سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۳
۰ نفر

تهرانی‌های در آماده‌سازی شهر و محله برای عزاداری‌های محرم و صفر سنگ‌تمام می‌گذاشتند و از واگذاری مال و منال و هر گونه وسیله برای آماده‌سازی و سیاهپوش کردن تکیه‌ها و حسینیه‌ها دریغ نداشتند. این‌ میان، اشعار مرثیه‌سرایان پارسی‌زبان صدرنشین و نماد عزاخانه‌های تهران قدیم بود.

تکیه

همشهری آنلاین - سروش جنابی : سیاهپوشی تکیه‌ها و حسینیه‌ها چنان بود که در هنگام بستن حتی جایی به مقدار نیمه‌آجری که از سیاه پوشیده نشده باشد به نظر نمی‌رسید. در این هنگام، قالیچه‌ها، پرده، بغچه، مخمل‌ها، ملیله‌دوزی‌ها، زری‌بفت‌ها، سوزن‌زنی‌ها و قواره پارچه‌های گرانبها، بیدق‌های مربع و مثلث و مستطیل رنگارنگ خامه‌دوزی شده از عکس‌های شیر و خورشید و امام و حضرت عباس و غیره و غیره از خانه و دکان و مسجد و انبار خارج و تقدیم عزاخانه‌ها می‌شد.

جعفر شهری در جلد دوم «طهران قدیم» با این توصیف از حال و هوای محرم و صفر در مورد زینت کردن عزاخانه‌ها می‌نویسد که سیاهپوش کردن تکیه‌ها تا جایی بود که دیرک‌های چادرها را نیز دربرمی‌گرفت و «از سر تا پا سیاهپوش و زیورپوش گردیده، به انواع پرچم‌ها و کتل‌ها و علامت‌ها و سه‌شاخه، دو شاخه و پنج‌شاخه و قالیچه‌های گرانبها پیراسته می‌گردید.»

این تکایا با کتیبه‌های اشعار جانسوز مرثیه‌سرایان نامی مانند «محتشم» و «جودی» صورت عزاخانه می‌گرفت که به نوشته کتاب «طهران قدیم»، «اگر هیچ‌یک از تجملات دیگر در آن به‌کار نرفته بود همین کتیبه‌های سیاه کافی بود تا آن را به‌صورت عزاخانه در آورد، چنان که در هر زمان از ایام سال هم بر سردر و جرزهای هر خانه و مکان که از این سیاهی نصب شده بود علامت آن بود که در آن روضه و تعزیه برپا می‌باشد؛ اگر چه در داخل آن هیچ‌گونه تشریفات و تشکیلات دیگر به‌عمل نیامده باشد و دعوت‌نامه‌ای که مردم را بدون دعوت و تعارف به درون می‌کشید.»

مرغوب‌ترین و شیواترین این اشعار، به نظر جعفر شهری، از آن محتشم کاشانی بود که از جهت استحکام و انسجام شعری و قدرت بیان چند نمونه از آن را ذکر کرده است:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است / باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است / باز این چه رستخیز عظیم است کز جهان / بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است / گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب / کاشوب در تمامی ذرات عالم است / گر خوانمش قیامت کبرا بعید نیست / این رستخیز عام که نامش محرم است / در بارگاه قدس که جای ملال نیست / سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

***

کشتی شکست خورده طوفان کربلا / در خاک و خون فتاده به میدان کربلا / از آب هم مضایقه کردند کوفیان / خوش داشتند حرمت مهمان کربلا / گر چشم روزگار بر او فاش می‌گریست / خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا / خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا / بودند دیو و در همه سیر آب و می‌مکید / آن از دمی که لشکر اعدا نکرده شرم / کردند رو به خیمه سلطان کربلا / آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد / کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

***

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند / اول صلا به سلسله انبیا زدند / نوبت به اولیا که رسید آسمان طپید / زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند / پس آتشی ز اخگر الماس ریزه‌ها / افروختند و بر حسن مجتبی زدند کندند / وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود / کندند از مدینه و در کربلا زدند

کد خبر 1059365

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار دروازه طهرون

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha