولانی با پیامدهای اقتصادی آن مواجه باشند. دلیل این مسئله آن است که مدل اقتصادی این کشورها طی سال‌های گذشته فقط بر تولید نفت و گاز متکی نبوده است. آنها میلیاردها دلار برای تبدیل شدن به مراکز امن تجارت، گردشگری، حمل‌ونقل، خدمات مالی و سرمایه‌گذاری بین‌المللی هزینه کرده‌اند. جنگ ایران اکنون یکی از پایه‌های اصلی این مدل، یعنی «امنیت و ثبات»، را هدف قرار داده است.

از نگاه نویسنده، نخستین ضربه به بخش انرژی وارد شده است. تنگه هرمز همچنان مهمترین مسیر انتقال انرژی منطقه است و کاهش تردد کشتی‌ها نشان داده که حتی بدون توقف کامل صادرات، ناامنی در این آبراه می‌تواند انتقال نفت و گاز را دشوار و پرهزینه کند. به همین دلیل کشورهای خلیج فارس ناچارند بیش از گذشته روی خطوط لوله، بنادر، انبارها و مسیرهای صادراتی جایگزین سرمایه‌گذاری کنند.

اما مسئله فقط هزینه ایجاد این مسیرها نیست. اگر یک کشور مجبور شود برای اطمینان از صادرات انرژی، میلیاردها دلار برای مسیرهای جایگزین هزینه کند، بخشی از سرمایه‌ای که قرار بود صرف تنوع‌بخشی اقتصادی شود، به تامین امنیت و کاهش آسیب‌پذیری اختصاص خواهد یافت.

این موضوع مستقیما به برنامه‌های اقتصادی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر کشورهای منطقه مربوط می‌شود. این کشورها در سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند اقتصاد خود را از نفت جدا کنند و سرمایه خارجی، گردشگر و شرکت‌های بین‌المللی را جذب کنند. اما جنگ می‌تواند دقیقا همان تصویری را که برای جذب این سرمایه ساخته بودند، تضعیف کند.

نویسنده به همین دلیل گردشگری را یکی از بخش‌های آسیب‌پذیر می‌داند. کاهش شدید اشغال هتل‌ها در دبی و افت اشغال هتل‌ها در ریاض در دوره جنگ، نشان می‌دهد که اثر درگیری فقط به بازار انرژی محدود نمی‌شود. برای گردشگر یا شرکت بین‌المللی، مهم نیست که یک حمله دقیقا چه میزان خسارت فیزیکی ایجاد کرده است؛ مهم این است که آیا منطقه همچنان مقصدی قابل پیش‌بینی و امن تلقی می‌شود یا نه.

همین منطق درباره سرمایه‌گذاری نیز صدق می‌کند. سرمایه‌گذار می‌تواند افزایش قیمت نفت یا هزینه حمل‌ونقل را در مدل اقتصادی خود وارد کند، اما زمانی که درباره آینده منطقه مطمئن نباشد، تصمیم‌گیری دشوارتر می‌شود. در چنین شرایطی، پروژه‌ها ممکن است به تعویق بیفتند، هزینه تامین مالی افزایش پیدا کند و سرمایه‌گذاران برای پذیرش ریسک بیشتر، بازده بالاتری مطالبه کنند.

این همان بخشی است که یادداشت شورای آتلانتیک آن را از یک بحران کوتاه‌مدت به یک مشکل اقتصادی بلندمدت تبدیل می‌کند: ریسک را می‌توان قیمت‌گذاری کرد، اما نااطمینانی بسیار دشوارتر قیمت‌گذاری می‌شود.

اگر سرمایه‌گذار بداند احتمال وقوع یک حمله مشخص چقدر است، می‌تواند برای آن بیمه بخرد یا هزینه آن را در تصمیم خود لحاظ کند. اما اگر نداند جنگ چه زمانی پایان می‌یابد، آیا دوباره آغاز خواهد شد، تنگه هرمز چه زمانی به وضعیت عادی بازمی‌گردد و آیا زیرساخت‌های منطقه در آینده دوباره هدف قرار خواهند گرفت، طبیعی است که دست به عصاتر رفتار کند.

از این منظر، جنگ می‌تواند هزینه‌ای ایجاد کند که در آمار تولید ناخالص داخلی یا قیمت روزانه نفت به‌سرعت دیده نمی‌شود: افزایش حق بیمه نااطمینانی برای کل اقتصاد منطقه.

این مسئله برای کشورهای ثروتمند خلیج فارس یک تناقض جدی ایجاد می‌کند. آنها منابع مالی کافی برای بازسازی زیرساخت‌ها و تحمل شوک کوتاه‌مدت را دارند، اما نمی‌توانند با پول به‌تنهایی اعتماد سرمایه‌گذاران، گردشگران و شرکت‌های بین‌المللی را بازسازی کنند.

بنابراین، چالش اصلی پس از جنگ ممکن است بازسازی یک پالایشگاه، بندر یا خط لوله نباشد؛ بلکه بازسازی تصویر خلیج فارس به‌عنوان منطقه‌ای امن برای کسب‌وکار باشد.

نویسنده در نهایت هشدار می‌دهد که جنگ ایران نباید صرفا با معیار مدت عملیات نظامی یا میزان خسارت نظامی سنجیده شود. حتی اگر موشک‌ها متوقف شوند و تردد کشتی‌ها به هرمز بازگردد، بخشی از پیامدهای اقتصادی جنگ می‌تواند باقی بماند؛ از هزینه‌های بیشتر برای بیمه و حمل‌ونقل گرفته تا تغییر اولویت‌های سرمایه‌گذاری دولت‌های خلیج فارس و احتیاط بیشتر سرمایه‌گذاران خارجی.

در نتیجه، آنچه ممکن است برای کشورهای خلیج فارس به یک «باتلاق» تبدیل شود، لزوما ادامه جنگ نیست؛ بلکه هزینه بازگرداندن اعتماد اقتصادی پس از جنگ است. این همان جایی است که جنگ ایران می‌تواند حتی پس از پایان حملات نظامی، همچنان در اقتصاد منطقه ادامه پیدا کند.

کد خبر 1065098

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست‌خارجی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha