همشهری آنلاین-مجیدجباری: «اینجا پر از بچه است؛ بچهها هم شهربازی میخواهند.» این جمله مادر یکی از شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب، مسیر یک گروه داوطلب را تغییر داد. گروهی که پیشتر از تهران به میناب رفته بود تا مقدمات برپایی شهربازی سیار را برای بازماندگان مدرسه فراهم کند؛ برای کودکانی که با کابوس واقعه دردناک حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب به عنوان یکی از تلخ ترین تصاویر جنگ دست و پنجه نرم میکنند؛ جایی که دهها دانشآموز شهید و زخمی شدند و همکلاسی هایشان با خاطره آن روز ماندند.
فرصتی برای بازی
مسئول برگزاری شهربازیهای سیار در این باره میگوید که حدود ۵۰ روز پس از حادثه، وقتی همراه گروهش برای کودکان بازمانده مدرسه شجره طیبه میناب برنامه اجرا میکرد، متوجه شد آنچه بازماندگان بیش از هر چیز نیاز دارند، فرصتی برای بازی، خندیدن و فاصله گرفتن از خاطرات تلخ روز موشکباران است.
امیر شافعی در گفتوگو با همشهریآنلاین توضیح میدهد: در آن روزها به خانوادههای داغدار توجه میشد، اما کمتر کسی به صدها کودک بازمانده فکر میکرد که برخی از آنها دوستان و همکلاسیهایشان را در حادثه تلخ از دست داده بودند. برخی از این کودکان دچار سوختگی و آسیب جسمی شده بودند و بسیاری نیز با ترس و تروما دستوپنجه نرم میکردند.

به همین خاطر بود که شافعی و گروهش تصمیم گرفتند تجهیزات شهربازی سیار را با وجود مشکلات و موانع بسیار به صورت رایگان به میناب منتقل کنند. برای اجرای این طرح، چند مربی و نیروی داوطلب به گروه پیوستند و در نهایت جمعیتشان به بیش از ۸۰ نفر رسیدند.
بی مهری چهرههای شناخته شده
امیر شافعی از بیمهری بسیاری از چهرههای شناختهشدهای که برای همراهی با طرح با آنها تماس گرفته شد هم میگوید: خیلی از این افراد حاضر به همکاری نشدند. برخی بازیگران و فعالان فضای مجازی نه تنها دعوت گروه را نپذیرفتند که حتی بعضا نسبت به اجرای چنین برنامههایی انتقاد هم داشتند. در مقابل، چند هنرمند و چهره کمتر شناختهشده در حد توان خود از گروه ما حمایت کردند.
او بزرگترین چالش برپایی شهربازی برای کودکان بازمانده مدرسه میناب را پیدا کردن مکان عنوان میکند و میگوید: پس از روزها جستوجو، زمینی در کنار گلزار شهدای حادثه برای اجرای برنامه در نظر گرفته شد که فقط چند متر با گلزار شهدای کودکان میناب فاصله داشت. ابتدا نگران بودم خانوادهها از برگزاری شهربازی در کنار مزار فرزندانشان ناراحت شوند. به همین دلیل شخصاً به دیدار خانوادهها رفتم.
شافعی میگوید: یکی از این دیدارها با مادر شهید امیر محمدی بود. هیچ وقت این دیدار را فراموش نمیکنم. نگرانی خود را با این مادر بزرگوار و داغدیده در میان گذاشتم، اما پاسخ متفاوتی شنیدم: «اینجا پر از بچه است؛ جای بچهها شهربازی است.
او اضافه میکند: در روزهای بعد، خانوادههای دیگری نیز از این ایده استقبال کردند. از جمله پدر شهید زهرا انصاری از خاطره آخرین روز حضور دخترش در ساحل گفت؛ روزی که زهرا مشغول ساختن قلعه شنی بود و از پدرش خواسته بود اجازه دهد قلعه را کامل کند، اما این واقعه فرصت دوباره را به زهرا نداد.
ساحل مورد علاقه زهرا کوچولو
امیر شافعی میگوید: پس از برپایی دور اول شهربازی که حدود ۵ روز بود، خانواده زهرا اعضای گروه را به ساحلی بردند که پاتوق همیشگیشان بود؛ همان ساحلی که زهرا در آن قلعه شنی میساخت. موضوعی که برایم تکاندهنده بود این است که ساحل مورد علاقه زهرا همان نقطهای بود که پیشتر و در زمانی که کارهای برپایی شهربازی به بنبست رسیده بود، به طور اتفاقی به آنجا پناه برده و شب را تا صبح آنجا سپری کرده بودم، بیآنکه بدانم خاطرات یکی از کودکان شهید مدرسه میناب نیز به همانجا گره خورده است.

مسئول برگزاری شهربازیهای سیار درباره برگزاری این شهربازی میگوید: نخستین دوره شهربازی ما از ۱۵ تا ۲۰ اردیبهشت برگزار شد. برنامه فقط به وسایل بازی محدود نبود. کارگاههای شکلاتسازی، سفالگری، گلبازی، نقاشی روی سفال، اوریگامی، قصهخوانی، نمایشهای عروسکی، پشمک و پفیلا بخشی از برنامههایی بود که برای کودکان تدارک دیده شد. استقبال به اندازهای بود که برخی خانوادهها از بندرعباس، رودان و روستاهای اطراف نیز برای حضور در برنامه به میناب میآمدند.
دو روایت تکان دهنده از بازماندگان
امیر شافعی ادامه میدهد: تأثیرگذارترین بخش ماجرا، روایت خانوادهها و بازماندگان بود. دختربچهای به دلیل سوختگی شدید ناشی از موشکباران مدرسه حاضر نمیشد در برنامه شرکت کند. در آخرین شب، با رضایت خانواده به شهربازی آمد و ساعتها روی وسایل بازی خندید و بازی کرد. یکی دیگر از کودکان هم که هنگام موشکباران، صحنههای دلخراشی از آسیب دیدن همکلاسیهایش دیده و این صحنهها موجب آسیب شدید روحی او شده بود، با حضور در شهربازی و ارتباط با کودکان دیگر، کمی بهتر شد.
شافعی در میان روایتهای ماندگار، به مادر شهیدان حامد و هانیه هانینژاد اشاره میکند. مادری که پیش از برپایی شهربازی و بیآنکه بداند قرار است در میناب این کار را انجام دهیم، در نامهای نوشته بود که برای کمک به بازماندگان، فقط ساخت مدرسه و یادمان کافی نیست و باید برای کودکان فضایی برای بازی و زندگی دوباره ایجاد شود.
تمرکز بر سلامت روان خانوادهها
او میگوید: دوره دوم شهربازی حدود یک ماه بعد با تمرکز بیشتر بر بازماندگان مدرسه و همراهی تیمهای روانشناسی خانوادههای بازماندگان مدرسه میناب برپا شد. بازماندگان و خانوادهها در نشستهای مشاوره شرکت میکردند و کودکان زیر نظر مربیان در برنامههای بازیدرمانی حضور داشتند. دکتر بخشی، از روانشناسان بهنام محلی، و گروهی از روانشناسان حاضر در منطقه نیز در این طرح مشارکت داشتند. یکی از روانشناسان نقل میکرد که اثر این شادی و بازیدرمانی ممکن است تا ۴ سال در ذهن بچهها و روند بهبود آنها ماندگار باشد.
ساخت شهربازی دائم در میناب
اکنون پس از برگزاری دو دوره شهربازی سیار، امیر شافعی در حال برنامهریزی برای سومین حضور گروهش در میناب است. به گفته او قرار است شهریور بار دیگر کاروان بازی و شادی راهی میناب شود. همزمان، طرح ساخت یک شهربازی دائمی در میناب نیز با همکاری و مشارکت برخی حامیان قرار است انجام شود؛ طرحی که اگر به نتیجه برسد، میتواند رویای بسیاری از کودکان این شهر را محقق کند.
نظر شما