همشهری آنلاین - گروه سیاسی: آنچه در ۴۸ ساعت گذشته در حال شکلگیری است، بیش از آنکه نشانه قطعی آغاز مذاکرات جدید باشد، شبیه ترکیبی از «فشار حداکثری» و «دیپلماسی اجباری» است؛ آمریکا تهدید میکند آخرین مسیرهای اقتصادی ایران را مسدود خواهد کرد، در حالی که همزمان میانجیهای منطقهای تلاش میکنند پیش از اجرای کامل این فشار، راهی برای کاهش تنش و بازگشت به گفتوگو پیدا کنند.
فشار اقتصادی در بالاترین سطح
دولت آمریکا در آستانه اجرای مرحلهای جدید از فشار اقتصادی علیه ایران قرار دارد. اسکات بسنت از اقدامی با عنوان روز سرنوشتساز اقتصادی [Economic D-Day] سخن گفته و هدف آن را قطع مسیرهای حیاتی اقتصادی ایران اعلام کرده است. رویترز گزارش داده که واشنگتن قصد دارد دامنه تحریمهای ثانویه را گسترش دهد؛ اقدامی که میتواند شرکتها و کشورهایی را که همچنان با ایران تجارت میکنند نیز در معرض مجازات آمریکا قرار دهد.
اهمیت این مرحله در آن است که فشار اقتصادی دیگر صرفا متوجه نهادهای ایرانی نیست. اگر تحریمهای ثانویه علیه خریداران نفت، بانکها، شرکتهای کشتیرانی و واسطههای تجاری اعمال شود، واشنگتن عملا تلاش خواهد کرد شبکه اقتصادی باقیمانده ایران را هدف قرار دهد.
همزمان، ریال ایران به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده و نرخ بازار از ۲ میلیون ریال در برابر یک دلار عبور کرده است. آسوشیتدپرس گزارش داده که سقوط ارز در کنار تورم شدید و کاهش فعالیت اقتصادی، فشار بر زندگی روزمره ایرانیان را افزایش داده است.
اما این فشار اقتصادی به خودی خود به معنای تسلیم ایران نیست. حتی تحلیلهای رسانههای خارجی نیز هشدار میدهند که تجربه چند دهه تحریم نشان داده است فشار اقتصادی الزاماً به تغییر محاسبات راهبردی تهران منجر نمیشود.
همزمانی معنادار میان فشار و میانجیگری
در همین شرایط، پاکستان و عمان تقریبا همزمان وارد صحنه شدهاند. عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، پس از گفتوگوی تلفنی با دونالد ترامپ وارد تهران شده است. منابع رویترز گفتهاند ترامپ از منیر خواسته از نفوذ پاکستان برای تشویق ایران به بازگشت به مذاکرات استفاده کند. پاکستان پیش از این نیز میان تهران و واشنگتن میانجیگری کرده بود.
از سوی دیگر، بدر بوسعیدی، وزیر خارجه عمان، قرار است سهشنبه به تهران برود تا درباره وضعیت تنگه هرمز و مسائل مرتبط با آن با مقامهای ایرانی رایزنی کند.
این همزمانی مهم است؛ زیرا عمان کانال سنتی ارتباط غیرمستقیم ایران و آمریکا بوده و پاکستان نیز در ماههای اخیر نقشی فعال در میانجیگری میان ۲ طرف داشته است. بنابراین نمیتوان فعالشدن همزمان این دو کانال را صرفا یک اتفاق عادی منطقهای دانست.
تحریم بهعنوان «چماق» مذاکره
با این حال، هنوز سند مستقیمی وجود ندارد که ثابت کند واشنگتن عمدا انتشار بسته تحریمی را به تعویق انداخته تا ایران را پای میز مذاکره بیاورد. بنابراین این گزاره باید بهعنوان یک فرضیه تحلیلی مطرح شود، نه واقعیت قطعی.
اما ساختار اتفاقات با الگوی «دیپلماسی اجباری» سازگار است: آمریکا تهدید به اعمال شدیدترین فشار اقتصادی را مطرح میکند، اما همزمان کانالهای میانجیگری فعال هستند تا تهران پیش از اجرای کامل فشارها، گزینه مذاکره را بررسی کند.
این وضعیت برای واشنگتن نیز منطقی است. اگر هدف صرفا فروپاشی اقتصادی ایران باشد، اجرای فوری تحریمها کافی است؛ اما اگر هدف دستیابی به امتیازات سیاسی، امنیتی یا هستهای باشد، تهدید تحریم زمانی بیشترین ارزش را دارد که هنوز امکان جلوگیری یا تعدیل آن از طریق مذاکره وجود داشته باشد.
هرمز؛ نقطه اتصال فشار و مذاکره
در مقابل، تهران نیز صرفا در موضع دفاعی قرار نگرفته است. ایران روز دوشنبه ۴۵ نفتکش را به اتهام نقض مقررات عبور از تنگه هرمز در فهرست سیاه قرار داد و آنها را با خطر جریمه، توقیف یا مصادره محموله مواجه کرد.
این اقدام نشان میدهد تهران تلاش میکند هرمز را به اهرم متقابل خود تبدیل کند. به بیان دیگر، واشنگتن از اقتصاد و تحریم برای فشار بر ایران استفاده میکند و تهران از هرمز و جریان انرژی برای افزایش هزینه فشار آمریکا و متحدانش.
از همین رو، مذاکرات بوسعیدی در تهران اهمیت ویژهای دارد. اگر عمان بتواند درباره ترتیبات عبور کشتیها، کاهش محدودیتهای هرمز و همزمان کاهش فشار اقتصادی آمریکا چارچوبی موقت ایجاد کند، این میتواند نخستین گام برای بازشدن دوباره مسیر مذاکرات گستردهتر باشد.
پنجره مذاکره هنوز باز است
بنابراین شرایط فعلی را اگر نتوان «آوردن قطعی ایران پای میز مذاکره» توصیف کرد، میتوان گفت واشنگتن در حال افزایش هزینه نرفتن به میز مذاکره است، در حالی که میانجیها تلاش میکنند مسیر رسیدن به آن میز را باز نگه دارند.
۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده در این زمینه تعیینکننده خواهد بود. اگر پیش از اجرای کامل تحریمهای جدید، تهران آمادگی خود را برای ادامه مذاکرات اعلام کند یا عمان و پاکستان از پیشنهاد مشخصی میان ۲ طرف خبر دهند، فرضیه استفاده از روز سرنوشتساز اقتصادی [Economic D-Day] بهعنوان اهرم مذاکره تقویت خواهد شد.
اما اگر بسته تحریمی بدون هیچ وقفه یا امتیازی اجرا شود و ایران نیز در واکنش، محدودیتهای هرمز را تشدید کند، نشانه آن خواهد بود که دیپلماسی اجباری نتوانسته تهران و واشنگتن را به نقطه معامله برساند و بحران وارد مرحله تازهای از تشدید اقتصادی ـ نظامی شده است.
نظر شما