همشهری آنلاین: چهار هفته هیجان، دهها مسابقه، صدها ساعت بحث و تحلیل، شببیداری برای تماشای بازیها و انبوهی از لحظات فراموشنشدنی. ناگهان سوت پایان فینال به صدا درمیآید، جام بالا میرود، آتشبازیها تمام میشود و میلیونها نفر در سراسر جهان با یک پرسش مشترک روبهرو میشوند: «حالا دیگر چه؟»
برای بسیاری از هواداران فوتبال، پایان جام جهانی فقط پایان یک تورنمنت نیست. برخی از آنها در روزها و هفتههای پس از فینال نوعی احساس خلأ، دلتنگی یا بیحوصلگی را تجربه میکنند؛ احساسی که اگرچه نام رسمی پزشکی ندارد، اما آنقدر رایج است که رسانههای ورزشی از آن با عنوان «افسردگی پس از جام جهانی» یاد میکنند.
یک ماه زندگی با فوتبال
جام جهانی رویدادی متفاوت از دیگر مسابقات ورزشی است. این رقابت تنها هر چهار سال یک بار برگزار میشود و برای مدت حدود یک ماه به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل میشود.
بسیاری از هواداران برنامه روزانه خود را با ساعت مسابقات تنظیم میکنند. قرارهای دوستانه، دورهمیهای خانوادگی، فعالیت در شبکههای اجتماعی و حتی ساعت خواب و بیداری تحت تأثیر بازیها قرار میگیرد. در چنین شرایطی فوتبال فقط یک سرگرمی نیست؛ به بخشی از ریتم زندگی تبدیل میشود. وقتی این ریتم ناگهان متوقف میشود، مغز با کاهش قابل توجهی از محرکهای هیجانی مواجه میشود. نتیجه میتواند احساسی شبیه به دلتنگی یا خلأ باشد.
چرا پایان جام جهانی اینقدر سخت است؟
روانشناسان معتقدند انسانها به رویدادهای بزرگ و مشترک علاقه دارند. این رویدادها احساس تعلق ایجاد میکنند؛ حسی که فرد را بخشی از یک جمع بزرگتر میکند. در طول جام جهانی میلیونها نفر همزمان درباره یک موضوع صحبت میکنند، یک بازی را تماشا میکنند و نسبت به اتفاقات مشابه واکنش نشان میدهند. این تجربه جمعی در دنیایی که افراد بیش از هر زمان دیگری پراکنده و مشغول زندگی شخصی خود هستند، اهمیت زیادی پیدا کرده است.
پس از پایان مسابقات، این حس مشارکت جمعی نیز بهطور ناگهانی کمرنگ میشود. دیگر خبری از شمارش معکوس برای بازی بعدی، بحث درباره ترکیب تیمها یا پیشبینی نتایج نیست.
نشانههایی که بسیاری از هواداران تجربه میکنند
احساس دلتنگی پس از جام جهانی در افراد مختلف شکلهای متفاوتی دارد. برخی مدام ویدئوهای مسابقات را مرور میکنند، بعضی هنوز اخبار تیم محبوب خود را دنبال میکنند و گروهی دیگر احساس میکنند چیزی از برنامه روزانهشان حذف شده است. حتی دیده میشود که هواداران روزها پس از پایان مسابقات همچنان درباره گلهای حساس، اشتباهات داوری یا فرصتهای از دست رفته صحبت میکنند؛ گویی هنوز تورنمنت به پایان نرسیده است. این واکنشها معمولاً طبیعی هستند و پس از مدتی از بین میروند.
فوتبال تنها نیست
جالب اینجاست که چنین احساسی فقط به جام جهانی محدود نمیشود. پس از پایان بازیهای المپیک، جام ملتهای اروپا، سوپربول یا حتی پایان سریالهای پرطرفدار نیز بسیاری از افراد تجربه مشابهی دارند. در واقع انسانها به داستانها و رویدادهایی که برای مدتی طولانی با آنها زندگی کردهاند وابسته میشوند. هرچه این تجربه عمیقتر و طولانیتر باشد، خداحافظی با آن دشوارتر خواهد بود.
چرا جام جهانی متفاوت است؟
آنچه جام جهانی را از بسیاری از رویدادهای دیگر متمایز میکند، کمیاب بودن آن است. لیگهای فوتبال هر سال برگزار میشوند، اما جام جهانی تنها هر چهار سال یک بار از راه میرسد. برای برخی هواداران، فاصله میان دو جام جهانی معادل یک دوره مهم از زندگی است؛ چهار سالی که در آن ممکن است فارغالتحصیل شوند، شغل خود را تغییر دهند، ازدواج کنند یا حتی صاحب فرزند شوند. به همین دلیل هر دوره جام جهانی با خاطرات شخصی و جمعی خاصی گره میخورد.
بعد از جام جهانی چه میماند؟
شاید مهمترین دلیل محبوبیت جام جهانی همین باشد که فراتر از فوتبال عمل میکند. این مسابقات فقط درباره گلها و جام قهرمانی نیست؛ درباره خاطرات مشترک، شبهای هیجانانگیز، بحثهای دوستانه و لحظاتی است که میلیونها نفر در سراسر جهان همزمان تجربه میکنند. به همین دلیل است که پس از پایان فینال، بسیاری از هواداران احساس میکنند چیزی کم شده است. شاید نه صرفاً فوتبال، بلکه همان حس انتظار، هیجان و مشارکت جمعی که برای چند هفته بخشی از زندگی روزمره آنها شده بود. و شاید به همین دلیل باشد که تنها چند ساعت پس از پایان هر جام جهانی، شمارش معکوس برای جام جهانی بعدی آغاز میشود.
نظر شما