حسین گروسی، مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ماکو، بارها بر موقعیت ویژه این منطقه در شبکه کریدورهای بینالمللی تأکید کرده است.به گفته او، ماکو در نقطه تلاقی کریدور شرق به غرب از چین تا اروپا و همچنین کریدور شمال به جنوب قرار دارد و همین موقعیت میتواند ظرفیت کمنظیری برای توسعه ترانزیت و تجارت کشور ایجاد کند.
گروسی با اشاره به تحولات منطقهای و مشکلاتی که برای برخی بنادر جنوبی کشور ایجاد شده، از افزایش تردد در منطقه آزاد ماکو و پایانههای مرزی خبر داده است. بر اساس آمار اعلامشده، خروج کامیونها به حدود ۴۰۰ دستگاه و ورود کامیونها به حدود ۸۰۰ دستگاه در روز رسیده است. همچنین در دوره جنگ، بیش از هزار و ۴۰۰ تن دارو صادر و بیش از سه هزار تن محصولات کشاورزی اساسی از این مسیر وارد کشور شده است. این آمار یک پیام مهم دارد: در زمان اختلال در برخی مسیرهای تجارت خارجی، مسیرهای جایگزین اهمیت استراتژیک پیدا میکنند. گروسی از همین منظر تأکید کرده است که جنگ امروز، جنگ کریدورهاست و کشورها برای حفظ تجارت و جریان کالا به دنبال مسیرهای مطمئنتر هستند.
این دیدگاه، ماکو را از یک پروژه توسعه منطقهای به یک موضوع ملی تبدیل میکند. اگر تجارت ایران به مسیرهای متنوعتری دسترسی داشته باشد، شوکهای ناشی از بحرانهای منطقهای، بسته شدن مسیرها یا اختلال در بنادر، اثر کمتری بر جریان تأمین کالا خواهد داشت.
گلوگاه بازرگان؛ مشکل کجاست؟
اما در برابر این چشمانداز، یک سؤال اساسی قرار دارد: آیا مرز بازرگان توان پذیرش تجارت مورد انتظار را دارد؟ پاسخ فعلی هنوز مثبت نیست. مرز بازرگان طی ماههای اخیر با صفهای طولانی کامیونها مواجه بوده و محدودیت ظرفیت پذیرش در طرف ترکیه، یکی از مهمترین موانع افزایش تردد اعلام شده است.
بر اساس اطلاعات ارائهشده، در مقاطعی حدود ۵ هزار کامیون در صف ورود به ترکیه قرار داشتهاند. مدیرعامل منطقه آزاد ماکو تأکید کرده است که هدف، جایگزینی کامل مسیرهای جنوبی کشور نیست، بلکه ایجاد مسیرهای متنوع و افزایش تابآوری شبکه تأمین است. این نکته بسیار مهم است. قرار نیست ماکو جایگزین همه مسیرهای تجاری کشور شود؛ بلکه باید به عنوان یک مسیر مکمل و راهبردی عمل کند.
اما برای رسیدن به این هدف، ظرفیت مرز باید افزایش یابد. مدیرکل گمرک بازرگان اعلام کرده است که در حال حاضر تجارت با ترکیه از دو باجه انجام میشود و راهاندازی لاین سوم میتواند ظرفیت صادرات را حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش دهد. ظرفیت پذیرش کامیونهای صادراتی از سوی گمرک گولبولاغ ترکیه نیز میتواند از حدود ۳۰۰ دستگاه به حدود ۴۰۰ دستگاه در روز برسد. در بخش واردات نیز روزانه حدود ۶۰۰ کامیون از گمرک گولبولاغ ترکیه به ایران پذیرش میشوند و زمان انتظار رانندگان ایرانی برای ورود به کشور کمتر از دو روز اعلام شده است. بنابراین، مسئله اصلی تنها افزایش ظرفیت گمرک ایران نیست. گلوگاه بازرگان یک مسئله دوطرفه است و تا زمانی که ظرفیت پذیرش در دو سوی مرز هماهنگ نشود، افزایش ظرفیت داخلی به تنهایی کافی نخواهد بود.
هدف؛ عبور روزانه هزار کامیون

رضا اکبری، معاون وزیر راه و رئیس سازمان راهداری و حملونقل جادهای، ظرفیت هدفگذاریشده برای پایانه مرزی بازرگان را روزانه هزار کامیون اعلام کرده است. بر اساس آمار سازمان راهداری، تردد ناوگان ترانزیتی از این پایانه در چهار ماه نخست سال نسبت به مدت مشابه سال ۱۴۰۴ حدود ۱۹ درصد افزایش داشته است. در مقاطعی نیز ظرفیت پذیرش در سمت بازرگان به ۴۰۴ دستگاه کامیون در روز رسیده است.
اما رسیدن از این ارقام به هزار کامیون، صرفاً به افزایش تعداد باجهها یا توسعه فیزیکی پایانه وابسته نیست. طرح جامع پایانه مرزی بازرگان تصویب شده و قرار است موضوعاتی مانند ساماندهی نقطه صفر مرزی، هماهنگی میان پایانه و گمرک، ساماندهی تجهیزات ایکسری و اصلاح فرآیندهای تردد در آن دنبال شود. همزمان، هماهنگی ساعت کاری دو کشور، مدیریت یکپارچه کنترل ناوگان و کاهش توقفهای غیرضروری کامیونها نیز اهمیت دارد. به بیان دیگر، باز کردن گلوگاه بازرگان فقط پروژه عمرانی نیست؛ یک پروژه مدیریتی و دیپلماتیک نیز هست.
دهکده لجستیکی ۱۸۲۰ هکتاری؛ حلقهای فراتر از مرز
یکی از بلندپروازانهترین برنامههای ماکو، ایجاد مرکز لجستیک در مرز بازرگان است. حسین گروسی توسعه ترانزیت و ایجاد مرکز لجستیک را اولویت نخست منطقه آزاد ماکو اعلام کرده و گفته است مطالعات احداث دهکده لجستیک به وسعت حدود ۱۸۲۰ هکتار انجام شده است. در کنار آن، تکمیل زیرساختها، ساماندهی و فنسکشی مرز بازرگان نیز در حال پیگیری است.
این پروژه در صورت تحقق میتواند اقتصاد ماکو را وارد مرحله جدیدی کند. در مدل سنتی، کامیون وارد منطقه میشود، تشریفات گمرکی انجام میدهد و عبور میکند. اما در مدل لجستیکی، کالا میتواند وارد شبکهای از خدمات شود؛ انبار شود، بستهبندی شود، پردازش شود، ارزش افزوده پیدا کند و سپس به مقصد بعدی ارسال شود. تفاوت این دو مدل در یک کلمه است: ارزش افزوده. اگر ماکو تنها مسیر عبور کامیون باشد، بخش زیادی از درآمد اقتصادی تجارت در خارج از منطقه ایجاد خواهد شد. اما اگر خدمات لجستیکی در ماکو مستقر شود، بخشی از ارزش اقتصادی تجارت در داخل منطقه باقی میماند.
امنیت غذایی در رتبه دوم توسعه

مدیرعامل منطقه آزاد ماکو علاوه بر لجستیک، امنیت غذایی و توسعه کشاورزی را دومین اولویت توسعهای منطقه و معدن و صنایع را در رتبه سوم قرار داده است. این اولویتگذاری در شرایطی که کشور با چالشهای تأمین کالاهای اساسی مواجه است، اهمیت ویژهای دارد. در دوره جنگ نیز بیش از سه هزار تن محصولات کشاورزی اساسی از مسیر ماکو وارد کشور شده است. این تجربه نشان داد که مرز بازرگان فقط برای صادرات و ترانزیت کالا اهمیت ندارد و میتواند بخشی از زنجیره تأمین کالاهای ضروری کشور را نیز پوشش دهد. در نتیجه، توسعه ماکو را میتوان در سه سطح دید: ترانزیت و لجستیک، امنیت غذایی و تولید صنعتی.
صادرات تولیدی؛ آزمون واقعی منطقه آزاد
یکی از نگرانیهای همیشگی درباره مناطق آزاد، غلبه واردات بر تولید است. ماکو نیز از این قاعده مستثنی نیست و توسعه واردات خودرو و کالا نمیتواند به تنهایی معیار موفقیت منطقه باشد. بر اساس آمار اعلامشده، صادرات کالاهای تولیدی منطقه تا پایان تیرماه به حدود ۷ میلیون دلار رسیده است. همچنین صادرات مجدد نیز در منطقه در حال توسعه است؛ به این معنا که مواد اولیه وارد میشود، پس از بستهبندی یا فرآیندهای ارزشآفرین مجدداً به بازارهای خارجی صادر میشود.
در حال حاضر نیز ۱۶۵ واحد تولیدی در منطقه فعال هستند و حدود چهار هزار نفر در صنایع منطقه اشتغال دارند. این بخش باید در سالهای آینده یکی از معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد ماکو باشد. اگر سرمایهگذاری خارجی افزایش پیدا کند اما صادرات تولیدی و اشتغال صنعتی متناسب با آن رشد نکند، جهش سرمایهگذاری به جهش اقتصادی تبدیل نخواهد شد.
انرژی خورشیدی؛ مزیت جدید ماکو
ماکو در کنار تجارت و لجستیک، به دنبال تبدیل شدن به یک منطقه مهم در انرژیهای تجدیدپذیر نیز هست. بر اساس آمار اعلامشده، تاکنون حدود ۲۶ مگاوات برق خورشیدی به شبکه تزریق شده و بیش از ۱۵۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی دیگر در حال احداث است. همچنین برنامههایی برای توسعه گسترده ظرفیت خورشیدی در منطقه مطرح شده است. فرودگاه ماکو نیز به عنوان نخستین فرودگاه خورشیدی کشور تجهیز شده و در صنایع و دامداریهای منطقه نیز پنلهای خورشیدی نصب شده است.
این موضوع در شرایط ناترازی انرژی کشور اهمیت دوچندان دارد. اگر صنایع مستقر در منطقه بتوانند بخش قابل توجهی از برق خود را از منابع خورشیدی تأمین کنند، ماکو میتواند یک مزیت رقابتی جدید برای جذب سرمایهگذار ایجاد کند؛ بهویژه برای صنایعی که تأمین پایدار انرژی برای آنها حیاتی است.
۵۰ هزار خودرو؛ فرصت جدید؟
در بخش خودرو نیز ماکو شاهد یک جهش کمسابقه بوده است. معاون اقتصادی منطقه آزاد ماکو اعلام کرده که تاکنون حدود ۸ هزار خودرو وارد منطقه شده و هدفگذاری برای پایان سال، ورود حدود ۵۰ هزار دستگاه خودرو است.
مدیرعامل منطقه آزاد ماکو نیز گفته است که در هشت ماه گذشته ۸ هزار خودرو وارد منطقه شده که بیشتر آنها هیبریدی بودهاند و ورود خودروهای هیبریدی میتواند در کاهش آلایندگی و افزایش ایمنی مؤثر باشد. با این حال، برای یک منطقه آزاد که مدعی حرکت به سمت تولید و صادرات است، رشد واردات خودرو باید در کنار توسعه تولید، خدمات پس از فروش، قطعات و سایر فعالیتهای اقتصادی سنجیده شود. معیار موفقیت ماکو نباید تعداد خودروهای واردشده باشد؛ بلکه باید میزان ارزش افزودهای باشد که این جریان اقتصادی برای منطقه ایجاد میکند.
گردشگری؛ ظرفیت دیگری که هنوز بالفعل نشده است
ماکو در حوزه گردشگری نیز ظرفیت قابل توجهی دارد. سالانه حدود پنج تا شش هزار گردشگر خارجی از قرهکلیسا بازدید میکنند و کاخ سردار نیز یکی دیگر از آثار تاریخی مهم منطقه است که مرمت آن در دستور کار قرار گرفته است.
با توجه به نزدیکی ماکو به ترکیه و حضور سالانه میلیونها گردشگر در منطقه، ظرفیت توسعه گردشگری خارجی بسیار بیشتر از ارقام فعلی است. گردشگری خرید، گردشگری سلامت، گردشگری تاریخی و طبیعتگردی میتوانند مکمل اقتصاد تجاری منطقه باشند. در چنین مدلی، ماکو تنها محل عبور مسافر و کامیون نخواهد بود، بلکه مقصدی برای مصرف خدمات و کالا نیز خواهد شد.
ماکو به نیروی متخصص نیاز دارد
مهدی دستگردی، معاون سرمایهگذاری سازمان منطقه آزاد ماکو، در کنار اعلام رشد هفتبرابری سرمایهگذاری خارجی، بر تربیت نیروی انسانی متخصص تأکید کرده است. برنامه آموزش حداقل سه هزار نیروی کارآمد در حوزههای تجارت، گمرک و ترخیص، نشان میدهد که مدیریت منطقه به یک واقعیت مهم توجه دارد: زیرساخت نرم تجارت به اندازه زیرساخت سخت اهمیت دارد.
یک بندر، پایانه یا جاده بدون نیروی انسانی متخصص و فرآیندهای سریع نمیتواند به هاب تجاری تبدیل شود. از همین رو، آموزش نیروهای بومی میتواند دو نتیجه همزمان داشته باشد؛ نخست افزایش کیفیت خدمات تجاری و دوم ایجاد اشتغال پایدار برای ساکنان منطقه.
مدیرعامل منطقه آزاد ماکو: باید مدیریت یکپارچه ایجاد شود
حسین گروسی در اظهارات خود بر ضرورت مدیریت یکپارچه تأکید کرده است. این موضوع یکی از کلیدیترین مسائل پیش روی ماکوست. مرز بازرگان تنها تحت مدیریت یک دستگاه نیست. گمرک، راهداری، پلیس، دستگاههای مرزی، سازمان منطقه آزاد و طرف ترکیهای هر کدام بخشی از فرآیند را در اختیار دارند. در چنین شرایطی، حتی اگر یک دستگاه عملکرد خود را بهبود دهد، ضعف دستگاه دیگر میتواند کل زنجیره را مختل کند.
تجربه صف کامیونها دقیقاً همین واقعیت را نشان داده است. تجارت یک زنجیره است و سرعت آن را کندترین حلقه تعیین میکند. از این منظر، راهاندازی یک سازوکار هماهنگ میان دستگاههای ایرانی و همچنین گفتوگوی مستمر با طرف ترکیهای، به اندازه ساخت پایانه و افزایش تعداد خطوط اهمیت دارد.
بازرگان؛ گلوگاهی که میتواند به دروازه تبدیل شود
اکنون مرز بازرگان در یک نقطه تعیینکننده قرار گرفته است. از یک طرف، تقاضای ترانزیت افزایش یافته، تجارت ایران و ترکیه ظرفیت رشد دارد، سرمایهگذاری در ماکو افزایش پیدا کرده و برنامه ایجاد هاب لجستیکی مطرح شده است. از طرف دیگر، صف کامیونها، محدودیت پذیرش طرف ترکیهای و ضعف هماهنگی میان دستگاههای مختلف همچنان پابرجاست. اگر ظرفیت پذیرش کامیونها به هزار دستگاه در روز برسد، لاین سوم عملیاتی شود، طرح جامع پایانه اجرایی شود و هماهنگی با ترکیه به سطح پایداری برسد، بازرگان میتواند از یک گلوگاه به یک دروازه تبدیل شود.
در غیر این صورت، افزایش سرمایهگذاری در منطقه ممکن است با محدودیت ظرفیت حملونقل و گمرکی مواجه شود.
برگ تازه تجارت ایران
ماکو اکنون مجموعهای از مزیتها را در کنار یکدیگر دارد: موقعیت جغرافیایی، دسترسی به ترکیه، عضویت در مسیر کریدورهای بینالمللی، منطقه آزاد بودن، رشد سرمایهگذاری خارجی، ظرفیت تولید، انرژی خورشیدی، گردشگری و امکان توسعه خدمات مالی و لجستیکی.
اما مزیت جغرافیایی به تنهایی کافی نیست. ماکو زمانی میتواند «برگ تازه ایران برای تجارت با اروپا» باشد که این مزیتها در یک زنجیره واحد اقتصادی به هم متصل شوند.
سرمایهگذار باید بتواند وارد شود، تولید کند، انرژی دریافت کند، کالا را به بازار برساند، خدمات مالی دریافت کند و محصول خود را از یک مسیر سریع و قابل پیشبینی صادر کند. در این میان، مرز بازرگان مهمترین حلقه این زنجیره است.
۵.۵ میلیارد دلار تجارت فعلی ایران و ترکیه و هدف ۳۰ میلیارد دلاری، ظرفیت ۱۸۲۰ هکتاری دهکده لجستیکی، سرمایهگذاری خارجی ۵۰ میلیون یورویی و هدف عبور روزانه هزار کامیون، همگی اعداد بزرگی هستند؛ اما موفقیت واقعی زمانی رقم میخورد که این اعداد از روی کاغذ به جریان واقعی کالا، سرمایه و اشتغال تبدیل شوند. ماکو اکنون در برابر یک فرصت تاریخی قرار دارد. فرصت تبدیل شدن از یک منطقه مرزی به یک هاب تجارت، ترانزیت و تولید.
اما پاسخ به پرسش اصلی این گزارش ــ «گلوگاه بازرگان باز میشود؟» ــ هنوز به عملکرد ماهها و سالهای آینده بستگی دارد. اگر زیرساخت، دیپلماسی اقتصادی، مدیریت یکپارچه و ظرفیت پذیرش دو سوی مرز همزمان تقویت شود، بازرگان میتواند یکی از مهمترین دروازههای زمینی تجارت ایران با اروپا شود؛ در غیر این صورت، ماکو با همه ظرفیتهایش همچنان پشت صف کامیونها خواهد ماند.
نظر شما