یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۰۵:۱۷

حضرت آیت‌الله عبدالله‌جوادی آملی: هر چه انسان سالک، اهمیت راه را بهتر درک کند، طی آن راه موفق‌تر است؛ چه اینکه بازگو کردن معلم آن علم و مبدأ پیدایش آن علم برای سالک انگیزه طی طریق را تقویت می‌کند.

یک متعلم اگر بداند معلم اصلی و اصیل این علم چه شخص و شخصیتی است، در فراگیری آن علم، جهاد و اجتهاد بیشتری دارد. عظمت اخلاق و تهذیب روح این است که اگر کسی متخلّق شد و مهذّب شد، رِبح می‌برد که «یَرجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُور»(1)؛ و اگر کسی - معاذ‌الله - آلوده شد، خسارت می‌بیند.

از سویی شما وقتی گذشته از قرآن، به ثَقَل دیگر که همان عترت طاهرین است، به سنت و سیرت سخنان ائمه(ع) می‌نگرید، می‌بینید بیش از هر چیز درباره اخلاق سخن گفته‌اند زیرا روح مهذّب، هم خود به سعادت می‌رسد و هم جامعه‌ای را سعادتمند می‌کند و روح تیره نه‌تنها خود گرفتار بدبختی و رذالت است، بلکه جامعه را به تباهی می‌کشاند  و مهم‌ترین بحث را هم که وجود مبارک امیر‌المؤمنین(ع) در همان خطبه تقوائیه‌شان که به «همام» ایراد کردند، فرمودند.

برابر سوره مبارکه وَالعصر اوّل از «مَنطِقُهُمُ الصَّواب» شروع می‌کنند. منطق کسی صواب است که فکر او صائب باشد. انسانی که صائب‌الفکر است، منطق صواب دارد. نخستین فضیلتی که حضرت امیر(ع) برای مردان باتقوا یاد می‌کند، این است: «مَنطِقُهُمُ الصَّواب؛ بعد مَلْبَسُهُمُ الاِقتصادْ» (2). خُب منطق نه‌تنها حرف‌زدن؛ یعنی سیره عملی او، روش او، گفتار او، نوشتار او نیز این‌‌چنین است. هر عملی که از او نشأت می‌گیرد، صواب است؛ راز این اعمال این است که اندیشه او صائب است.

آنگاه بعد از چند جمله، عظمت روح این متخلقین و متقیان را که ذکر می‌کند، می‌فرماید به اینکه «عَظُمَ الخالِقُ فِی اَعیُنِهِمْ وَ صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی اَنفُسِهِمْ»(3). تنها چیزی که در دیدگاه ایشان و در جان ایشان بزرگ جلوه می‌کند، خداست؛ غیرخدا هر چه هست، پیش ایشان کوچک است. البته غیرخدا هر چه هست، کوچک است مگر چیزی که صبغه الهی داشته باشد. نبوت، رسالت، ولایت، وحی، شریعت؛ اینها صبغه الهی دارد. چون صبغه الهی دارد، در جان مردان باتقوا به عظمت ظهور می‌کند.

مادون، یعنی ماسِوا؛ آنچه رنگ خدایی ندارد، نه غیراز خدا! یک وقت انسان می‌گوید: غیرخدا هر چه هست، پیش ایشان کوچک است. مردان باتقوا به شعائر الهی با دید تکریم نگاه می‌کنند؛ «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ‌الله فَإنَّهَا مِنْ تَقوَی القُلُوبْ» (4). شعائر إله را تعظیم می‌کنند، شعائر خدایی در جان ایشان عظیم است و بزرگ.

منظور از دُون، یعنی سِوا؛ نه پایین! نه هر چه پایین‌تر از خداست، پیش ایشان حقیر است؛ هر چه که صبغه الهی ندارد، پیش مردان باتقوا حقیر است. «عَظُمَ الخالِقُ فِی اَعیُنِهِمْ وَ صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی اَنفُسِهِمْ». مادون یعنی چیزی که رنگ الهی ندارد. هر چیزی که نام و نشانی از خدا نداشت و برای خدا و در راه خدا نبود، ایشان تحقیر و تصغیر می‌کنند و هر چه که در مسیر حق است، تکریم می‌کنند. لذا این جمله حضرت که فرمود «عَظُمَ الخالِقُ فِی اَعیُنِهِمْ وَ صَغُرَ مَا دُونَهُ فِی اَنفُسِهِمْ» با آن کریمه‌ای که در قرآن فرمود «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ‌الله فَإنَّهَا مِنْ تَقوَی القُلُوب» هماهنگ است.

پی‌نوشت‌ها:
1) فاطر / 29
2 و3) نهج البلاغه / خطبه 193
4) حج / 32

کد خبر 105883

برچسب‌ها