همشهری- رضا بیات،کارشناس مدیریت کیفیت هوا:مرور روند حدود پانزده سال اخیر کیفیت هوای تهران نشان میدهد که باوجود تصویب قانون هوای پاک، تدوین برنامههای متعدد، تشکیل کارگروههای مختلف و تقسیم وظایف میان دستگاههای مسئول، هنوز بهبود پایدار و معناداری در میانگین سالانه کیفیت هوای تهران مشاهده نمیشود. این بدان معنا نیست که هیچ اقدامی مؤثر نبوده است؛ بلکه نشان میدهد ساختار حکمرانی این حوزه همچنان نیازمند بازنگری، هماهنگی بیشتر و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد است.
بهبود موقت؛ فرصتی برای غفلت یا زنگ خطر؟
بهبود نسبی کیفیت هوای بهار امسال نیز احتمالاً تنها نتیجه اجرای سیاستهای کنترل آلودگی هوا نبوده است. شرایط جوی مناسبتر، تغییر الگوی فعالیتهای شهری و تعطیلیهای مکرر مدارس و برخی مشاغل نیز در این وضعیت نقش داشتهاند. بنابراین نباید این بهبود موقت، ما را از اصلاحات اساسی غافل کند.
تداوم دغدغه محیطزیست در سایه شرایط کشور
پیش از تحولات اخیر منطقه، آلودگی هوا و ترافیک در بسیاری از نظرسنجیها در صدر دغدغههای شهروندان تهرانی قرار داشت. امروز نیز اگرچه کشور با مسائل مهمی همچون شرایط جنگی، محدودیت منابع و دغدغههای اقتصادی روبهروست، اما سلامت مردم و کیفیت محیطزیست نباید به حاشیه رانده شود. اتفاقاً در چنین شرایطی، حکمرانی صحیح اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بازخوانی اسناد بالادستی و لزوم نگاه آسیبشناسانه
اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام میکند: «در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد و از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.» همچنین با پایان دوره سند چشمانداز بیستساله کشور و در کنار سیاستهای کلی محیطزیست ابلاغی، اکنون فرصت مناسبی است تا با نگاهی آسیبشناسانه، راهبردهای آینده مدیریت کیفیت هوا بازنگری شود.
هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی آلودگی هوا
سالانه بیش از ۵۰ هزار مرگ زودرس در کشور به آلودگی هوا منتسب میشود که متناسب با شرایط، بیش از هفت هزار مورد آن در شهر تهران رخ میدهد. این اعداد تنها آمار نیستند؛ بلکه هزاران خانواده، صدها هزار سال عمر از دسترفته و میلیاردها تومان خسارت اقتصادی و درمانی را نمایندگی میکنند.
ضرورت حکمرانی فرابخشی و منطقهای
در عین حال نباید فراموش کرد که مدیریت آلودگی هوا، صرفاً وظیفه سازمان حفاظت محیطزیست نیست. وزارت نفت، وزارت نیرو، وزارت صمت، وزارت راه و شهرسازی، وزارت کشور، شهرداریها، پلیس، خودروسازان، صنایع، رسانهها، دانشگاهها و حتی شهروندان، همگی بخشی از این نظام حکمرانی هستند. تجربه نشان داده است که هیچ دستگاهی به تنهایی قادر به حل این مسئله پیچیده نیست. علاوه بر این، تجربه شهرهایی مانند پکن نشان میدهد که حکمرانی آلودگی هوا نباید صرفاً در مقیاس یک شهر محدود بماند؛ بلکه با توجه به جابهجایی آلایندهها و الگوهای غالب باد، برنامهریزی باید در مقیاس منطقهای و در هماهنگی میان چند استان و دستگاههای ملی انجام شود.
اهمیت دادهمحوری و مطالعه منشأیابی آلایندهها
چند ماه پیش در مراسمی، از نسخه جدید سیاهه انتشار منابع تولید آلودگی هوای شهر تهران که شرکت کنترل کیفیت هوای شهرداری تهران آن را سفارش داده و توسط دانشگاه علم و صنعت ایران تهیه شده، رونمایی شد؛ مطالعهای ارزشمند که میتواند مبنای تصمیمگیریهای آینده باشد. انتشار عمومی گزارشهای فنی و دادههای این مطالعه، امکان بهرهگیری بیشتر دانشگاهها، پژوهشگران و متخصصان را فراهم کرده و کیفیت تصمیمسازی را ارتقا خواهد داد. البته سیاهه انتشار تنها یکی از ارکان تصمیمسازی در مدیریت کیفیت هواست. در کنار آن، انجام مطالعات منشأیابی آلایندهها نیز ضروری است. سیاهه انتشار نشان میدهد هر منبع چه میزان آلاینده تولید میکند، اما منشأیابی مشخص میکند آلایندهای که شهروندان عملاً تنفس میکنند، چه سهمی از هر منبع دارد. این دو مطالعه مکمل یکدیگرند و تنها با تلفیق نتایج آنها میتوان اقدامات کنترلی را بر اساس میزان مواجهه جمعیت، اثربخشی واقعی و تحلیل هزینه ـ فایده، اولویتبندی کرد.
ارزیابی اقدامات اخیر در حوزه حملونقل عمومی
خوشبختانه در ماههای اخیر، اقدامات مختلفی در حوزه حملونقل عمومی تهران از جمله افزایش تعداد اتوبوسهای فعال، آغاز نوسازی ناوگان تاکسیرانی و اجرای طرح رایگان شدن استفاده از مترو در مقاطعی از سال به اجرا درآمده است. ارزیابی آثار هر یک از این اقدامات بر کاهش آلودگی هوا و تغییر الگوی سفر شهروندان، مستلزم پایش و تحلیل علمی نتایج آنهاست؛ با این حال، توسعه و ارتقای حملونقل عمومی همچنان یکی از ارکان اصلی مدیریت کیفیت هوا به شمار میرود.
راهکارهای عملیاتی برای زمستان پیشرو و نظارت بر صنایع
از سوی دیگر، با توجه به احتمال افزایش مصرف گاز در ماههای سرد و محدودیت تأمین آن، لازم است از هماکنون برای زمستان پیشرو برنامهریزی شود. در صورت اجتنابناپذیر بودن استفاده از سوختهای جایگزین در نیروگاهها و صنایع، انتخاب محل و زمان مصرف این سوختها باید بر پایه مدلسازی انتشار آلایندهها، شرایط هواشناسی، تراکم جمعیت و میزان مواجهه مردم انجام شود؛ به گونهای که مجموع مواجهه جمعیت کشور با آلودگی هوا به حداقل برسد. همه نیروگاهها و صنایع از منظر اثرگذاری بر سلامت عمومی یکسان نیستند و تصمیمگیری در این زمینه باید مبتنی بر ارزیابی علمی ریسک باشد. در کنار آن، پایش مستمر صنایع، کنترل کیفیت سوخت، نظارت بر خروجی واحدهای صنعتی و جلوگیری از کاهش استانداردهای زیستمحیطی، حتی در شرایط دشوار اقتصادی، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
استراتژیهای حملونقل: تمرکز بر راهکارهای غیرقیمتی
در حوزه حملونقل نیز باید ضمن حفظ استانداردهای آلایندگی خودروهای تولید داخل، مسیر ورود خودروهای کممصرف، هیبریدی و برقی تسهیل شود. البته با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، نمیتوان انتظار داشت افزایش قیمت سوخت در کوتاهمدت راهکار اصلی باشد؛ بنابراین لازم است تمرکز بیشتری بر راهکارهای غیرقیمتی مانند توسعه حملونقل عمومی، مدیریت تقاضای سفر، ارتقای کیفیت خودرو و سوخت، اسقاط خودروهای فرسوده و فرهنگسازی عمومی صورت گیرد.
درسهایی از تجربههای موفق جهانی
تجربههای موفق جهان نیز همین واقعیت را تأیید میکنند. مکزیکوسیتی و پکن با اجرای دهها برنامه کلان و هماهنگ، توانستند طی دو دهه بخش قابل توجهی از آلودگی هوای خود را کاهش دهند. نکته مهم آن است که این موفقیتها حاصل اجرای همزمان مجموعهای از سیاستها در حوزه حملونقل، انرژی، صنعت، سوخت، برنامهریزی سرزمینی، پایش، قانونگذاری و مشارکت عمومی بوده است؛ نه اتکا به یک راهکار منفرد.
چشمانداز هوای پاک؛ مسئولیت مشترک و دستیافتنی
خبر خوب آن است که مسیر کاهش آلودگی هوا برای کشور ناشناخته نیست. تجربههای موفق داخلی و بینالمللی، دانش فنی موجود در دانشگاهها، ظرفیت متخصصان ایرانی و وجود قوانین و اسناد بالادستی، همگی نشان میدهد که با حکمرانی منسجم، شفاف و مبتنی بر شواهد، میتوان در سالهای آینده روند کیفیت هوا را بهبود بخشید.
در نهایت، باید پذیرفت که هوای پاک، محصول یک پروژه یا یک دستگاه نیست؛ نتیجه حکمرانی خوب است. حکمرانیای که در آن دولت، شهرداریها، صنایع، دانشگاهها، رسانهها و مردم، به جای مقصریابی، مسئولیت مشترک خود را بپذیرند. صاحبان صنایع نیز میتوانند با نگاهی فراتر از سود کوتاهمدت، سرمایهگذاری در فناوریهای کنترل انتشار را بخشی از مسئولیت اجتماعی خود بدانند. ایران از دانش فنی، دانشگاههای توانمند، متخصصان مجرب و تجربه چند دهه فعالیت در حوزه آلودگی هوا برخوردار است. اگر این ظرفیتها با همدلی، شفافیت، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و حکمرانی یکپارچه همراه شوند، دستیابی به هوایی پاکتر، نه یک آرزو، بلکه هدفی دستیافتنی خواهد بود.
نظر شما