گزارش ناپدید شدن یک دختر جوان به پلیس با یک پرونده آدم‌ربایی و دست‌درازی وحشیانه گره خورد، در حالی که قربانی در یک‌قدمی مرگ قرار داشت. 

همسرآزاری - خشونت خانگی - افسردگی مردان - افسردگی زنان - سرنوشت زن

به‌ گزارش همشهری آنلاین، روزهای پایانی بهار امسال مردی با حضور در شعبه دهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران شکایت کرد دختر ۲۵‌ساله‌اش از خانه بیرون رفته و ناپدید شده است.

پرونده با دستور قضایی احسان شکیب‌نژاد بازپرس جنایی در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. در این مرحله، با تحقیق از خانواده شاکی، معلوم شد دخترشان از خانه بیرون رفته و بازنگشته است. بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی را هم جست‌وجو کرده اما اطلاعی از سرنوشت دخترشان به‌دست نیاورده بودند.

تحقیقات ادامه داشت تا اینکه با گذشت بیش از ۲ ماه از این ماجرا ماموران سرانجام در تماس مردمی متوجه شدند دختری جوان در خانه‌ای قدیمی که ۳ مرد جوان در آن زندگی می‌کنند، زندانی شده است.

چند روز پیش ماموران با هماهنگی قضایی به محل مذکور اعزام و بعد از محاصره خانه قدیمی در جنوب شهر وارد ساختمان شدند و ابتدا ۲ مرد را شناسایی و بازداشت کردند. یکی از همراهان آنها با دیدن ماموران قصد فرار داشت که در جریان تیراندازی پلیسی زخمی و در ادامه بازداشت شد.

ماموران در حال بازرسی از این خانه قدیمی بودند که متوجه شدند سر و صدای کمک‌خواهی از زیرزمین آنجا شنیده می‌شود. وقتی قفل در را شکستند، با صحنه عجیبی روبه‌رو شدند. دختر جوان گمشده را که در زیرزمین محبوس و زندانی شده بود، یافتند. طناب دست ها و پاهای او را باز کردند و وی آزاد شد. او همراه متهمان بازداشت‌شده به پلیس آگاهی تهران انتقال پیدا کرد.

دختر جوان در تشریح ماجرا گفت‌: «با خانواده دچار اختلاف شده و تصمیم به فرار از خانه‌مان در یکی از محله‌های تهران گرفتم. ساعاتی در محله‌های تهران سرگردان بودم تا اینکه در بازارچه‌ای در تجریش تهران با پسری جوان که آنجا کار می‌کرد، آشنا شدم. شب جایی برای ماندن نداشتم که مرا به خانه‌اش دعوت کرد. فریب حرف‌هایش را خوردم و غافل از اینکه چه نقشه‌ای در سر دارد، با او همراه شدم و به خانه‌اش رفتم.

۲ نفر دیگر از همکارانش هم بودند و وقتی متوجه نیت شوم آنها شدم، خواستم فرار کنم که آنها مانع شدند. به‌شدت کتکم زدند و هر سه نفر مرا به زور مورد تجاوز قرار دادند. آنها ۳ شبانه‌روز مرا در آن خانه زندانی کردند و به غل‌ و زنجیر کشیدند. روز چهارم یکی از آنها دلش به حالم سوخت و آزادم کرد که متواری شدم.

سرگردان در خیابان‌های شهر تهران با اتفاق شومی که برایم رخ داده بود، جرات روبه‌روشدن با خانواده‌ام را نداشتم و نتوانستم به خانه بازگردم. همین‌طور در بوستان‌ها سرگردان بودم و سر از پاتوق‌های افراد معتاد و خلافکار درآوردم. آنجا می‌ماندم و غذا و جای خواب می‌گرفتم. آنها می‌خواستند مرا در دام کارهای خلاف گرفتار کنند که از این پاتوق‌ها به‌ طور مداوم فرار می‌کردم.

سرانجام در بوستانی در جنوب شهر با مردی جوان آشنا شدم. قول داد شرایط زندگیم را درست کند تا بتوانم نزد خانواده‌ام بازگردم. فریب او را خوردم و به خانه‌ای قدیمی که در آن ساکن بود، رفتم. او با ۲ نفر دیگر آنجا بودند. آنها نیز افراد درستی نبودند و مرا در دام خود گرفتار کردند. مرا در زیرزمین ساختمان قدیمی زندانی کردند و دست‌ها و پاهایم را بستند و به من تجاوز کردند.

۲ هفته در آن زیرزمین که اسارتگاه بود، زندانی و محبوس شدم. اگر پلیس سر نمی‌رسید، معلوم نبود چه بر سرم می‌آمد و شاید این آدم‌رباهای آزارگر مرا به قتل می‌رساندند.»

۳ متهم بازداشت‌شده در جریان تحقیقات به ضدونقیض‌گویی پرداختند و مدعی شدند دختر جوان خودش به آنجا آمده و آزار و اذیتی در کار نبوده است، اما چون سروصدا می‌کرده، در زیرزمین محبوسش کردند.
متهمان در بازداشت به‌ سر می‌برند و تحقیقات از آنها برای روشن‌ شدن دیگر ابعاد پرونده در حالی ادامه دارد که بقیه متهمان نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.

کد خبر 1061483
منبع: جام جم

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار جامعه

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha