همشهری آنلاین، شقایق عرفینژاد: پیش از این هم البته از خوانندگانی از جمله امیر مقاره به عنوان بازیگر در نمایش استفاده شده بود که بازیاش بازخوردهای خوبی هم نگرفت. این شکل استفاده از خوانندگانی که طرفدارانی دارند یا حتی بازیگران سینما که فقط با نگاه به گیشه به نمایش دعوت می شوند، همواره مورد انتقاد اهالی تئاتر بوده است. مسئله این نیست که تئاتر فقط متعلق به یک عده است و دیگران حق ورود ندارند، حتی این هم نیست که دلیل این دعوت و حضور فروش بیشتر است. مسئله این است که فقط و فقط به دلیل جلب تماشاگر و فروش بیشتر این اتفاق رقم میخورد و در موارد بسیاری آن خواننده حتی زحمت تمرین زیاد و رسیدن به نقش را هم به خودش نمی دهد. کورش نریمانی نویسنده و کارگردان تئاتر که کارهای پربیننده ای مثل «شب های آوینیون» و «والس مردهشوران» را روی صحنه برده حضور خواننده، رپر و هر غیربازیگری در تئاتر به عنوان بازیگر را بسته به شرایط اجرا و نقشی که او در آن دارد، میداند: «از کجا معلوم که کاری به یک رپر نیاز نداشته باشد؟ مثلا نمایشنامهای کار میکنم که کاراکترش اصلا یک رپر است. بنابراین از یک رپر در کار استفاده میکنم. اما این که چیزی مرسوم شود و بدون در نظر گرفتن الزامات نمایش و تنها برای جلب تماشاگر انجام شود، کار هنرمندانه و ارزشمندی نیست.»
او میگوید: «من هیچوقت به خودم این اجازه را ندادهام بگویم چرا غیر بازیگران باید در تئاتر حضور داشته باشند. اگر این حضور برای خود آن تئاتر کمککننده است چرا نباید این کار را بکنند؟ اما این باعث شده یک سری تهیهکنندهها و در واقع یک سری دلال تئاتری احساس کردهاند که با این ترفندها شاید بتوانند تماشاگر جلب کنند و یک مسابقه جلب مخاطب راه بیندازند. یعنی حواشی که اصلاً دور از شأن تئاتر است.»
نریمانی وضعیت این روزهای تئاتر را با دهههای قبل و نمایشگرانش مقایسه میکند و میگوید: «دست کم آن شکلی که ما کار میکردیم تمام تلاشمان این بوده که خود چهارچوب نمایش جذاب باشد، اعم از متن، کارگردانی و بازیگری. یعنی آن چیزی که در وهله اول به خود تئاتر مربوط میشود و بعد هر آنچه که نیاز بوده. اگر کسی به موسیقی نیاز داشت به آواز نیاز داشت آدمش را آوردند و استفاده کردند. اگر جای مناسبش باشد چه اشکالی دارد؟»
با این تفاصیل اما او معتقد است در نهایت امروز آنچه باعث میشود از خواننده و چهره اینستاگرامی در نمایشها استفاده شود، تنها فروش بیشتر است: «حس من این است که جامعه تئاتری احساس خطر کرده و متاسفانه حقیقت هم دارد. مسئله اقتصادی است و مربوط به امسال و پارسال نیست. از زمانی که دلالها وارد قضیه شدند این داستان کلید خورد. دلالها چهرهها را سالار کارها کردند و دستمزدها را تغییر دادند.»
نریمانی یکی دیگر از آسیبهای این جریان را محدود شدن فضا برای بازیگران و گروههای دانشجویی جوان میداند: «دانشجویان باید با بدبختی یک کار خوب رو صحنه ببرند. در مقابل یک سری کارها با سر و صدا و حضور فلان خواننده اجرا میشوند.»
او از رسانهها هم گلایه میکند که از مسئول سالن سئوال نمیکنند و مجبورش نمیکنند تا علنا بگوید به چه دلیلی نمایشهایی تحت عنوان نمایشهای لاکچری و با حضور چهرهها و بدون هیچ زیبایی شناسی و اندیشه تئاتری روی صحنه برده است.»
او باز هم تکرار میکند مشکل تنها حضور یک خواننده به عنوان بازیگر روی صحنه نیست و مقاومت در برابر این هم بی معناست: «زمانی که هنوز بازیگر سینمایی وارد تئاتر نشده بود پیشکسوتانی داشتیم که بی دلیل به این مسئله واکنش بد نشان میداند. این اتفاق در باره محمدرضا فروتن هم افتاد که بازیگر خوب سینما و آدم شریفی است. او یک بار خواست تجربه تئاتری بکند. آن هم با دکتر رفیعی. من خودم چند باری سر تمرینها رفتم. اولین کسی که از من سوال میپرسید همین محمدرضا فروتن بود. مدام نگران نقشش بود. این آدم با کسی که در اینستاگرام برای دیده شدن هر کاری میکند، فرق دارد. در نهایت حقیقت این است که مشخص است ۹۹.۹ درصد فقط به دلیل فروش بیشتر از چهرههای مشهور غیربازیگر در کارها استفاده میشود.»
نظر شما