همشهری آنلاین: تازه باید این را هم در نظر گرفت که خرید و مصرف کالاهای اساسی را نمیشود حذف کرد، اما سینما رفتن را چرا. با این حال، فروش بعضی فیلمهای امسال، خصوصا فیلمهایی که با سرمایه دولتی ساخته شدهاند، چنان در گیشه پایین بوده که به طور طبیعی این پرسش را پیش روی مخاطب آگاه میگذارد که این فیلمها را برای چه و برای که میسازند؟ یکی از فیلمهای کمفروش امسال «خط نجات» ساخته وحید موسائیان است که ۲۵ اسفند سال پیش به روی پرده رفته و تا امروز تنها یک میلیارد و ۱۵۶ میلیون تومان فروخته و فقط ۱۱ هزار و ۴۵۲ نفر تماشاگر آن بودهاند. بر طبق آمار «سمفا» (سامانه مدیریت فروش و اکران سینما)، این فیلم از اول مرداد تا ۲۵ مرداد به طور میانگین تنها روزی یک بلیت فروخته است. ترکیب بازیگران اصلی «خط نجات» ـ مصطفی زمانی، امیر آقایی، پگاه آهنگرانی و لادن مستوفی ـ نشان میدهد که این فیلم به مثابه فیلمی تجاری به قصد فروش ساخته شده، اما مثل اغلب آثار دولتی سرنوشتی بهتر از شکست در گیشه پیدا نکرده است.
۳۷ برابر ضرر
بر طبق گزارشی که در بخش شفافسازی وبسایت بنیاد سینمایی فارابی در دسترس است، «خط نجات» در سه مقطع از این بنیاد بودجه گرفته است. بار نخست در سال ۱۴۰۰، در قالب قرارداد «متمم پیشخرید مالکیت و حقوق»، فارابی با میزان مشارکت ۵۵ درصد به طرف قرارداد که آزیتا موگویی بوده ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان پرداخت کرده است. فارابی بار دیگر در سال ۱۴۰۱ در قراردادی با عنوان «متمم افزایش سهام پیشخرید مالکیت و حقوق» که در آن سهمش به ۶۰ درصد افزایش پیدا کرده، یک میلیارد و ۳۱۰ میلیونتومان دیگر به این پروژه اختصاص داده است. فارابی در سال ۱۴۰۲ نیز برای بار سوم در قراردادی با عنوان «متمم خرید مالکیت و حقوق (حسابرسی)» به این پروژه ۵۴۰ میلیون تومان دیگر پرداخت کرده است. مجموع این پرداختها میشود ۶ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان. حالا اگر به یاد بیاوریم که در سالهای ۱۴۰۰، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ قیمت دلار به ترتیب ۲۸ هزار، ۳۴ هزار و ۵۹ هزار تومان بوده است، نتیجه میگیریم که در کل حدود ۲۰۱ هزار دلار به پروژه «خط نجات» اختصاص یافته است که به قیمت دلار امروز میشود چیزی در حدود ۳۷ میلیارد و اندی. با توجه به حضور چند بازیگر سرشناس در فیلم، میشود گفت که «خط نجات» نسبتا پروژه گرانی نبوده، اما میزان بازدهی آن که فقط یک میلیارد و ۱۵۶ میلیون تومان فروخته، سرمایهگذاری روی این فیلم را زیر سوال میبرد. درضمن سهم فارابی از این یک میلیارد، پس از کسر سود سینمادار و پخشکننده، چیزی در حدود ۳۵۰ میلیون تومان است.
خط شکست
«خط نجات» از ابتدای مرداد تا زمان نگارش این گزارش در عصر یکشنبه ۲۵ مرداد، مطابق آمار «سمفا»، فقط ۲۵ بلیت در ۷ سالن و ۱۱ سانس فروخته است. اینکه چه کسانی در این مدت به تماشای این فیلم رفتهاند خود نکته جالبی است. فیلمی که با هدف تنظیم درک و دریافت تماشاگران از مقطعی تاریخی ساخته شده و به اصطلاح در میان آثار استراتژیک جای میگیرد، طبیعتا باید بتواند با طیف وسیعی از تماشاگران ارتباط برقرار کند تا به هدف خود برسد. اما اگر چنین اثری مخاطب زیادی نداشته باشد، چطور میتواند به نیت خود برسد؟ از طرف دیگر، چرا وحید موسائیان برای ساخت چنین فیلمی انتخاب شده است؟ موسائیان اساسا به عنوان کارگردان فیلمهای پرفروش جریان اصلی شناخته نمیشود و فیلمهای قبلیاش نیز در گیشه موفقیتی نداشته، پس چرا فارابی باید چنین پروژهای را به وی بسپارد؟ شکستهای پیاپی پروژههای دولتی چه درسی دربردارد و چرا کسانی که مسئول سیاستگذاری سینمایی و تولید چنین پروژههایی هستند، در سیاستهای خود بازنگری نمیکنند؟ اصرار بر ادامه روالی که نتیجه آن مدتهاست مشخص شده چه سودی دارد جز برای سازندگان فیلمهایی که پیش از شکست در گیشه دستمزد خود را گرفته و از قِبَل تولید دولتی منتفع شدهاند؟ این را هم بگوییم این فیلم دستپخت مدیر کنونی فارابی نیست و شاید به دلیل همین روال نادرست است که این بنیاد در حال حاضر بر فرآیند «پیچینگ» (ارائه و معرفی کوتاه و قانعکننده ایده یا فیلمنامه به سرمایهگذار برای تامین سرمایه) اصرار دارد. البته مهمتر از این فرآیند، خروجیهای آن است که امسال در جشنواره فجر نمایش داده میشوند.
نظر شما