همشهری آنلاین - حوادث: این پرونده چندی قبل با مراجعه یک زن جوان به دادسرای جرایم پزشکی کلید خورد. شاکی در اظهاراتش گفت:در اینستاگرام تبلیغ کلینیکی در شمال تهران را دیدم که توسط یک بلاگر هم معرفی و تبلیغ شده بود. من تصمیم داشتم، تزریق فیلر و چربی به صورت انجام بدهم و به این بهانه قدم در کلینیک گذاشتم. اما بلافاصله پس از عمل، صورتم به شدت ورم کرد، عفونت بدی گرفت و حالت کجی پیدا کرد.
شکایت های سریالی
با این شکایت، پرونده ای در دادسرای جرایم پزشکی تشکیل شد و تیمی از ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند. اما این تنها شکایت نبود. در مدتزمان کوتاهی، چندین شکایت مشابه دیگر روی میز بازپرس دادسرای جرایم پزشکی قرار گرفت. قربانیان یکی پس از دیگری با صورتهایی آسیبدیده مراجعه میکردند؛ برخی دچار عفونتهای چشمی شده بودند و برخی دیگر که برای عمل «بلفاروپلاستی» (برداشتن پف پلک) یا تخلیه چربی غبغب زیر تیغ این افراد رفته بودند، با عوارض جبرانناپذیری مواجه شدند.
پردهبرداری از یک فریب بزرگ
با انجام تحقیقات گسترده مشخص شد دو نفری که خود را جراح زیبایی معرفی میکردند و با روپوش سفید و تابلوی پزشک در مطب حاضر بودند، حتی یک روز هم در دانشکده پزشکی تحصیل نکردهاند. مدارک تحصیلی آنها تنها در حد کاردانی است. همین کافی بود تا دستور پلمپ کلینیک غیرقانونی و بازداشت دو پزشک قلابی صادر شود. وقتی ماموران در آنجا حاضر شدند، پی بردند که آنها سعی داشتند کلینیک را مجهز کنند به طوریکه هرکس وارد آنجا می شد به تقلبی بودن مرکز مشکوک نمی شد.
شوک دوم اما زمانی بود که کارآگاهان به سراغ مواد اولیه مصرفی در این کلینیک رفتند؛ بوتاکسها و فیلرهایی که در تزریقات استفاده میشد، بخش بزرگی از آنها تقلبی و غیراستاندارد بودند؛ موادی که عامل اصلی عفونتها و آسیبهای جدی به چهره قربانیان بود.
این دو متهم هماکنون با قرار بازداشت در اختیار ماموران پلیس هستند و تحقیقات برای شناسایی سایر شکات و همچنین دستگیری شبکه تامینکنندگان مواد تقلبی ادامه دارد.
عشق جراحی
یکی از متهمان که نقش پزشک را بازی می کرد حدود ۳۰ سال سن دارد. او می گوید که عاشق پزشکی و جراحی بوده است. به همین دلیل تصمیم گرفته که کلینیک زیبایی افتتاح کند غافل از اینکه در نهایت دست او و همدستش رو خواهد شد.
از کجا شروع کردی؟ چطور جرات کردی بدون مدرک پزشکی، تیغ جراحی دست بگیری؟
من از همان دوران جوانی به علم پزشکی و جراحی علاقه شدیدی داشتم. همیشه آرزو داشتم جراح زیبایی شوم. اما سیستم آموزشی و طی کردن سالهای طولانی دانشگاه و تخصص، حوصله میخواست. من صبر نداشتم که ۷، ۸ سال از عمرم را پای درس و کتاب بگذارم. در چند کلینیک زیبایی، مدتی به عنوان دستیار کار میکردم. آنجا همهچیز را یاد گرفتم؛ تزریق، بخیه، حتی نحوه کار با تجهیزات را. وقتی دیدم میتوانم مثل یک دکتر کار کنم، تصمیم گرفتم با همکارم که او هم تجربه مشابهی داشت، کلینیک خودمان را راه بیندازیم.
فکر نمیکردی با این کار ممکن است سلامت یک انسان را برای همیشه نابود کنی؟
(مکث میکند) من همیشه سعی میکردم کارم را با دقت انجام دهم. خیلی از مراجعین ما از کارهای من راضی بودند. اینکه میگویید صورتها عفونت کرده، شاید به دلیل مراقبت نکردن خودشان بوده یا حساسیت بدنیشان به مواد. من فقط میخواستم خدماتی را بدهم که در مراکز دیگر هزینههای نجومی بابتش میگیرند.
اما شما از موادی استفاده میکردید که تقلبی بود. این را چطور توجیه میکنی؟
این دیگر تقصیر ما نبود. ما وسایل و مواد را از یک واردکننده که معرف داشت، میخریدیم. او به ما تضمین داده بود که برندها اصلی هستند. من پزشک شیمی یا آزمایشگاه نبودم که تشخیص بدهم فیلر داخل سرنگ تقلبی است یا اصل. اعتماد کردم و چوبش را هم خوردم.
تو با جان مردم بازی کردی؟
خوشبختانه خطر جانی کسی را تهدید نکرد.
تبلیغات گسترده هم که انجام می دادی؟
به چند بلاگر پول دادم که تبلیغات کنند. آنها فقط دنبال پول تبلیغات بودند. ما هزینه میکردیم تا شناخته شویم. اگر هم کسی شکایتی داشت، در هر حرفهای پیش میآید. مگر دکترهای واقعی هم قصور پزشکی ندارند!؟
چرا به جای طی کردن مسیر قانونی، راه میانبر خلاف را انتخاب کردی؟
میدانم کارم غیرقانونی بوده، اما باور کنید من عاشق کارم بودم. شاید اگر به جای این همه حاشیه، همان درسها را خوانده بودم، الان یکی از بهترین جراحان شهر بودم. فقط راه رسیدن به آرزویم را اشتباه انتخاب کردم.
نظر شما